السلام علی الحسین (ع)

مديريار دست تمامي صاحب نظران و انديشمندان عرصه ي مديريت را در مسير توليد علم و توسعه ي نرم افزاري به گرمي مي فشارد.

  عمومی     فناوری اطلاعات     مباحث مرتبط مدیریتی     موضوعات طبقه بندی شده مدیریت  
  شما اینجایید :   صفحه نخست خلاصه كتب مديريت زن،سیاست و حرمسرا در عصر صفویه
زن،سیاست و حرمسرا در عصر صفویه چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 13 دی 1389 ساعت 08:21
زن،سیاست و حرمسرا در عصر صفویه
عبدالمجید شجاع

نام ارائه دهنده پروژه:مهدی غلامی- فصل اول_سلسه مراتب زنان حرمسرا- 1_سلسله مراتب زنان حرمسرا- زنان خاندان سلطنتی:این زنان که شامل خویشاوندان و منسوبان نزدیک شاه و دختران او میشدند.در بین زنان خاندان سلطنتی مقام و منزلت اول از آن مادر شاه بود که او را «نوّاب علیّه» می نامیدند. زنان اصلی شاه:این زنان که طبق قانون حداکثر چهار نفر بود،معمولاً از بین دخترانی انتخاب میشد که قرابت نسبی با شاه داشتند.زنانی که شخص خود شاه آنها را انتخب میکرد «سوگلی» می گفتند.اگر زنان شاه از خویشان شاه بود ملقب به «بیگم» می شدند در غیر این صورت «خانم» نامیده میشدند.
زنان صیغه ای:
تعداد این زنان نا محدود بوده و به طرق مختلف وارد حرمسرا می شدند.گاهی اوقات وقتی شاه به حرم سرای بزرگان و اعیان و ایراف می رفت زنان آن حرمسرا روی می گشودند و اگر شاه ،دختر یا زنی را در آن حرمسرا می پسندید بلافاصله ان دختر یا زن برای شاه متعه می کردند و صاحب حرم سرا از این رویداد بسیار استقبال میکرد.زیرا این کار باعث تحکیم روابط می شد.
کنیزان:
کنیزان موظف بودند،علاوه بر انجام کارهای خانه اربابشان امیال جنسی او را براورده می کردند آنها اصولاً قسمتی از اموال شاه محسوب می شدند،بنابر این ضرورتی هم به جاری کردن خطبه عقد و اجرای مراسم نبود.آنها در صورتی که از اربابشان صاحب فرزندی می شدند،فرزندانشان مساوی با فرزندان دیگر ارث
می بردند.
رقاصهه های شاهی:      
این افراد وظایفی هم چون سرگرم کردن شاه در مراسم بزم و شادی همراه با رقص و آواز بود.رقص آنها توام با چشم بندی و بند بازی و حرکات جالب و عجیب دیگر بود.آنها همچنین موظف بودند تا در صورت تمایل مهمانان،تمایلات انها را برآورده کنند.همچنین این دسته از زنان به هنگام حرکت شاه به رقص و آواز مشغول می شدند.
خدمه حرم:
زنان و دخترانی بودند که در خدمت شاهزاده خانم های حرمسرا و زنان متشخّص حرم به سر می بردند،این
زنان پدران یا شوهرانشان از رجال بزرگ مملکت محصوب می شدند.
2_روابط زنان حرمسرا با یکدیگر:
وجود تعداد زیادی زن در یک مکان عمومی و مشترک ،خواه نا خواه موجب بروز حسادت ها و رقابت هایی
میان آنها می شد.تقسیم بندی زنان در حرم سرا و وجود سلسله مراتب میان زنان که موجب ایجاد تفاوت
هایی از لحاظ موقعیت و امتیاز اعطاء شده به آنان می شد،از مهم ترین عوامل بروز رقابت میان زنان حرمسرا
بود.این رقابت در درجه اول بین ملکه مادر و زن سوگلی شاه مشهود بود که موجب بروز توطئه های در حرم
سرا می شد.توجه خاص و بیش از حد شاه به یک یا چند تن از زنانش که موجب ((سوگلی بازی)) در
حرمسرا می شد نیز از مهمترین زمینه ها وعوامل بروز رقابت در حرمسرا بود.
3_لباس و زینت آلات زنان حرمسرا:
زنان حرمسرا زمانی که بدون شاه در سفر بودند،چادر سفیدی روی سر می انداختند که تمام بدن آنها را تا
مچ پا می پوشاند وفقط در جلوی صورت شکاف کوچکی برای دیدن داشت.
جنس اغلب لباس ها از ابریشم بود و رنگ لباس ها نیز به خصوص در اعیاد و جشن ها،رنگ های شادی
مانند زرد،قرمز و سبز بود.
زنان برای آرایش از حنا و سرمه استفاده می نمودند و گیسوان خود را به اشکال مختلف می پیچاندند.
زنان برای زینت گردن و دستان از زینت آلاتی با طلا و سنگ های قیمتی استفاده می نمودند
4_آموزش زنان حرمسرا:
در دوره صفویه ،آموزش و تربیت دختران تقریباً مشابه پسران بود.از مردان به عنوان معلم شاهزادگان
استفاده می شد..دختران نسبت به پسران در حرم سرا از آزادی و رفاه بیشتری برخوردار بودند،علت آن
نیز به زعم دو سر و سو آن بودکه آنها نمی توانستند همچن برادران خود مدعی تاج و تخت سلطنت شوند،
در نتیجه آموزشهای آنها متفاوت و ذایره شمول آن فراگیرتر از پسران بودتا جاییث که بر خلاف شاهزادگان
پسر ،آنان در صورت تمایل به فراگیری سوار کاری و تیر اندازی مشغول می شدند.
عمده آموزشهایی که به زنان حرمسرا داده می شد،آموزش علوم متداول چون شعر و ادب فارسی،عربی
ریاضی،عربی،تاریخ و علوم دینی بود.اما در این میان علوم دینی جایگیه خاصی داشت و برای شاهزادکان امری ضروری محصوب می شد.
6_زندگانی زنان در خارج از حرمسرا: 
در حرم سرا بعضی زنان به خود آرایی و آرایش مشغول می شدند.جمعی مشغول ریسندگی و بافندگی
و پرداختن به کارهای هنری نظیر رقص و آواز وموسیقی و . . . می شدند.
شکار:یکی از مطلوب ترین تفریحات و سرگرمی های زنان حرمسرا حضور در شکارگاه های قرق شده
شاهی بود،در این شکارگاه ها جایگاهی برای زنان میساختند که در آنجا میتوانستند مناظر شکارگاه را
ببینند وحتی شکارهایی که نزدیک آنها می آمد،بزنند.
سفرهای جنگی:حضور در اردوهای جنگی نیز یکی از مسافرت هایی بوده که زنان حرم سرا بالاجبار
متحمل می شدند،شاه در این سفر تعداد کمی از زنان خود را می برد.خواجه سرایان وظیفه محافظت از
زنان را داشتند،آنها موظف بودند تا در صورت پیروزی دشمن تمام زنان را سر بریده تا زنده به دسته
دشمن نیفتند.
سفرهای زیارتی:این سفرها به خصوص در دوره حکومت شاه سلتان حسین افزایش یافت وعلاوه بر
مشهد مقدس و قم،مکه،مدینه و عتبات را در بر می گرفت.گاهی زنان حرمسرا بدون حضور شاه،مدت
مدیدی را در یکی از شهرهای مذهبی سپری کنند.
7_تصفیه زنان حرمسرا:
هنگامی که تعداد زنان حرمسرا زیاد می شد شاهان صفوی دست به تصفیه حرمسرا می زدند،بدین معنی که
تعدادی از انان که دیگر برای شاه جزابیتی نداشتند طلاق میدادند و به عقد درباریان خود در می آوردند زنانی که به این صورت حرمسرا را ترک می کردند سوگند می خوردند که اسرار حرمسرا را نزد هیچکس
حتی شوهر خویش فاش نسازند.آنان با اسباب و اثاثیه مجللی وارد خانه شوهر می شدند.بخشش زنان
حرمسرا به بزرگان مملکت ،از طرفی عنایت و لطف شاه در حق آنان تلقی می شد و از طرفی موهبتی برای
زنان محسوب می شد.
فصل دوم_غلامان شاهی
1_خواجه سرایان:
خواجه سرایان به دو دسته تقسیم می شدند؛خواجه سرایان سفید وسیاه،که هر کدام عهده دار وظایف متمایز
از یکدیگر بودند.خواجه سرایان سفید معمولاًً بعد از نامشان القاب «آقا» یا «آغا»می آمده.مانند:احمد آقا و. . .
در حالی که این القاب برای خواجه سرایان سیاه بهد از اسمشان می آمده.مانند:آغا کاذم
خواجه سرایان سیاه:معمولاًاز هندوستان و سواحل بنگال یا آفریقا خریداری می شدند.
عمده وظایف خواجه سرایان سیاه محافظت از زنان وتجسس و کشف اسرار آنان بودو در این راستا
موظف بودند تا از برقراری ارتباط آنان با دنیای خارج حرمممانعت به عمل آورند.
خواجه سرایان سفید:از نژاد ارمنی،گرجی و یا چرکس بودند،تعدادشان در زمان شاه عباس اول بسیار
اندک بود.عمده ترین وظایف خواجه سرایان سفید محافظت از قسمت بیرونی حرمسرا بوده است،زیرا
خواجه سرایان سفید به هیچ عنوان حق ورود به حرمسرا را نداشتند وفقط به هنگام خروج شاه ازحرمسرا
ملتزم رکاب او می شدند.به طور کل خواجه سرایان سفید بیشتر در خدمت شاه و شاه زادگان بودند وبا زنان
حرمسرا ارتباطی نداشتند.
مناصب خواجه سرایان: 
مهتر رکیب خانه:مهمترین مشخصه ی این فرد که همواره در فاصله نزدیکی با شاه قرار می گرفت این
بود که،کیسه یا جعبه کوچکی به همراه داشت که در آن وسایلی نظیر:دستمال،ساعت،انگشتر وسایر وسایل
شخصی شاه را به همراه داشت تا در صورت نیاز شاه فوراً در اختیار او قرار دهد.مهمترین وظایف مهتر
مواظبت از شخص شاه،چشیدن غذای او هنگام صرف غذا وکمک به شاهدر هنگام لباس پوشیدن است.در
واقع می توان او را رییس خلوت شاه نامید.
ناظر بیوتات سلطنتی:کارخانجات و کارگاه هایی بودند،که وسایل مورد نیازدربار و سپاه را فراهم میکردند
یا امور خدماتی دربار را انجام می دادند.هر یک سرپرست و یک مشرف داشت،وظیفهمشرف تخمین و تعیین
بودجه واعتبار مورد نیاز بیوتات مربوط و ارائه گزارش به ناظر بیوتات بود.وظایف ناظر بسیار گسترده بود و
مهمترین صاحب منصب دربار به شمار می آمد.چرا که وی مسؤول کلیه امور مالی و مالکی پادشاه بوده.وی
همچنین بر پرداخت حقوق،ترفیع یا تنزیل تمام کارکنان،نظارت می کرده وحتی شاه با مشورت او صاحب
منصبان ارشد دربارش را انتخاب یا معزول می نموده است.از این رو صاحب منصبان درباری با پرداخت رشوه
به او سعی در ارتقا یا حد اقل تثبیت موقعیت خود در دربار داشتند.
حساسیت منصب ناظر،موجب می شد که شاهان صفوی در انتخاب ناظر دقت زیادی را به خرج دهند.
یوزباشی غلامان خاصه: به خواجه سرایانی اطلاق می شد که عهده دار سرپرستی صدها تن از خواجه
سرایان سیاه یا سفید می شدند.مهمترین وظایف یوزباشیان،حفاظت از حرمسرا و شرکت در جنگها بود.
این صاحب منصب از نفوذ زیادی در دربار و شخص خود شاه برخوردار بود.یوزباشیان علاوه بر منصب خود
ممکن بود مناصب دیگری را نیز با حفظ سمت قبلی شان بر عهده بگیرند.
میر شکار باشی: وظایف این افراد تهیه اسباب و ادوات شکار و سرپرستی کسانی که سگان شکاری و یوزان و بازان شاه را تربیت می کنند بود.این منصب بیشتر در اختیار خواجه سرایان قرار داشته که شاید این امر
مرهون علاقه وافر زنان شاه به شکار بوده باشد.
جبادار باشی: جبادار باشی مسئول «جباخانه»بود و جبا خانه مکانی بود که در آن اسلحه وآلات وادوات
جنگی نگهداری می شد.از این رو نام این صاحب منصب «سلحدار باشی» بود.
2_غلامان درباری:
آموزش غلامان: شاه بعد از انتخاب زیباترین غلامان به تربیت و آموزش آنها می پرداخت و شخصی را به
عنوان سرپرست آنان تعیین می کرد که به غلامان،آداب و تشریفات درباری بیاموزد.تعلیم رقص و فنون بزم
آرایی و آوازه خوانی از دیگر آموزش های آنان به شمار می آمد.بعد از آن که این غلامان برای خدمت در
دربار آماده شدند به جرگه «غلامان خاصه» می پیوستند و تا زمانی که مویی به صورتشان نروییده بود در
دربار خدمت می کردند و هنگامی که به سی بلوغ می رسیدند از خدمت در دربار معاف می شدند و از آن
پس در سپاه خدمت می کردند.غلامان مسیحی که وارد جرگه غلامان «خاصه»  شاهی می شدند مجبور به
تغییر کیش و پزیرفتن اسلام می شدند.
3_یساولان:
به افرادی اطلاق می شده که اوامر و فرامین شاه اجرا می نمودند..به دو گروه تقسیم می شدند1.یساولان
مجلس2.یساولان صحبت
یساولان صحبت:از امیرزادگان و نجیب زادگان انتخاب می شدند و مصاحب شاهزادگان در حرم بودند
و در مجالس وظیفه حفظ نظم و انضباط و راهنمایی سفرا و هدایت آنها به مجلس شاه را داشتند.
این افراد به دو منظور به دربار راه راه می یافتند،یا پدرانشان آنها را به منظور آموزش آداب ورسوم دربار یا
فنون نظامی به دربار می فرستادندتا ضمن آموزش این فنون ،مدارج ترقی و تعالی را طی کنند.
یساولان صحبت نیز بسته به تقرب و نفوزشان در دربار می توانستند در مناسبات سیاسی اثر گزار باشند
این مسئله مخصوصاً در دوره اول صفویه که خواجه سرایان قدرت چندانی نداشتند،مشهود به نظر می آید
اسکندر بیگ در مورد «کورشاه علی روملو» یساول صحبت شاه تهماسب می نویسد که وی در ایم نقاهت
شاه تهماسب که«محرمان حریم عزت» با او از پس پنجره حرم سخن می گفتند،موفق شده بود،ذهن شاه را
نسبت به حیدر میرزائیان مشوش نماید. یساولان هم چنین از نفوذ خود در دربار برای خنثی کردن توطئه
درباریان علیه پدرانشان،استفاده می کردند.

فصل دوم_موقعیت زنان حرمسرا در دوره شاه عباس اول 
در دوره شاه عباس اول شاهزادگان با محدودیت هایی مواجه شدند و در حرم و دربار محبوس شدند،زنان نیز
آزادی گذشته خود را از دست داده بودند و تنها در حصور شاه بود که حق داشتند با روی باز بر روی اسب
بنشینند ودر صورت نبودن شاه روبندی به صورت خود می بستند و نشسته بر کجاوه طی طریق می
کردند،تا مبادا چشم نا محرمی از دور دست نظاره گر آنان باشد.آنان دیگر مانند گذشته نمی توانستند در
معابر شهر تردد کنند و در جلسات درباری حضور یابند.
فصل سوم:موقعیت زنان حرمسرا در دوره شاه صفی:
شاه صفی به تجویز پزشکان به شراب پناه آورد،اما بر اثر افراط در نوشیدن شراب همواره از حالت طبیعی
خارج می شد و در این حالت دست به اعمال قساوت آمیز و وحشیانه ای می زد.
زنان حرمسرا در این دوره یکی از مهیب ترین و بی روح ترین دوران خود را در حرمسرا سپری کردند زیرا
در این دوره دیگجر از سرگرمی ها و مسافرت ها خبری نبود و در حرمسرا با نظام خبر چینی و جاسوسی
شدید مواجه شدند،لذا به تدریج فصای رعب و وحشت بر حرمسرا حاکم شد.تا به آن حد که اهل حرم برای
آن که در معرض تهمت و افترا قار نگیرند و بهانه ای به دست خبر چینان ندهند،ترجیح دادند که به اتاق
های خود پناه ببرند و از معاشرت با یکدیگر اجتناب ورزند.ایجاد این محدودیت ها در حرمسرا نشانه بد بینی
شاه بود،که حتی این سوءظن در مورد بستگانش وجود داشت.از طرفی این محدودیت ها نشان دهنده بی
توجهی شاه صفی نسبت به زنانش بود.حتی رفتار او با زنان خاندان سلطنتی و بستگانش نیز خوشایند نبود.
فصل چهارم:موقعیت زنان حرمسرا در دوره شاه عباس دوم:
شاه عباس دوم شیفته زنان و به خصوص زنان ارمنی و جلفا بود.به طوری که در سلطنتش سفرهای متعددی
به جلفا انجام داد و هر بار نیز در برگست از جلفا تعدادی از زنان زیباروی ارمنی را به همراه خود به حرمسرا
می برد.حتی او در یکی از سفرهایش شیفته زنی شوهر دار می شود و او را به حرمسرایش می برد.
افراط شاه عباس دوم در نوشیدن شراب موجب می شد که دست به اعمال نسنجیده بزند و میتوان گفت که
او گرفتار بیماری روانی «سادیسم»بوده و از آزار دادن و شکنجه کردن زنان لذت می برده است.او در یکی از
مراسم بزم به رقاصه ها دستور داد تا بر روی قطعه شیشه های شکسته به رقص و پایکوبی مشغول شوند.
فصل چهارم:موقعیت زنان حرمسرا در دوره شاه سلیمان:
میزان زن بارگی شاه سلیمان بیش از اندازه بود،چنان که با ارزش ترین و جذاب ترین هدایا و پیشکش ها،
برایش زنان زیباروی قفقازی بود.و همین شیفتگی باعث شد که او سفرهای زیادی به جلفا برای دیدن زنان
ارمنی داشته باشد.دیداری که همراه با گزینش بود.چنان که شاه سلیمان در یک سفر 21 تن از زیباترین
دختران جلفا را برای حرمسرایش ربود و نوبتی دیگر 8 دختر از محله فرنگی نشین جلفا را به بهانه این که
زنانش خواستار تماشای لباس های فرنگیان هستند،به حرمسرا کشانید و از خروج آنها ممانعت به عمل آورد.
بر اثر مداومت شاه در خفت و خیز با زنان،روز به روز نیروی فکری و جسمی اش کاهیده تر می شد چنان که
حتی سوار شدن بر اسب هم برای او مشکل شده بود ومجبور بود مانند زنان سوار بر کجاوه شود.
مصائب و آلام زنان حرمسرا در عصر صفوی:
زندگی در حرمسرا برای زنان بیرون از آن،مطلوب به نظر می رسید،اما این تصویر ذهنی سرابی بیش نبود.
جرا که زنان و دخترانی که به هزار امید و آرزو در پی یافتن یک زندگی راحت و بی دغدغه پای به درون
حرم سرا می نهادند. ناگهان با محیطی مواجه میشدند که اعمال آنها با محدودیت و کنترل و بعضاً با رفتار

های قساوت آمیز و خشن شاه رو به رو می شدند و بعدها با درد و رنج های نظیر داغدیدگی فرزند،
محرومیت های جنسی و . . . دست به گریبان می شدند.
اولین محرومیت زنان حرمسرا در عصر دوم صفویه با آن مواجه بودند،ممنوعیت خروج آنها از حرمسرا بود و
ترس از ایجاد رابطه نا مشروع زنان حرم با مردان درباری،افشای اسرار سیاسی و حفظ امنیت زنان از جمله
محدودیت ها بود.
زنان حرمسرا با ایجاد دو وضعیت شانس خروج دائمی از حرمسرا را از دست می دادند.اولی آنکه از شاه حامله
شوند،که در این صورت باید تا ابد در حرم باشند.اما زنان برای این که به این وضعیت گرفتار نشوند به بهانه
بیماری یا عادت زنانگی از هم بستر شدن با شاه اجتناب می ورزیدند.
اما وضعیت دوم،بعد از مرگ شاه به وقوق می پیوست،در این صورت زنان شاه متوفی نه تنها برای همیشه از
خروج از حرمسرا باز می ماندند بلکه از گردش و تفریح با حرم محروم می شدند و برای همیشه به دست
فراموشی سپرده می شدند.
رفتار خشن و سادیسم گونه شاه با زنان حرم و فرزندانشان یکی دیگر از مصائب اندوه بار زنان بود.تنبیهات
بدنی از وقایع عادی و روزمره حرمسرا بود.
اما از همه غم انگیز تر سرنوشت اسف باری که در انتظار پسران این زنان بود.در بین زنان حرمسرا تنها یک
زن بود که می توانست بر سلامتی پسرش ایمن باشد،این زن همان زنی است که پسر اول شاه را به دنیا
آورده است.باقی پسران شاهیا در سنین جوانی به صورت دست جمعی سر به نیست می شدند یا در همان
بدو تولد از خوردن شیر محروم می شدند که بر اثر آن جا سپارند.
محرومیت جنسی را می توان یکی از مصیبت بار ترین آلام زنان حرمسرا به شمار آورد.تفاوت میان زنان حرم
موجب میشد که بسیاری از زنان فقط یک بار یا کمی بیشتر همخوابگی با شاه را تجربه کنند،در این صورت
نهایت آمالشان این بود که شاه آنها را طلاق دهد و به مرد دیگری ببخشد حتی اگر آن مرد یک گازر باشد.
این محرومیت باعث فساد جنسی وبرقراری رابطه نامشروع می شد.زنانی که از نظر شاه افتاده بودند،امید
چندانی به رهایی از حرم نداشتند؛در این فضای مسموم،نجابت از بین میرود و با اولین مردی که در فرصت
مناسب به خود نزدیک میدیدند خلوت کنند.البته این فساد به میزان اندکی در زمان صفویه داشت.
اگفته نماند که در صورت فاش شدن این رابطه نامشروع،مجازات سختی در انتظار زنان خاطی بود.از این رو زنانی که جرات ریسک کردن را نداشتند،متوسل به هم جنسان خود میشدند.
به نظر میرسید رنان حرمسرا در صورت عدم ارضا جنسی شان به مرور زمان به یک نوع بیماری روانی تحت
عنوان «هیستری» دچار می شدند که بارز ترین نشانه آن تمایل زنان بیمار به اندام نمایی بود.از این رو توقف
کوتاه مردی غریبه در حرمسرا،هر چند پیر و ناتوان برای آنان می توان با ارزش و رویداد خوشایند تلقی شود.
فصل پنجم_تاثیرات حرمسرا بر اقتصاد کشور:
زنان خاندان سلتنتی از همان بدو تاسیس حکومت صفوی مبدل به زنان ثروت مندی شدند و
از همان ابتدا املاک زیادی را به دست آوردند.تبدیل گسترده املاک دولتی به املاک خاصه یا
سلطنتی در دوره دوم صفویه،موجبات انتفاع بیشتر اهل حرم را از ثروت ودارایی فراهم آورد و
استیلای آنان را بر منابع مالی افزایش داد و این امر موجب متمول شدن بیشتر زنان خاندان
سلطنتی و در راس انها ملکه مادر شد.
عمده ترین هزینه های حرم سرا مربوط به پرداخت مستمری دایمی زنان و تامین مخارج آنان
بود.وقتی یکی از زنان حرم سرا مورد توجه و عنایت خاص شاه واقع می شد مستمری اش نیز
افزایش می یافت.
همچنین وقتی شاه برخی از زنانش را طلاق می داد و ان را به عقد دیگر درباریانش در می اورد
به هنگام خروجشان از حرمسرا جهیزیه کامل برای آنها تدارک می دید.
علاوه بر مستمری زنان پرداخت هزینه های آنان نیز بر عهده شاه بود که عمده ترین آنها هزینه
خرید لباس زینت آلات و وسایل آرایشی می شد تا بتوانند نظر شاه را به خود جلب کنند.
در مجموع هر چه به اواخر دوره صفوی نزدیک می شویم،به موازات افزایش بی کفایتی و بی
لیاقتی شاهان صفوی هزینه های حرمسرا نیز افزایش می یابدبه طوری که این هزینه ها در
دوره شاه سلطان حسین سه برابر نسبت به شاه سلیمان افزایش داشته است.


يا رب من اگر گناه بي حد کردم

دانم به يقين که بر تن خود کردم
از هر چه مخالف رضاي تو بود
برگشتم و توبه کردم و بد کردم
((ابوسعید ابوالخیر))

( 22 رای )
 

مطالب مرتبط

مدیریار در یک نگاه

عمومی
مدیریت بحران مدیریت آموزش مبانی سازمان مدیریت خدمات مدیریت راهبردی مدیریت و حقوق مباحث ویژه و کاربردی
منابع کنکور مدیریت مصرف نظارت و کنترل مدیریت نوآوری مدیریت تبلیغات مدیریت بانکداری گفتار مدیران اسلام مدیریت و تکریم مشتری
دلنوشته ها مدیریت تعارض مدیریت انتقادی مدیریت انسانی
مدیریت بازاریابی مدیریت مشارکتی معرفی کتب مدیریت مدیریت فناوری اطلاعات
مدیریت فقیه مدیریت دولتی مدیریت انگیزش مدیریت عمومی
دانشجوهای من مدیریت جهانگردی مدیریت و حسابداری مدیریت مالی و اقتصادی
مدیریت تغییر مدیریت فروش مدیریت صنعتی فناوری های روز مدیریت و رهبری مدیریت حمل و نقل مدیریت و کنترل پروژه مدیریت و تفکر سیستمی
مدیریت رفتار مدیریت بودجه مدیریت اجرایی مدیریت پزشکی مدیریت تکنولوژی مدیریت تربیت بدنی مدیریت دانش و دانایی مدیریت اداری و سیاسی
مدیریت زمان مدیریت اخلاق داستان مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت تطبیقی دانشمندان مدیریت مدیریت تولید و محصول مدیریت رسانه و ارتباطات
طنز مدیریتی مدیریت ریسک مدیریت فرهنگی جملات مدیریتی مدیریت جلسات نظریه های مدیریت مدیریت و مفاهیم نوین جامعه شناسی سازمان
مدیریت علوی مدیریت شهری مدیریت خلاقیت مدیریت بهره وری مدیریت اسلامی مدیریت فناوری نانو مدیریت و روش تحقیق روانشناسی کار و مدیریت
عکس و مکث مدیریت خانواده مدیریت عملکرد مدیریت کتابداری تجارت الکترونیکی مدیریت سازماندهی
هماهنگی در مدیریت مدیریت و مهندسی ارزش
مدیریت NGO مدیریت ساختار مدیریت استرس پژوهش عملیاتی
مهندسی مدیریت مدیریت روابط عمومی خلاصه کتب مدیریت مهندسی فناوری اطلاعات
ابیات برگزیده مدیریت تعاونی مدیریت گروه ها اصول سرپرستی مدیریت و تفکر ناب مدیریت ذهن و هوش
مدیریت تحول و توسعه مدیریت کیفیت و استاندارد
مدیریت زنان مدیریت بیمه مدیریت انرژی مدیریت جهانی مدیریت و مشاوره مدیریت تصمیم گیری مدیریت و برنامه ریزی مدیریت حقوق و دستمزد
آینده پژوهی مدیریت واردات مدیریت صادرات مقالات مدیر مسئول مدیریت و فقه اسلامی مصاحبه های مدیریتی مدیریت هزینه و درآمد کمال و بالندگی سازمان
Top