السلام علی الحسین (ع)

خلاقیت و نوآوری راه گشای بهره وری است.

  عمومی     فناوری اطلاعات     مباحث مرتبط مدیریتی     موضوعات طبقه بندی شده مدیریت  
  شما اینجایید :   صفحه نخست خلاصه كتب مديريت خلاصه کتاب: حلیه المتقین
خلاصه کتاب: حلیه المتقین چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 20 خرداد 1388 ساعت 20:10
خلاصه کتاب: حلیه المتقین
مولف: علامه محمد تقی مجلسی

تلخیص: علی اکبر احمدی-محمددرخشان فر
باب اول :
در بیان آداب جامه وکفش پوشیدن
فصل اول :
در فضیلت تجمل و زینت کردن
بدانکه موافق احادیث معتبره بسیار زینت کردن و جامه های پاکیزه و فاخر پوشیدن هرگاه از حلال بهم رسد و مناسب حال او باشد سنت است و موجب خشنودی پروردگار است و اگر از حلال بهم نرسد به هر چه میسر شود باید قناعت نماید . وتحصیل زیاد تیهای لباس را مانع عبادت الهی نگرداند و اگر حق تعالی روزی را بر او فراخ گرداند ، در خور آن بخورد و بپوشد و صرف نماید و به برادران مومن بدهد .
واگر روزی بر او تنگ شود قناعت نماید و به حرام و شبه خود را آلوده نکند.
بسند معتبر منقول است که حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در تابستان بر روی حصیر می شستند و در زمستان بر روی پلاس و در خانه جامه های گنده می پوشیدند و چون بیرون می آمدند برای مردم زینت می کردند .
از حضرت امیر المومنین (ع) منقول است که باید از برای برادر مومن خود زینت کنید چنانچه از برای بیگانه زینت می کنید که خواهید شمارا به نیکو ترین هیئتی ببینند .



فصل دوم :
در بیان جامه هاییکه حرام است پوشیدن آنها
بدانکه مردان را حریر محض پوشیدن و جامه طلا باف پوشیدن حرام است واحوط آن است که عرقچین و کیسه چیزهایی که عورت را با آن نتوان پوشید هم از حریر نباشد و باز احوط آن است که اجزای جامه مانند سجاف ، حریر نباشد . بهتر آن است که چیزی که به ابریشم مخلوط کنند یا پشم یا کتان یا ریسمان باشد و اولی آن است که چیزی که به ابریشم مخلوط کنند یا پشم یا کتان یا ریسمان باشد و اولی آن است که بقدر ده یک یا زیاده باشد و اگر مجموع تار یا مجموع پود غیر حریر باشد ، بهتر خواهد بود و باید که پوست حیوان مرده نباشد در نماز باید که پوست و پشم و مو و شاخ و دندان و سایر اجزای حیوانی که گوشتشان حرام است نباشد .
بسند معتبر منقول است که حضرت رسول (ص) به حضرت علی (ع) فرمود که : یا علی انگشتر طلا در دست مکن که زینت تست در بهشت ، جامه حریر مپوش که آن پوشش تست در بهشت .
فصل سوم:
در پوشیدن پنبه و کتان و پشم
بهترین جامه ها جامه ای است که از پنبه بافته باشند و بعد از آن کتان است و جامه پشمینه را همیشه پوشیدن و لباس خود قرار دادن کرامت دارد، اما گاهی از برای قناعت یا دفع سرما پوشیدن بد نیست.


فصل چهارم:
در بیان رنگهایی که در جامه سنت یا مکروه است .
بهترین رنگها در جامه سفید است و بعد از آن زرد و بعد از آن سبز و بعد از آن سرخ نیمرنگ و کبود و عدسی ، مکروه است : سرخ تیره خصوصا در نماز و پوشیدن جامه سیاه کراهت شدید دارد در همه حال مگر درعمامه و عبا و موزه و اگر عمامه و عبا هم سیاه نباشد بهتر است .
فصل پنجم :
در بعضی از آداب جامه پوشیدن
جامه های دراز پوشیدن و آستین جامه دراز کردن و جامه را از روی تکبر بر روی خاک کشیدن مکروه و مذموم است .
حضرت صادق فرمود که جامه آنچه از غوزک پا بگذرد در آتش جهنم است .
از حضرت موسی کاظم (ع) منقول است که حق تعالی به پیغمبرش فرمود که : وثیابک مظهر که ترجمه لفظی اش آنست که جامه های خود را پس پاک گردان حضرت فرمود : که جامه های آن حضرت پاک بود و لیکن مراد الهی آن است که جامه را کوتاه کن که آلوده نشود .
فصل ششم:
در پوشیدن لباسی که مخصوص زنان یا کافران باشد .
حرام است مردان را پوشیدن لباسی که مخصوص زنان باشد مانند لچک و مقنعه و نیمتنه و همچنین حرام است زنان را پوشیدن لباسی که مخصوص مردان باشد مانند کلاه و قبا و عمامه و هیچ یک را جایز نیست پوشیدن لباسی که مخصوص کافران باشد مانند زنارو و کلاه های فرنگی .
فصل هشتم :
در بیان آداب زیر جامه پوشیدن
در فقه رضوی مذکر است که زیر جامه را نشسته بپوش و ایستاده مپوش که مورث هلاک و زرداب و غم و الم می شود و در وقت پوشیدن این دعا رابخوان بسم الله اللهم استر عورتی و لما تهتکنی فی عرصات القیامه واعف فرجی ولا تخلع عنی زینه الایمان
در روایت دیگر آمده که ایستاده و روبه قبله و روبه آدم مپوش
فصل نهم :
در آداب جامه نو بریدن و پوشیدن
از حضرت موسی بن محضر منقول است که است کسی که جامه نو بپوشید دست بر آن  نهاده و بگوید : الحمدالله الذی کسانی ما اواری به عورتی و اتحمل به فی الناس و اتزین به بینهم
از حضرت ابی عبدالله منقول است که هرکه آبی در ظرف نوی بکند سی و دو مرتبه سوره انا انزلنافی لیله القدر  بر آن بخواند و بر جامه نو بپاشد در هنگام پوشیده پیوسته در فراخی روزی باشد تا تاری از آن جامه باقی باشد .
فصل یازدهم :
در رنگ نعلین و موزه و کفش و چگونگی آنها
بهترین رنگها در نعل و کفش رنگ زرد است و بعد از آن رنگ سفید و بهترین رنگها در موزه و چکمه سیاه است و در سفر سرخ است و در حضر کراهت دارد و در نعل سنت است که پیش و عقبش بلند باشد و میانش تهی باشد و همه اش برزمین نچسبد و غیر این مکروه است و ظاهرا که کفش نیز آن حکم دارد که کفش سرپایی مکروه باشد .
فصل دوازدهم :
در آداب پوشیدن نعل و موزه و کفش
بسندهای معتبر از حضرت امام محمدباقر و امام جعفر صادق (ع) منقول است که چون نعل بپوشی ابتدا به پای راست بکن و در وقت کندن ابتدا بپای چپ کن و فرمود که هرکه با یکتای کفش براه رود یعنی یک پا در کفش و دیگری برهنه بر او شیطان بر او دست یابد و دیوانه شود.
در فقه الرضا مذکور است که چون خواهی موزه با کفش بپوش ابتدا به پای راست کن و بگو : بسم الله و بالله و الحمدالله للهم صل علی محمد و آل محمد اللهم وطی قدمی فی الدنیا و الاخره و ثبتها علی الایمان  لا تذکر لهما یوم زلزله الاقدام اللهم وقن من جمیع الافات و اعاهات و من الازی و چون بخواهی بکنی بگو : اللهم فرج عنی کل غم و هم ولا تنزع عنی حله الایمان
در مکارم اخلاق از کتاب نجات نقل فرموده که موزه و نعل را نشسته بپوش و ایستاده بکن.

باب دوم
در آداب حلی و زیور پوشیدن مردان و زنان و سرمه کشیدن و در آینه نظر کردن و خضاب کردن
فصل اول :
در فضیلت انگشتر به دست کردن و آداب آن
موکد است مردان زنان را انگشتر در دست راست کردن در بعضی احادیث تجویز فرموده اند که در دست چپ بکنند اما اگر شش شریفی داشته باشد باید که در وقت استنجا بیرون آورد .
فصل سوم :
در فضیلت عقیق
منقولست که حضرت امیر مومنان (ع) چهار انگشتر در دست می کردند انگشتر یاقوت برای شرافت و زینتش و فیروزه برای نصرت و یاری اش و حریه صینی برای قوتش و عقیق برای حرز و دفع دشمنان و بلاها و در حدیث صحیح از حضرت علی بن موسی الرضا (ع) منقول است که عقیق فقر و درویشی را برطرف می کند و در دست کردن عقیق نفاق را زایل می کند .
فصل نهم:
در آداب سرمه کشیدن
بسند صحیح از حضرت صادق (ع) منقول است که سرمه کشیدن در پشت چشم نفع می رساند و در روز زینت است .
در حدیث معتبر دیگر از حضرت امام محمد باقر منقولست که سرمه سنگ در دیده کشیدن دهان را خوشبو می کند و مژگان را محکم می کند .
از حضرت امام رضا (ع) منقولست که هرکه را ضعف در باصره بهم رسد هفت میل از سرمه سنگ در وقت خواب در چشم کشد چهار در چشم راست و سه در چشم چپ
در فقه الرضا مذکور است که چون اراده نمایی که سرمه بکشی میل را به دست راست بگیر و در سرمه دان بزن و بگو بسم الله چون میل را در چشم کشی بگو اللهم نور عصبری و اجعل منه نورا ابصر به حقک واهدنی الی طریق الحق و از شدنی الی سبیل الرشاء اللهم نور علی دنیا و آخرتی


فصل دهم :
در آداب که حضرت رسول (ع) به حضرت امیر المومنین (ع) فرمود که یا علی چون در آینه نظر کنی بگو اللهم کما حسنت خلقی فحسن خلقی و رزقی
فصل یازدهم :
در فضیلت خضاب کردن مردان و زنان
بدانکه مرد آن را خضاب موی سر و ریش سنت موکد است و زنان را خضاب موی سر ودست و پا سنت است و مردان خضاب دست و پا کراهت دارد مگر اندک رنگی که بعد از نوره بر جمیع بدن سنت است حنا مالیدن از آن رنگ در ست بماند که رنگ ناخن به سرخی مایل شود.
چنانچه بسندهای معتبر از حضرت رسالت (ص) منقولست که چهار چیز است که از سنتهای پیغمبران است بوی خوش کردن ، نزدیکی با زنان ، مسواک کردن و خضاب کردن با حنا.
در حدیث دیگر از آن حضرت منقولست که یک درهم در خضاب صرف شود بهتر است از هزار درهم که در راه خدا صرف شود و در آن چهارده خصلت است باد را از گوش دور می کند و غبار چشم را برطرف می کند و چشم را جلا می دهد و بینی را نرم می کند و دهان را خوشبو می کند و بن دندان را محکم می کند و گند زیر بغل را را دفع می کند و گم می کند وسوسه شیطان را و ملائکه به سبب آن شاد می شوند و سبب خوشحالی مومنان و خشم کافران می شود و زینت است و بوی خوش است و موجب خلاصی از عذاب قبر می شود و نکیر و منکر شرم می کند از آنان .

باب سوم
در آداب خوردن و آشامیدن
فصل سوم :
در بیان بعضی از آداب و اوقات طعام خوردن
سنت است که چاشت را در بامداد بخور و در میان روز دیگر چیزی نخور و بعد از نهار خفتن بار دیگر طعام خورد و لقمه را کوچک بردارد و نیکو بجاید و بر روی مردم نظر نکند و طعام بسیار گرم نخور و در طعام گرم ندمد بلکه گذارد تا سرد شود و بعد از آن بخورد و ناسزا به کار نبرد و استخوان را پاک نکند و به کمتر از سه انگشت چیزی نخورد و دست در پیش دیگران دراز نکند و کاسه و انگشتان را بلیسد و در جنابت مکروه است طعام و آب خوردن و اگر وضو بسازد یا دست بشوید و مضمنه واستنشاق بکند یا دست و رو را بشوید در حدی دیگر است که اگر چیزی بخورد در حال جنابت بی آنکه اینها را به عمل اورد بیم آن است که پیس شود.
از حضرت صادق (ع) منقولست که هر که ترک کند طعام خوردن در شب شنبه و شب یکشنبه پی هم قوت او برطرف شود که تا چهل روز به او برنگردد و فرمود که طعام شب نافع تر از طعام روز است.
از حضرت علی (ع) منقولست که کسی که می خواهد طعام او را ضرر نرساند تا گرفته نشود و معده پاک نگردد چیزی نخورد و چون خواهد بخورد بسم الله بگوید و نیکو بجاید و دست از طعام وقتی بکشد که هنوز خواهش طعام داشته باشد.

فصل چهارم :
در سایر آداب طعام خوردن
سنت است که به دست راست چیزی بخورد و دو زانو بنشیند و خوابیده چیزی نخورد اما به دست چپ تکیه کند باکی نیست چهار زانو نشستن مکروه است و اگر پا بر روی زانو گذارد بدتر است و تنها چیزی خوردن مکروه است و مشهور این است که در وقت راه رفتن چیزی خوردن مکروه است و پیش از طعام و بعد از طعام دست شستن سنت است .
از حضرت صادق منقولست که مکروه است آدمی را که از دست چپ چیزی بخورد یا بیاشامد یا چیزی با آن بردارد و حال که تواند از دست راست برداشتن .
در حدیث موثق منقولست که حضرت رسول (ص) به حضرت علی (ع) فرمودند در اول طعام و آخر طعام نمک بخور که هر که در طعام افتتاح و اختمام نمک کند خدای تعالی دفع کند از او هفتاد نوع از انواع بلا را که آسانتر آنها خورده باشد.
فصل پنجم :
در بیان دعای وقت طعام خوردن
از حضرت رسول (ص) منقول ست که چون خوان را می گذارد چهار هزار ملک بر دور آن اضافه می کنند اگر بنده بسم الله گفت ملائکه می گویند خدا برکت فرستد برشما و برطعام شما پس به شیطان می گویند بیرون رو آن فاسق که تو را بر ایشان سلطنتی نیست  بعد از فارغ شدن اگر گفتند الحمدالله ملائکه می گویند که ایشان جماعتی اند که نعمت داد خدا به ایشان پس ادا کردند شکر پروردگار خود را و اگر بسم الله در اول نگفتند ملائکه به شیطان گویند که بیا ای فاسق و با ایشان طعام بخور و اگر خوان را برداشتند و ایشان حمد الهی نکردند ملائکه گویند که ایشان گروهی اند که خدا به ایشان نعمت داد و ایشان پروردگار خود را فراموش کردند .
از حضرت علی (ع) منقولست هر که نام خدا را بر اول طعام ببرد و حمد خدا را آخر بکند هرگز از آن طعام از او سوال نکنند .
فصل ششم
در آداب بعد از طعام
در حدیث دیگر معتبر از اما رضا(ع) منقول است که هرگاه چیزی خوردي بر پشت بخواب و پای راست را بر روی پای چپ گذار .
در حدیث معتبر از حضرت علی(ع) منقول است که بخورید آنچه از خدا بر زمین افتد که خوردن آن شفای هر دردیست به امر الهی برای کسی که به آن طلب شفا کند .
در حدیث دیگر منقول است که خوردن آن فقر را برطرف می کند و از خورنده آن و فرزندان و فرزندان فرزندان او تا فرزند هفتم
در روایت دیگر هرکه بخورد خدا نگاه دارد او را از دیوانگی و خود پیسی و زرداب و حماقت.
فصل هفتم :
در فضیلت نان و سویق و گوشت و روغن و سایر آنچه از حیوان حاصل می شود و سرکه و شیرینیها
در حدیث است که نان را گرامی دارید گفتند گرامی داشتن نان کدامست؟
فرمود که چون نان حاضر شود بخورید و انتظار چیزی دیگر مبرید .
حضرت رسول در حدیث دیگر فرمود که چون نان و گوشت حاضر شود ابتدا نان کنید و رخنه گرسنگی را به نان ببندید پس گوشت بخورید
در چند حدیث معتبر منقولست که نان را به روش عجمان از کارد مبرید و لیکن با دست بشکنید .
در حدیث امام رضا(ع) منقولست که فضیلت نان جو بر نان گندم مانند فضیلت ما  اهل بت است بر مردم .
در حدیث صحیح از امام رضا (ع) منقول است که نیکو خوراکی است سویق یعنی آرد سو داده گرسنه را سیر می کند و طعام را هضم .
در حدیث حسن از حضرت صادق (ع) منقول است که گوشت خوردن در بدن گوشت میرویاند و کسی که چهل روز گوشت نخورد کج خلق می شود و هرکه کج خلق شود اذان در گوشش بگویید و فرمود : هر که چهل روز بگذرد و گوشت نخورد توکل بر خدا کند و قرض کند و بخورد و قرضش ادا می شود.
از حضرت صادق منقول است که مرق گوشت گاو پیسی را زایل می کند و فرمود که شیر گاو دواست و روغن گاو شفاست و گوشت گاو درد است .
از حضرت امیرالمومنین منقول است که هر گاه ضعف بر مسلمانی مستولی شد گوشت را با شیر بپزد و بخورد .
در مدح روغن خصوصا روغن گاو احادیث بسیار وارد شده است و از برای پسران که پنجاه سال زیاده داشته باشند و منع از خوردن روغن وارد شده است و منقول است که روغن گاو شفاست.
در روایت دیگر منقول است که شیر شتر شفاست .
در حدیث معتبر از حضرت موسی بن جعفر (ع) منقول است که هرکه خواهد که هاست او را ضرر نرساند با زینان بخورد .
حضر امام محمد باقر (ع) فرمود که دست می دارم پنیر را دو روایتی وارد شده است که در ظرف چاشت مضر است و در ظرف شب نافع است و موجب تولد فرزند می شود.
در چند روایت وارد شده است که پنیر و مغز گردکان را چون با هم بخوری دواست و هر یک را که تنها بخوری درد است .
فصل هشتم :
در فواید سبزی ها و میوه هاو سایر ماکولات
در روایت بسیار وارد شده است که خوردن عدس دل را نرم می کند و آب دیده را جاری می سازد .
در روایت معتبره منقول است که خوردن باقلا ساقرا پر مغز می کند و دماغ را زیاد می کند وتولید خون تازه می کند .
در احادیث معتبر منقول است که پنج میوه است که از بهشت آمده است انار ملس و سیب شامی و به و انگور رازقی و رطب مشان
در حدیث دیگر از حضرت صادق (ع) منقول است که دو چیز است که به دو دست می باید خورد انگور و انار
در احادیث معتبره از حضرت صادق (ع) منقول است که چون حضرت نوح (ع) از کشتی فرودآمد از دیدن استخوان مرده ها غم عظیم او را عارض شد سپس حق تعالی به او می فرمود که انگور سیاه بخور تا غمت زایل شود.
در احادیث معتبر بسیار وارد شد که در هر اناری دانه ای از بهشت است و چون کافر می خورد ملائکه می آید و آن دانه را برمی دارد که او نخورد که این سبب مستحب است که انار را تنها بخورید .
از حضرت صادق(ع) منقولست که هر مومنی یک انار را تمام بخورد خدا شیطان را از روشنی دل او چهل روز دور می کند  هر مومنی که دو دانه انار تمام بخورد خدای تعالی شیطان را از روشنی دل او صد روز دور کند و هر مومن را که سه انار تمام بخورد خدای تعالی شیطان را از روشنی دل او یکسال دور گرداند و هر که یک سال شیطان از او دور گردد گناه نمی کند و هر که گناه نکند داخل بهشت می شود.
بسند معتبر از حضرت صادق (ع) منقول است که سیب معده را جلا می دهد .
از حضرت رضا (ع) نقول است که انجیر گنده دهان را زایل می کند و استخوان را سفت می کند و مو را می رویاند و با آن بداوی دیگر حاجت نیست و شبیه ترین میوه هاست به میوه های بهشت .
از حضرت امیر المومنین (ع) منقول است که خوردن انجیر روده ها را نرم می کند و برای بادهای قولنج نافع است و در روز بخورید بسیار بخورید و در شب بخورید و بسیار مخورید منقول است که دفع می کند بواسیر و نقرس را و قوت مجامعت را می افزاید.
در حدیث دیگر فرمود که هر که ناشتا بخورد آب منی او پاکیزه می شود و فرزندش وجیه می شود.
در حدیث معتبر دیگر می فرماید که به غم اندوهگین را می برد و نانچه دست عرق جبین را می ریزد.
از حضرت صادق (ع) منقولست که سنجد مغزش گوشت را می رویاند و پوستش پوست را می رویاند و استخوانش استخوان را و خوردن سنجد گردها را گرم می کند و مغز را دباغی می کند و امان می دهد از بواسیر و از تقطیر بول و ساق پا را قوت می دهد و رگ خوره را قطع می کند.
حضرت صادق فرمود که کاسنی سبزی حضرت رسول است و باد روح سبزی امیرالمومنین است و برگ خرفه سبزی حضرت فاطمه است .
از حضر صادق منقولست که بخور تره را که در آن چهارخصلت هست. گند دهان را برطرف می کند و بادها را دفع می کند و بواسیر را قطع می کند و هرکه مداومت کند بر آن از خوره ایمن است .
از حضرت موسی مرویست که خوردن سیب ترش و گشنیز مورث فراموشی است .
از حضرت صادق (ع) منقولست که خیار را از تهش ابتدا خورده کنید که باعث زیادی برکت آن می گردد.
فصل نهم :
در فضیلت ضیافت مومنان و آداب آن
از امام صادق (ع) منقولست که چون برادر مومن به خانه تو بیاید او را تکلیف خوردنی بکن و اگر قبول نکند تکلیف آشامیدنی بکن اگر قبول نکند تکلیف دست و رو شستن با آب یا به عرق خوشبو بکن .
حضرت رسول (ص) فرمود ولیمه و مهمانی سنت در پنج چیز می باشد عروسی و عقیقه و ختنه کردن پسر و خانه خریدن یا بنا کردن و در وقتی که از سفر به خانه خود برگردد.
از حضرت رسول (ص) منقولست که هشت کسند که اگر به ایشان مزلتی و خواری برسد ملامت نکنند مگر خودرا. کسی که بر سفره حاضر شود که او را نطلیده باشند و کسی که بر صاحب خانه تحکم کند و کسی که طلب چیز از دشمنان خود کند و کسی که طلب فضل و احسان از لئیمان و بخیلان بکند و کسی که خودرا داخل کند در رازی که میان دو کس باشد بی رخصت ایشان و کسی که استخفاف کند به پادشاهان و صاحبان حکم و کسی که در مجلسی بنشیند که سزاوار آن مجلس نباشد و کسی که با شخصی سخن گوید گوش به او ندهد.
در احادیث معتبره آمده است که هر که ایمان به خدا دارد باید که مهمان خود را گرامی دارد .


فصل یازدهم :
در فضیلت آب و انواع آن
در احادیث معتبره وارد شده است که بهترین آشامیدنیهای دنیا و آخرت آب است .
از حضرت علی (ع) منقولست که آب زمزم بهترین آبهاست بر روی زمین و بدترین آنهابر روی زمین آبی است که در برهوت است در بلاد یمن که ارواح کافران در انجا وارد می شوند و در شب و معذب می باشند.
در حدیث دیگر فرمود که آب زمزم دواست از برای هر دردی که از برای ان بخورند .
حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود که بخورید آب باران را به درستی که بدن را پاک می کند و بیماریها و دردها را از بدن دفع می کند .
از حضرت امیرالمومنین (ع) منقولست که اگر اهل کوفه کام فرزندان خود را با آب فرات بردارند هر آئینه همشیعه ما باشند .
فصل دوازدهم :
در آداب آب خوردن
از حضرت امام صادق (ع) منقولست که هر بنده ای که آب بخورد و حضرت امام حسین (ع) و اهل بیت او را یاد کند و لعنت کند کشندگان آن حضرت را حق تعالی صدهزار حسنه برای او بنویسد و صدهزار گناه او را بیندازد و صد هزار درجه برای او بلند کند و چنان باشد که صدهزار بنده آزاد کرده باشد و حق تعالی در قیامت او را خوشحال و مطمئن خاطر محشور گرداند .
در احادیث بسیار وارد شده است که آب ایستاده خوردن خوب است و آب سبک نفس خوردن خوب است و بهتر آن است که به سه نفس خورده شود و در روزایستاده خورده ودر شب نشسته چنان چه از حضرت صادق (ع) منقولست که آب ایستاده خوردن باعث غلبه زرداب و صفرا می شود و در حدیث دیگر فرمود که آب ایستاده خوردن بیشتر باعث قوت و صحت بدن می شود.
در احادیث معتبره از حضرت امام محمدباقر (ع) منقولست که آداب آب خوردن آن است که در ابتدا بسم الله بگو و چون فارغ شدی الحمدالله بگو و از پیش دسته كوزه و از جایی که شکسته باشد یا رخنه داشته باشد نخوری که این دو موضع جای شیطان است .
باب پنجم
در بیان آداب مسواک کردن و شانه کردن و ناخن گرفتن و شارب گرفتن و سر تراشیدن و امثال آن
فصل اول :
در بیان فضیلت مسواک کردن
حضرت صادق (ع) فرمود که مسواک کردن دوازده خصلت است از سنت پیغمبران است و پاک کننده دهان است و جلا دهنده چشم است و موجب خوشنودی پروردگار است و بلغم را دفع می کند و حافظه را زیاد می کند و دندانها را سفید می کند و حسنات را مضاعف می گرداند و پوست انداختن و پوسیدن دندان را می برد و دندان را محکم می کند و اشهای طعام را زیاد می کند و ملائکه خشنود می شوند.
از حضرت رسول (ص) منقولست که سه چیز است که حافظه را زیاد می کند و دردهاي بدن را می برد. کندر خوایيدن و مسواک کردن و قرآن خواندن .
از حضرت صادق منقولست که هر که مسواک کند باید که بعد از آن مزمزه کند.
منقولست از حضرت امام محمدباقر که مسواک کردن در حمام دندانها را می ریزد .
فصل دوم:
در فضیل سر تراشیدن و آداب آن
حضرت صادق فرمود که من هر جمعه سر می تراشم .
در حدیث دیگر فرمود که موی پشت سر تراشیدن غم را زایل می کند
و در حدیث صحیح از امام موسی (ع) منقولست که چون موی سر بلند شود چشم را ضعیف می کند و نورش را کم می کند و مویش را ازاله کردن دیده را جلا می دهد.
فصل سوم :
در آداب موی سر نگاه داشتن
بدانکه زنان را بی ضرورتی و غدری موی سر را تراشیدن حرام است و مردان را یکی از دو چیز سنت است یا آنکه موی سر را بتراشند و این بهتر است یا آنکه موی سر را بگذارند و تربیت کنندبا آنکه بشویند و شانه کنند و موی سر را دو حصه کنند در میان سرته مو ظاهر شود.

فصل چهارم :
در فضیلت شارب گرفتن یعنی موي لب بالا را تا ته گرفتن
از امام صادق (ع) منقولست که شارب گرفتن رفع غم و وسواس می کند و از سنت حضرت رسول (ص) است گرفتن موی شارب تا آنکه برسد بدم لب بالا و حضرت صادق شارب را آنقدر می گرفتند که به ته مو برسند .
و در حدیث دیکر وارد شده است که شخصی به خدمت آن حضرت عرض کرد که دعایی تعلیم من کن که باعث زيادی روزی شود و حضرت فرمود که شارب و ناخن بگیر که در روز جمعه باشد .
فصل پنجم :
در آداب ریش بلند کردن
بدانکه سنت است ریش را میانه گذاشتن نه بسیار بلند و نه بسیار کوتاه و زیاده از قبضه گذاشتن مکروه است و احتمال حرمت نیز دارد.  مشهور میان علما آن است که تراشیدن ریش حرام است اما بر رو و دو طرف لب پایین را تراشیدن جایز است . احوط آن است که اصلاح سیار تند که شبیه به تراشیدن باشد نکنند .
فصل ششم :
در بیان فضیلت موی سفید و حکم کندن آن
از امام صادق (ع) منقولست که اول کسی که موی سفید در محاسن او بهم رسید حضرت ابراهیم (ع) بود نظر کرد موی سفید در ریش خود دید گفت : پروردگارا این چه چیز است ؟ خطاب به او رسید که این باعث وقار آدمی است گفت پروردگارا وقار مرا زیاده گردان .
در حدیث دیگر فرمودکه حضرت امیر المومنین تجویز بریدن موی سفید می فرمودند اما کندنش را مکروه می دانست .
فصل هفتم :
در کندن موی بینی و بازی كردن با ریش
از امام صادق (ع) منقولست که موی بینی را گرفتن زو را نیکو می کند .
از امام موسی (ع) منقولست که چهارچیز است که از وسواس شیطان است گل خوردن و گل را به دست ریز کردن و ناخن را به دندان گرفتن و ریش را خائیدن.
فصل هشتم :
در فضیلت ناخن گرفتن
از حضرت رسول (ص) منقولست که ناخن گرفتن دردهای بزرگ را منع می کند و روزی را فراخ می کند.
فصل نهم:
در بیان آداب و اوقات ناخن گرفتن
در حدیث حسن از امام صادق (ع) منقولست که ناخن گرفتن در روز جمعه ایمن می گرداند از خوره و کوری و پیسی واگر احتیاج به گرفتن نداشته باشی بسای تا ریزه های بریزد .
در حدیث دیگر فرمودکه ناخن و شارب گرفتن و سر را با خطی شستن در هر جمعه فقر را برطرف می کند و روزیرا زیاد می کند.
در حدیث دیگر وارد شده است که ناخن گرفتن ابتداانگشت کوچک را از دست چپ بکنید پست بگیرد با انگشت کوچک دست راست ختم کند .
در حدیث دیگرآمده است که به آن حضرت عرض کردند که خبر به ما رسیده است که تعقیب خواندن بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب نافع تر است برای زیادتی روزی از سفر کردن به شهرها حضرت فرمود که می خواهی چیزي به تو تعلیم کنم که ازاین همه نافع تر باشد ؟ گفتم بلی فرمودکه ناخن و شارب را درهر جمعه بگیر اگر چه به سائیدن باشد.
از امام صادق (ع) منقولست که هر که در روز جمعه ناخن بگیرد ریشه کردن بن ناخن های او برطرف می شود.
در روایت دیگر وارد شده است که اگر روز پنجشنبه ابتدا کند به ناخن انگشت کوچک دست راست و تا انگشت مهین بگیرد سپس ابتدا کند به انگشت کوچک چپ پا و تا انگشت مهین بگیرد امان یابد از درد چشم
فصل دهم:
در دفن کردن مو ناخن و سایر چیزها که باید دفن کرد
از امام صادق (ع) منقولست که در تفسیر این ایه کریمه که الم نجعل الارض کفاتا احیاء و امواتا یعنی آیا نگردانیده ایم زمین را محل انضمام و اجتماع و پنهان شدن در حالیکه زنده اند و در حالیکه مرده اند حضرت فرمود که مراد از حال زندگی دفن کردن مو ناخن است .
فصل یازدهم:
در فضیلت شانه کردن موی سر و ریش
در حدیث معتبر از امام صادق (ع) منقولست که جامه پاکیزه پوشیدن دشمن را منکوب می کند و روغن بر بدن مالیدن بدحالی و پریشانی را زایل می کند سر را شانه کردن تب را می برد و ریش را شانه کردن دندانها را محکم می کند.
از حضرت صادق (ع) منقول است که شانه کردن فقر را برطرف می کند درد را می برد .
در حدیث دیگر فرمود که روزی را زیاد می کند مو را نیکو می کند حاجت را روا می کند پشت را محکم می کند بلغم را قطع می کند.

فصل دوازدهم:
در آداب و اوقات شانه کردن و انوع شانه ها
در حدیث معتبر منقولست که در میان جانماز امام صادق (ع) شانه ای بود که هرگاه از نماز فراغ می شد شانه می کرد .
از امام موسی (ع)  منقولست که هر که ایستاد شانه کند مقروض می شود
از امام علی (ع) منقولست که ایستاده شانه کردن باعث فقر و پریشانی می شود
از امام رضا (ع) منقولست که هر که شانه را هفت مرتبه بر سر و ریش و سینه بكشد دردی نزدیک او نیاید .
در روایتی از حضرت صادق (ع) منقولست به شانه نقره شانه کردن مکروه است در احادیث بسیار وارد شده است که ائمه (ع) به شانه استخوان فیل شانه می کردند.

باب هفتم
در آداب حمام رفتن و سر و بدن شستن و دارو کشیدن
فصل اول :
در فضیلت حمام
از امام موسی (ع) منقولست که حمام یک روز در میان گوشت بدن را زیاد می کند و هر روز رفتن پیه گرده ها را می گدازد و بدتر لاغر می کند
فصل دوم :
در آداب داخل شدن و بیرون آمدن و دعاهایی که باید خواند
از امام صادق منقولست که داخل حمام می شود بعد ازآنکه اندک چیزی در معده تو باشد که حرارت معده را از تو فرونشاند و این بیشتر باعث قوت به توست و داخل حمام مشو وقتی که معده پر باشد از طعام
در روایت دیگر فرمود : که حمام رفتن ناشتا بلغم را پاک می کند و بعد از چیزی خوردن صفرا و سودا را پاک می کند و فرمود اگر خواهی گوشت بدنت زیاد شود بعد از چیزی خوردن به حمام برو و اگر خواهی کم شود ناشتا برو
امام صادق (ع) فرمودند : که هرگاه از حمام بیرون می آیید عمامه بر سر ببندید و فرمود که بعد از بیرون آمدن از حمام پاها را بشویید که درد شقیقه را زایل کند
از امام موسی (ع) وارد شده است که در روز چهارشنبه به حمام بروید .


فصل پنجم :
در فضیلت شستن سر با سدر خطمی
درحدیث حسن از امام صادق(ع) منقولست که ناخن و شارب گرفتن و سر با خطمی شستن فقر را زایل می کند و روزی را زیاد می کند.
در حدیث دیگر فرمود که شستن سر با خطمی در هر جمعه امان می دهد از پیسی و دیوانگی
در حدیث موثق از امام موسی (ع) منقولست که شستن سر با سدر روزی را زیاد می کند .
فصل هشتم :
در فضیلت دارو کشیدن
در حدیث حسن از امام علی (ع) منقولست که دارو کشیدن پاک کننده بدن است .
در حدیث دیگر از آن حضرت منقولست که موی بدن چون بلند می شود آب پشت را قطع می کند یعنی فرزند به وجود نمی آورد و بندها را سست می گرداند و ضعف می آورد و نوره کشیدن آب پشت را زیاد می کند و بدن را قوی می کند و پیه گرده ها را زیاد می کند و بدن را فربه می کند .

باب نهم
در آداب حجامت ردن و تنیه و بعضی از ادویه و معالجه بعضی از امراض و ذکر بعضی از ادعیه و احراز
فصل اول :
در ثواب بسیاری و صبر کردن برآن و بیان ثرت ابتلا مومنان
در حدیث حسن و غیر از آن از امام محمد باقر منقولست که بیداری یک شب از بیماری و درد بهتر است از عبادت یکساله و در حدیث دیگر منقولست که حق تعالی ملک دست چپ را امر می فرماید که در ایام بیماری گناه بر مومن ننویسد.
از امام صادق (ع) منقولست که یک شب تب کفاره گناهان گذشته و آینده است
در روایت دیگر از حضرت رسول (ص) وارد شده است از حجامت کردن در روز چهارشنبه و از حضرت امام موسی منقولست که در روز پنجشنبه حجامت بکنند .
ازامام علی نقی (ع) منقولست که انار شیرین بعد از حجامت خون را ساکن می کند خون اندرون را صاف می کند
از امام محمد باقر (ع) منقولست که بهترین دواها نی حقنه و دوا در بیني چکانیدن و حجامت کردن و حمام رفتن است .
از امام علی منقولست که حضرت رسول فرمود روغن بنفشه در بینی چکانید در عسل شفای هر دردی است هر که یک انگشت عسل ناشتا بخورد بلغم را دفع می کند سودا را برطرف می کند ذهن را صاف می کند هرگاه با کندرخورده شود آب معده و حرارت صفرا را فرومی نشاند و طعام را هضم می کند تب را برطرف می کند.
از حضرت رسول منقولست که دوا کنید بیماران را به صدق فرمود که تصدق بلاهای محکم را دفع می کند که تصدق مرگهاي بد را از صاحبش دفع می کند.
فصل چهارم :
در معالجه انواع تب
در احادیث بسیار وارد شده است که ماداوا نمی کنیم تب را مگر به ریختن آب سرد بر بدن و خوردن سیب
از حضرت امام محمد باقر (ع) منقولست که علاج تب سه چیز است به قی و عرق و مسع
امام موسی (ع) فرمود در معالجه تب کهنه عسل و سیاه دانه را با هم مفروج کن سه انگشت از آنها بخور که این دو مبارکست و خدا عسل را فرموده که شفاست حضرت پیغمبر فرمود که درسیاه دانه شفای هر درد هست مگر مرگ
در چند حدیث معتبر منقولست که بر هیچ بیماری و صاحب دردی هفتاد مرتبه حمد خوانده نمی شود مگر آنکه درد ساکن شود


باب دهم
در آداب معاشرت با مردم و حقوق اصناف ایشان
فصل اول :
در بیان حقوق خویشاوندان و غلامان و کنیزان
در احادیث سیار منقولست که نیکی به خویشان کردن باعث قبولی اعمال است و مال را زیاد می کند و بلاها را دفع می کند و عمر را زیاد می کند حساب قیامت را آسان می کند.
در حدیث حسن از حضرت رسول(ص) منقولست که دو طرف صراط امانت و صله رحم است پس کسی که در امانت مردم خیانت  نکرده است با خویشاوندان نیکی کرده از صراط به آسانی می گذرد زود به بهشت می رود و کسی که خیانت در امانتها کرده و قطع صله رحم کرده عمل دیگر او را نفع نمی دهد و صراط او را به آتش می افکند
حدیث صحیح از امام محمد باقر منقولست که سه چیز است که هر که مرتکب آنها بشود پیش ازمردن عقوبت آنها می یابد : ظلم و قطع رحم و قسم دروغ بسیار است که جماعتی بدکردارند به سبب صله رحم مال و فرزندان ایشان بسیار شود قسم دروغ و قطع صله رحم انه ها را اهلش خالی می کند نسل را منقطع می کند.
فصل دوم :
در حقوق همسایگان و یتیمان و عشیره و قبیله
از حضرت رسول منقولست که که پیوسته مرا جبرئیل وصیت می نمود به رعایت همسایه تا آنکه گمان کردم که برای او میراثی قرار خواهد داد فرمود که هر که همسایه خود را آزار کند حق تعالی بوی بهشت را بر او حرام می کند مأوای او جهنم باشد فرموده که هر که از همسایه اش به قدر یک شبر زمین خیانت کند خدای تعالی آن زمین را تاطبقه هفتم طوقی گرداند و در گردن او اندازد تا چون او را به مقام حساب آورند طوق در گردن او باشد مگر آنکه توبه کند آن زمین را پس دهد .
در احادیث معتبره وارد است که خوردن مال یتیم به ناحق از جمله گناهان کبیره است .
درروایت معتبر از امیرالمومنین منقولست که که هر که مرد مومن و زن مومنه که دست بر سر یتیم بكشد از روی ترحم حق تعالی برای او هر مویی که دستش برآن می گردد حسنه ای برای او بنویسد .
از امام رضا (ع) منقولست که هر که برادر مومنی برای خدا بگیرد خانه ای در بهشت یافته باشد.
از احادیث معتبر دیگر وارد شده است که مومن برادر مومن است و دیده او است راهنمای اوست و خیانت نمی کند بر او ظلم نمی کند فریب نمی دهد يا وعده کند خلف نمی کند به او دروغ نمی گوید غیبت او نمی کند.
فصل چهارم :
در بیان حقوق مومنان بر یکدیگر و حسن معاشرت با خلق
بسند معتبر از امام صادق منقولست که وعده کردن مومن برادرمومن خود را نذریست که کفاره ندارد هرکه خلف وعده مومن بکند اول ابتدا خلف وعده خدا کرده است و متعرض غضب الهی شده است .
در حدیث معتبر دیگر از حضرت رسول منقولست که مومن را بر مومن هفت حق واجبست اول انکه در حضور او تعظیم نماید ، محبتش در سینه او باشد، مال خودرا با او صرف نماید ، غیبت او را برخود حرام داند و چون بیمار شود به عیادت او برود چون بیمرد به جنازه اش حاضر شود و بعد از مرگش به غیر از نیکی او چیزی نگوید.
از امام علی (ع) منقولست که مسلمان را بر برادر مسلمان شش حق است هرگاه به او رسد به او سلام کند هرگاه که بیمار شود به عیادت او برود هر گاه عطس کند او را دعا کند چون بمیرد بر او نماز کند هر گاه او را به ضیافت بطلبد قبول کند از برای او در دست آنچه دارد از بری خود وست دارد از برای او دشمن دارد آنچه از برای خود دشمن می دارد .
فصل پنجم :
درقای حاجت مومنان و سعی نمودن در کارهای ایشان و شاد گردانیدن ایشان
ر حدیث صحیح از حضرت رسول (ص) منقولست که هر که مومنی را شاد گرداند مرا شاد گردانیده و هرکه مرا شاد گردانیده خدا را شنود گردانیده است .
در حدث دیگر فرمود که هر که مومنی را شاد گرداند حق تعالی هزار هزار سنه برای او بنویسد.
از امام محمد باقر (ع) منقولست که مومنی که برادر مومنش حاجتی به نزد او بیاورد و او قادر نباشد بر برآوردن حاجت او دلش غمگین شود به سبب این خدا بهشت را بر او واجب می گرداند .

فصل ششم :
دردیدن مومنان و عیات بیماران ایشان
در احادیث معتبر وارد شده است : از امام محمد باقر و صادق که هر که به دیدن برادر مومن خود برود از برای خدا حق تعالی هفتاد هزار ملائکه به او موکل گرداند که به او ندا کنند تا به خانه خودبرگردد که خوشحال تو و گوارا باد بهشت از برای تو
از امام باقر منقولست که به دیدن یکدیگر بروید در خانه های خود که به این زنده می ماند ین ها خدا رحمت کند کسی را که مذهب مارا زنده بدارد .
از امام صادق (ع) منقولست که که هر که عیادت کند برادر مسلمان بیماری را در آن روز هفتاد هزار ملک بر او صلوات بفرستد اگر صبح باشد تا شام واگر شام باشد تا صبح
از امام علی (ع) منقولست که ازعیادت کنندگان کسی ثوابش بیشتر است که زودتر برخیزد مگر اینکه بیمار نشستن او را خواهد و از او سوال کند که بنشیند .
فصل هفتم :
در اطعام مومنان و آب دادن به ایشان و جامه پوشانیدن و سایر امانتهای ایشان و یاری کردن مظلومان
از امام صادق (ع) منقولست که هر که مومنی را سیر کند بهشت او را واجب شود و هر که کافری را سیر کند بر خدا لازم است که شکم او را پر از زقوم جهنم کند .
از حضرت علی بن الحسین (ع) منقولست که هرکه جامه زیادتی داشته باشد و داند برادر مومنش به ان احتیاج دارد به او ندهد حق تعالی او را سرنگون در آتش جهنم اندازد هر که سیر بخوابد و نزدیک او مومني گرسنه باشد حق تعالی به ملائکه فرماید که شما را گواه می گیرم بر این بنده که من او را امری کردم و نافرمانی من کرد اطاعت دیگران کرد بدانید که او را به عمل خود گذاشتم هرگز او را نیامرزم.
فصل هشتم :
در حقوق فقیران و ضعیفان و مظلومان و پیران و اصحاب تو آداب معاشرت ایشان
در حدیث معتبر از امام صادق منقولست که فقرا مومنان چهل سال پیش از توانگران ایشان در بهشت متغم می شوند پس فرمود که برای تو مثلی بزنم مثل فقیر و غنی و کشتی است که بعشاری بگذارند کشتی خالی را زود روانه می کنند نگاه نمی دارند و کشتی پر از بار را برای حساب نگاه می دارند .
از امام موسی منقولست که که حق تعالی می فرماید که من اغنیا را توانگر نگردانیده ام برای آنکه ایشان گرامی بود بر من و فقیران را بی چیز نکرده ام برای خواری ایشان نزد من لیكن توانگران را امتحان کرده ام به فقیران و اگر فقیران نمی بودند توانگران هرگز مستوجب بهشت نمی شدند .
از امام علی منقولست که حقیر مشمارید ضعیفان برادران خود را که هر که مومنی را حقیر بشمارد خدا او را با آن مومن در بهشت جمع نکند مگر آنکه توبه کند .
از حضرت رسول منقولست که هر که حرمت مرد پیری را بشناسد او را تعظیم کند برای سنش خدا او را ایمن گرداند از ترس روز قیامت و فرمود که تعظیم خداست تعظیم کردن مومن ریش سفید و فرمود که از ما نیست کسی که خوردان ما را رحم نکند و پیران ما را تعظیم نکند .


فصل نهم :
در رعایت حقوق مومنان در غیبت ایشان
در حدیث معتبر از حضرت رسول منقولست که هر که ایمان به خدا و رسول دارد ننشیند در مجلسی که به امامی دشنام دهند یا غیبت مسلمانی کنند .
در حدیث دیگر فرمود هر که غیبت کند برادر مومن خود را بی آنکه دشمنی در میان آنها باشد شیطان در نطفه او شریک خواهد بود.
از حضرت رسول منقولست که غیبت بدتر است از زنا زیرا زناکار توبه می کند و خدا توبه اش را قبول می کند و لی غیبت کننده توبه اش قبول نیست تا آن شخص آن را حلال کند .
ار امام باقر (ع) منقولست که سه کسند که ایشان را حرمتی نیست کسی که صاحب بدعت باشد و اماو پیشوا ظلم کند و فاسقیکه علانیه فسق کند .
امام صادق (ع) فرمود که هر که سرزنش بکند مومنی را خدا او را در دنیا و آخرت سرزنش کند.
ازحضرت رسول منقولست که بدترین دروغها گمان بد بردن به مردم است
از حضرت رسول (ص) منقولست که آزردگی و جدایی زیاده از سه روز نمی باشد .





باب یازدهم
در آداب مجالس از سلام و مصاحفه و معانقه و بوسیدن و اداب عطسه کردن  و آدابنشستن و برخاستن و صحبت داشتن و امثال اینها
فصل اول :
در فضیلت سلام و آداب آن
از حضرت رسول سلام کردن سنت است و جواب سلام دادن واجب است .
در حدیث دیگر فرمود که عاجز ترین مردم کسی است که از دعاها عاجز باشد و بخیل ترین مردم کسی است که به سلام کردن بخل کند .
در حدیث دیگر فرمود که هر که به ده نفر از مسلمانان برخورد و بر ایشان سلام کرد ثواب سی بنده آزاد کردن در نامه اعمالش نوشته می شود.
از امام صادق (ع) منقولست که سه کسند که بر ایشان سلام نمی باید کرد کسیکه با جنازه راه رود کسی که به نماز جمعه رود و کسی که در حمام باشد و حمل کرده اند به صورتی که لنگ بسته باشد .
فصل دوم :
در فضیلت مصاحفه یعنی دست یکدیگر را گرفتن و مناعقه یعنی دست در گردن یکدیگر کردن و بوسیدن و آداب هر یک
امام صادق فرمود که حضرت رسول هرگز با کسی مصاحفه نکردند که دست را ازدست بکشند تا آنکه آن شخص دست را می کشید .
در حدیث دیگر فرمود که با یکدیگر مصاحفه کنید که کینه ها را از سینه ببرد و فرمود که مصاحفه کردن با مومن بهتر است از مصاحفه کردن با ملائکه و در حدیث دیگر فرمود که هرکه شما را در مصاحفه کردن مثل ثواب آنهاست که در راه خدا جهاد کند .
فصل سوم :
در آداب نشستن در مجالس
از حضرت رسول منقولست که وصیت فرمود به حضرت علی که هشت کسند که اگر خوار شوند ملامت نکنند مگر خود را. کسی که حاضر شود سر سفره ای که اورا نخوانده باشند کسی که تحکم کند بر صاحب خانه و کسی که طلب خیر کند از دشمنان و کسی که توقع احسان کند از لئیمان و بخیلان و کسی که خود را در آورد در رازی که میان دو کس باشد بی رخصت ایشان و کسی که استخفاف کند به پادشاه در مجالسجایی بشیند که او سزاوار آن نباشد و کسی که سخن با کسی گوید که گوش به سخن او نکنند .
ازامام صادق منقولست که سزاوار نیست مومن را که بنشیند مگر بعد از جامعتیکه نشسته اند زیرا پا بر گردن مردم نهادن و بالا رفتن علامت سبکی عقل است .
فصل چهارم :
در آداب ملاقات صاحب خانه با کسی که به خانه او می آید .
از حضرت رسول (ص) منقولست که حق کسی که داخل خانه می شود بر اهل آن خانه است که در وقت داخل شدن و بیرون رفتن پاره ایبا ا راه بروند وفرمود که چون کسی داخل خانه شود بر صاحب خانه حاکم است تابیرون آید می باید صاحب خانه اطاعت کند.
امام صادق فرمود هر که برادر مومن او بیاید و او را گرامی دارد چنانکه خدارا گرامی داشته و از حضرت رسول (ص) منقولست که هر ملاطفتی با برادر مومن خودبکند حق تعالی او را  از خدمه بهشت کرامت فرماید .
فصل پنجم :
در بیان مجالسی که در آنجا داخل شدن رواست و جماعتی که همنشینی و مصاحبت ایشان سزاوار است.
از امام محمد باقر منقولست که که متابعت کن کس را که تو را می گریاند و خیرخواه توست و متابعت مکن کسی که تو را می خوانند  در مقام فریب دادن تو است .
از حضرت رسول منقولست که نظر کنید که با که سخن می گویید و مصاحبت می کنید که هر که هست در وقت مرگ مصاحبانش را به او می نمایاند اگر حالشان نیک است غمین می شود و امام صادق غرمود که بهترین برادران من نزد من کسی است كه عیبهای مرا به من بگوید و فرمود که به تو باد به مصابحان کهنه و خود کن از مصاحبت مصاحبان تازه که ایشان عهدی و امانتی و وفایی نیست و بر حذرباش از همه کس هر چند اعتماد بسیار داشته باشی
ازحضرت رسول منقولست که سزاوارترین مردم به تهمت کسی است که با اهل تهمت همنشین باشد .
ازامام علی منقولست که هر که خودرا در محل تهمت آورد ملامت نکند کسی را که گمان به او می برد.
از امام زین العابدین منقولست که با پنج کس مصاحبت و همزبانی و رفاقت نکن زینهار که با دروغگو مصاحبت نکن كه او از بابت سرا است به دروغهای خودتو را فریب می دهد و دور را برای تو نزدیک می نماید و نزدیک را در نظر تو دور می کند زینهارکه مصاحبت نکن با فاسق که تو را به یک طعام خوردن نزد دیگران یا کمتر می فروشد و با بخیل مصاحبت نکن که تو را به مال خودیاری نمی کند در هنگامی که نهایت احتیاج بهم رسانی و با احمق مصاحبت نکن که او اگر خواهد به تو نفع برساند ضرر می رساند و با کسی که قطع رحم کرده مصاحبت نکن که حق تعالی در سه موضع قرآن مجید او را لعنت کرده است .
فصل ششم :
در آداب عطسه کردن و آروق زدن و آب دهان انداختن
از امام صادق (ع) منقولست که مسلمان را با برادرش حق لازم هست که چون او را ملاقات کند بر او سلام کند و چون بیمار شود او را عیادت کند و در غایبانه خیر خواه او باشد و چون عطسه کنداو را دعا کند. بگوید الحمدالله رب العالمین لا شریک له و دیگران به او بگویند رحمک الله و او در جواب بگوید یهدیکم لله و یصلح  بالکم
در حدیث معتبر از حضرت رسول منقولست که کسی که آروق زند به جانب آسمان بلند کند و فرمود که آروق نعمت خداست بعد از آن حمدالهی بکنید .
از امام علی (ع) منقولست که مومن آب دهان را به جانب قبله نیندازد و اگر از روی فراموشی بیندازد استغفار بکند .

فصل هفتم :
دربیان مزاح کردن و خندین و سرگوشی کردن و آداب صحبت داشتن و راز مجلس را پنهان کردن
در حدیث صحیح از امام صادق (ع) و در حدیث دیگر از امام موسی (ع) منقولست که چون سه نفردر مجلسی باشند دوتای ایشان با یکدیگر سرگوشی نکنند که موجب اندوه آن رفیق دیگر است.
از امام باقر (ع) منقولست که خدا دوست می دارد کسی را که خوش طبعی کند میان مردم مادامی که فحش نگوید .
از امام صادق (ع) منقولست که خندیدن مومن می باید تبسم باشد و صدا نداشته باشد .
در حدیث حسن دیگر فرمود که قهقه کردن از شیطان است فرمود که بسیار خندیدن آبرو را می برد .
در حدیث دیگر فرمودکه بسیار خندیدن دل را می میراند و دین را می گدازد چنانکه آب نمک را می گدازد و فرمود که از نادانیست خندیدن بی آنکه تعجبی باعث آن شود .

( 36 رای )
 

مدیریار در یک نگاه

عمومی
مدیریت بحران مدیریت آموزش مبانی سازمان مدیریت خدمات مدیریت راهبردی مدیریت و حقوق مباحث ویژه و کاربردی
منابع کنکور مدیریت مصرف نظارت و کنترل مدیریت نوآوری مدیریت تبلیغات مدیریت بانکداری گفتار مدیران اسلام مدیریت و تکریم مشتری
دلنوشته ها مدیریت تعارض مدیریت انتقادی مدیریت انسانی
مدیریت بازاریابی مدیریت مشارکتی معرفی کتب مدیریت مدیریت فناوری اطلاعات
مدیریت فقیه مدیریت دولتی مدیریت انگیزش مدیریت عمومی
دانشجوهای من مدیریت جهانگردی مدیریت و حسابداری مدیریت مالی و اقتصادی
مدیریت تغییر مدیریت فروش مدیریت صنعتی فناوری های روز مدیریت و رهبری مدیریت حمل و نقل مدیریت و کنترل پروژه مدیریت و تفکر سیستمی
مدیریت رفتار مدیریت بودجه مدیریت اجرایی مدیریت پزشکی مدیریت تکنولوژی مدیریت تربیت بدنی مدیریت دانش و دانایی مدیریت اداری و سیاسی
مدیریت زمان مدیریت اخلاق داستان مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت تطبیقی دانشمندان مدیریت مدیریت تولید و محصول مدیریت رسانه و ارتباطات
طنز مدیریتی مدیریت ریسک مدیریت فرهنگی جملات مدیریتی مدیریت جلسات نظریه های مدیریت مدیریت و مفاهیم نوین جامعه شناسی سازمان
مدیریت علوی مدیریت شهری مدیریت خلاقیت مدیریت بهره وری مدیریت اسلامی مدیریت فناوری نانو مدیریت و روش تحقیق روانشناسی کار و مدیریت
عکس و مکث مدیریت خانواده مدیریت عملکرد مدیریت کتابداری تجارت الکترونیکی مدیریت سازماندهی
هماهنگی در مدیریت مدیریت و مهندسی ارزش
مدیریت NGO مدیریت ساختار مدیریت استرس پژوهش عملیاتی
مهندسی مدیریت مدیریت روابط عمومی خلاصه کتب مدیریت مهندسی فناوری اطلاعات
ابیات برگزیده مدیریت تعاونی مدیریت گروه ها اصول سرپرستی مدیریت و تفکر ناب مدیریت ذهن و هوش
مدیریت تحول و توسعه مدیریت کیفیت و استاندارد
مدیریت زنان مدیریت بیمه مدیریت انرژی مدیریت جهانی مدیریت و مشاوره مدیریت تصمیم گیری مدیریت و برنامه ریزی مدیریت حقوق و دستمزد
آینده پژوهی مدیریت واردات مدیریت صادرات مقالات مدیر مسئول مدیریت و فقه اسلامی مصاحبه های مدیریتی مدیریت هزینه و درآمد کمال و بالندگی سازمان
Top