برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

نقش گروه های ذی نفوذ در ارتباطات سیاسی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
نقش گروه های ذی نفوذ در ارتباطات سیاسی


یشگفتار
به طور کلی در این تحقیق با بررسی موضوع" نقش گروههای ذی نفوذ در ارتباطات سیاسی" ، با طرح سوالی مبنی بر"آیا در ارتباطات سیاسی،گروههای فشار یا ذینفوذ تاثیر گذارند ؟"

( از دیدگاه اندیشمند علوم سیاسی فرانسوی ، موریس دوورژه)، سعی گردیده است ضمن بیان مقدمهء مختصر، وهمچنین اطلاعاتی در خصوص معنی و مفهوم گروههای فشار یا ذینفوذ ، مفاهیم وعناصر تشکیل دهنده ارتباطات سیاسی ، تعریف گروههای ذینفوذ ،تفاوت و وجه اشتراک گروههای ذینفوذ با احزاب سیاسی ،انواع گروههای ذینفوذ و وسائل و ابزارهای تاثیرگذار در سطح قدرت و مردم ، همچنین سایر مفاهیم و اطلاعات ،با پیش فرض " بین شکل گیری ارتباطات سیاسی و گروههای ذینفوذ در هسته قدرت ، رابطه معناداری وجود دارد. " ارائه گردیده است.

مقدمه:
از آنجایی که هدف، در این تحقیق ارائه نکته نظرات اندیشمند وجامعه شناسی فرانسوی "دوررژه" می باشد لذا ضمن بیان مختصری از تاریخچه زندگی وآثار بجامانده علمی ومطرح در سطح جهانی ایشان ، و با بهره گیری از سایر منابع  نسبت به شناسایی و تبیین گروههای فشار از این دیدگاه پرداخته شده است.
موریس دوورژه ،به سال 1917 درآنگولم فرانسه دیده به جهان گشود و پس از طی مدارج علمی ،در حال حاضر استاد مسلم جامعه شناسی سیاسی در دانشکده حقوق و علوم اقتصادی پاریس ،مفسر بنام روزنامه لموند و هفته نامه نوول ابسرواتور و عضو برجسته آکادمی علوم وفنون ایالات متحده امریکاست و بیشتر آثارش به اکثر زبانهای رایج دنیا برگردانده و تدریس می شود.وازآثار ومکاتب وی می توان : "اصول علم سیاست" ،"احزاب سیاسی"،"شرکت زنان در زندگی سیاسی"،"فردا،جمهوری "،"در باب دیکتاتوری"،"دمکراسی بدون مردم"، "حقوق اساسی ونهادهای سیاسی"،"روشهای علوم اجتماعی"،" جامعه شناسی سیاسی "،جمهوری پنجم "،"جمهوری ششم و رژیم ریاست جمهوری" را نام برد 
دوورژه معتقد است که پیکار سیاسی در دو زمینه جریان دارد : از یک سو میان افراد،گروهها وطبقاتی که برای بدست آوردن ،تقسیم کردن یا زیر نفوذ گرفتن قدرت مبارزه می کنند ، و از سوی دیگر میان قدرتی که فرمان می راند و شهروندانی که در برابر آن مقاومت می ورزند. در کلیه جماعات انسانی و حتی جوامع حیوانی ، قدرت برای دارندگانش مزایا و امتیازاتی از قبیل افتخارات ،اعتبار و منافع ای را فراهم می کند. پس قدرت موضوع نبردی بی امان است  در این نبرد ،در آغاز افرادی در برابر یکدیگر صف آرایی می کنند که برای اشغال کرسی مجلس ،منصب استانداری ،مسند وزارت،ستاره های ژنرالی و ردای ارغوانی کاردینال مبارزه می کنند.در اجتماعات بزرگ ، بر این تعارض های فردی ،تعازض میان گروههایی که در درون جامعه کل تشکیل شده اند :رقابت میان بخشها ،شهرستانها ،ملتها وهمچنین مبارزه های طبقاتی ،نژادی و مسلکی،علاوه می شود. شکل دیگر پیکار، شهروندان را در برابر قدرت ،فرمانروایان را در برابر فرمانبران و اعضای اجتماعی را در برابر دستگاه قهر اجتماعی به مخالفت وامی دارد. مسلما این مبارزه میان شهروندان از یک سو و قدرت از سوی دیگر نیست، بلکه بین برخی از شهروندان است که زمام قدرت را به دست دارند و برخی دیگر که آن را تحمل می کنند . قدرت، همیشه به سود گروه ،طایفه و یا طبقه ای اعمال می شود وپیکار با این گونه قدرت به وسیله گروهها، طایفه ها وطبقات دیگری که می خواهند جای پیشینیان را بگیرند،رهبری میگردد.

فصل اول

1- مفهوم و تعریف گروه های ذی نفوذ
گروه های فشار پدیده تازه ای در سیاست نیست، اما مطالعه در باره آن در حوزه علم سیاست چندان سابقه ای ندارد و زیر عنوان های مانند " گروه فشار" ، " گروه ذی نفوذ " ، " لابی = نفوذ گذاران " وحتی "گروه سیاسی " مورد مطالعه بوده است.
گروه های فشار واسطه هستند که بدان وسیله دارندگان منافع مشترک می کوشند بر جریان امور عمومی تاثیر گذارند. و به عبارت دیگر گردهمآیی اشخاص دارای هدف های مشترک که تحقق هدف های خود را از راه اقدام سیاسی برای نفوذ گذاشتن بر سیاست عمومی جستجو می کنند1

2- مفهوم و عناصر تشکیل دهنده ارتباطات سیاسی
ارتباط فرایندی اساسی است که گروه های سیاسی از طریق آن شکل می گیرند و می کوشند در خط مشی عمومی اثر بگذارند. در واقع این ارتباط فرآیندی بنیادی است که اقدام سیاسی و تعرض سیاسی از طریق آن انجام می شود.
[ارتباط سیاسی دارای عناصر به شرح ذیل است.
1-2- پیام دهندگان : هر فرد یا گروهی که به منظور اثر گذاشتن بر خط مشی دولت اقدام کند یک پیام دهنده سیاسی است. و عوامل اصلی چنین پیام دهندگانی در جوامع سیاسی جدید عبارتند از احزاب سیاسی ، گروه های فشار،شوراها ودفاتر روابط عمومی و مانند آنها.
2-2- پیام : پیام دهندگان می کوشند به یاری پیام (کلمه ،تصویر ،حرکت دست و مانند آنها) افکاری که در سر دارند به ذهن دریافت کنندگان مورد نظرشان (مخطبان) منتقل می کنند.

------------------------------
1- عالم ،عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست، نشر نی ،تهران 1373،ص358

3-2- رسانه (مجری انتقال پیام ): ،که پیام را به مخاطب می رساند.امروزه تلویزیون ،رادیو وروزنامه به ترتیب بیشترین مخاطب و بیشترین اثر سیاسی را دارد.
4-2- مخاطب یا دریافت کننده : که پیام مستقیم یا غیر مستقیم را دریافت می کند. دانش ،میزان علاقه وآگاهی دریافت کننده پیام از جمله عوامل اصلی تعیین کننده تاثیر پیام اند.
5-2- واکنش: هدف هر ارتباط سیاسی ایجاد نوعی واکنش در دریافت کننده پیام است .1- آغازگر اندیشیدن به یک موضوع 2- تغییر عقیده در اثر گیرایی و شیوه ی بیان 3- تحکیم عقیده در اثر تکرار و استدلال 4- فعال سازی یا تحریک برای انجام اقدام عملی بر پایه عقیده جدید.]1

3- ویژگی های عمده گروههای  ذی نفوذ
[بررسی ویژگی های اصلی گروه های فشار یا ذی نفوذ حیطه عمل یا ابعاد کارکرد آنها در نظام سیاسی جدید را آشکار خواهد کرد .ویژگی های آنها بدین قرار است.

1-3- نفع شخصی:
نفع شخصی ریشهء  تکوین گروه های فشار است. افراد دارای منافع مشترک گردهم می آیند تا گروهی را تشکیل دهند که برای منافع خود مبارزه می کند.

2-3- چهره پنهان سیاسی :
گروه های فشار نمی خواهند آشکارا چهره سیاسی نشان دهند . گاهی حتی از ورود به صحنه سیاسی شرم دارند :"سیاست های گروه فشار نمایانگر چیزی کمتر از سیاسی شدن کامل گروه و چیزی بیشتر از غیر سیاسی شدن آن است :سطح میانه ای از فعالیت میان سیاسی و غیر سیاسی ." بطور کلی این گروه ها رنگ چهره سیاسی خود را بنا به اقتضا حفظ می کنند یا از دست می دهند.

3-3- جهان گستری :
گرو ههای فشار جهان گسترند و در همه کشورها وجود دارند . این گروهها در برگیرنده انواع سازمانهای بازرگانی ، کارگری ،گشاورزی ،نهادهای دینی و دیگر گروههای اقتصادی و حرفه ای هستند.]2

1- علوی ،پرویز، ارتباطات سیاسی:(ارتباطات ،توسعه وشارکت سیاسی) ،نشر علوم نوین ،تهران،1386،ص3
2-  عالم ،بنیادهای علم سیاست ،پیشین،ص 361-360

4- نقش سیاسی گروه های فشار :

1-4- گروه های فشار و انتخابات :
انتخابات مورد توجه زیاد گروههای فشار است زیرا از راه انتخابات می توانند افراد مورد نظر را منتخب و توسط آنها برکارگزاریهای مکانیسم حکومت نفوذ گذارند. گروه های فشار در سطوح گوناگون روند انتخاباتی ،در معرفی نامزدها ،در فعالیت برای جمع آوری آرا و مبارزه انتخاباتی سنگ افراد مورد نظر شان را به سینه می زنند و می خواهند کرسی مورد نظر شان در قوه مقننه را برای آنها به دست آورند اما آنها این بازی را از پشت صحنه به راه می اندازند  ممکن است گروههای فشار به خاطر نامزد های مورد نظرشان از یک حزب سیاسی پشتیبانی سازمانی کنند و به سبب آنکه رای دهندگان زیادی را در اختیار دارند براحتی می توانند با احزاب چانه بزنندو افراد مورد نظر را به عنوان عضو این یا آن حزب معرفی نمایند. برخی از گروههای فشار پر نفوذ ممکن است دست به دست هم دهند و یک حزب سیاسی را وادار به نامزد کردن کسانی کنند که بهترین مدافعان منافع آنها هستند. افراد قدرت طلب برای تضمین انتخاب مجدد خود همیشه در خط این گروهها راه می روند. بنابر این دیده می شود که اعضای بر جسته قوه مقننه و وزیران با بندهای نادیدنی زیر نظر می گیرند . گروه فشار هرچه بزرگتر باشد این بندها هم بیشتر و بزرگتر خواهند بود.1

2-4- گروه های فشار و قوه مقننه:
افراد انتخاب شده با پشتیبانی گروه های فشار در تصمیم گیریهای حکومتی مربوط به منافع این گروهها شرکت موثری دارند انتخاب شده گان غالبا خود را در دست گروه های فشار می یابند ودر واقع مجبور می شوند پیشنهاد های خود را با توان بیشتری از اعضای دیگر قوه مقننه موظف به اجرای دستور العمل های حزب عمل کنند.
درخصوص قوه مقننه، گروه های فشار درحکومتهای نمایندگی معمولا سازمان یافته تر از دولت توتالیتری عمل می کنند.

3-4- گروه های فشار و قوه مجریه:
[گروه های فشار که بر قوه مجریه که سیاست عمومی را تدوین می کند،نفوذ اعمال می کنند، در شکل پارلمانی حکومت ، گروه های فشار از راه قوه مقننه بر قوه مجریه نفوذ می گذارند . اعضای منتخب گروه های فشار در قوه مقننه ،با طرح سوال و استیضاح ،تعطیل موقت جلسات مجلس ،پیشنهاد رسمی توسط کمیته های مشورتی قوه مقننه ،بر قوه مجریه نفوذ می گذارند. مثلا در امریکا گروه های فشار با تهدید به تعطیل موقت مجلس سنا ،رئیس جمهوری را زیر فشار قرار می دهند تا افراد مورد نظر آنها را برای تصدی برخی مقامات سیاسی ،نظامی یا دیپلماتیک و همچنین فرماندار ایالتهای امریکا معرفی کند.

---------------------------------------------------
1- عالم ،بنیادهای علم سیاست ،پیشین،ص362

4-4- گروه های فشار و قوه قضائیه:
قوه قضائیه نیز از نفوذ گروههای فشار مصون نیست .با وجود آنکه قوه قضائیه از لحاظ سیاسی بی طرف است ،اما گروه های فشار از راه یورش موثر افکار عمومی ،دورادور بر روند قضایی اعمال نفوذ می کنند . زیرا فشار گذاشتن قضات یا جلوی آنها را گرفتن مطلوب دانسته نمی شود اما ایجاد افکار عمومی راه دمکراتیک نفوذ گذاری بر قضات است . دیوان عالی کشور نیز تحت تاثیر مقاله ها و اظهارهای روزنامه ها ومجله ها قرار می گیرد ،"سرمقاله مهم ،برخی از بهترین نظرهای حقوقی درکشور رادر دسترس قضات قرار می دهد"  در امریکا زمان گزینش قضات ،برخی ملاحظات سیاسی مطرح می شود . گروه های فشار دخالت می کنند تا نامزدی یک قاضی را ردکنند یا گزینش نامزد خود را تضمین نمایند . از این راه ،نقش ، آنها در اعمال نفوذ قاطع بر قوه قضائیه کاملاً آشکار است.

5-4- گروه های فشار و افکار عمومی :
گروه های فشار در همه نظام های سیاسی در شکل گیری افکار عمومی نقش دارند. و معمولا سه گونه استراتژی برای نفوذ بر ذهن مردم دارند : 1- به توانایی و قوه تعقل مردم متوسل می شوند و این کار را از راه انتشارات و گزارشهای ویژه، سخنرانیها و اجتماعات ،تشکیل کنفرانسهای مطبوعاتی و بحثهای گسترده انجام می دهند.2- از راه ترغیب عواطف نفرت ،ترس ،عشق یا هر گونه عاطفه دیگری را بر می انگیزند تا عقیده ای را تغییر دهند. 3- برای جلب توجه به خواستهای خود ،تاکتیک آفرینش محبوبیت را به کار می برند و با تبلیغات و درخواست ویژه از رأی دهندگان یا مردم نفوذ قابل توجهی بر مسائل سیاست عمومی بر جای میگذارند.
بنابراین می توان دریافت که گروه های فشار در شکل دمکراتیک حکومت نقش عمده ای بازی می کنند،اما هر زمان که بخواهند بدون احساس مسئولیت نهادهای سیاسی را زیر فشار های شدید قراردهند تا منافع مورد نظر شان را تامین کنند، زیانبار می شوند. وقتی که بر ریشه دمکراسی،یعنی منافع عمومی و رفاه عمومی آسیب بزنند،برای حکومت نمایندگی خطرناک می شوند. ] 1

فصل دوم:
دیدگاه موریس دوورژه در خصوص گروه های ذی نفوذ

1- تعریف گروههای ذینفوذ :
"گروه های ذی نفوذ در پی آنند که بر زمامداران اثر بگذارند ،نه آنکه افراد خویش را (دست کم به طور رسمی ،زیرا در واقع پاره ای از گروههای نیرومند دارای عمالی در مجالس وحکومت ها هستند ولی به شکل سری و محرمانه) در راس قدرت جای دهند."2

2- تفاوت گروههای ذی نفوذ با احزاب سیاسی
[احزاب سیاسی سازمانهایی هستند مخصوص پاره ای از انواع رژیم ها (دموکراسی های غربی) در دوره معینی از تاریخ (قرن بیستم). برعکس گروههای ذی نفوذ در کلیه ادوار دیده می شوند. این

----------------------------------------------
1- عالم ، بنیادهای علم سیاست،پیشین، ص 363
2- دوورژه،موریس ،اصول علم سیاست ،ترجمه ابوالفضل قاضی،تهران،انتشارات  فرانکلین ،1351
اصطلاح در مورد نوعی از تشکیلات به کار برده می شود که هم بسیار وسیع وهم بسیارمبهم است.
حدود "گروه های ذی نفوذ " با وضوح کمتری از حدود "احزاب سیاسی " تعیین شده است . در واقع ،احزاب سازمانهایی هستند که فقط برای فعالیت و اقدام سیاسی به وجود آمده اند ،حزب فقط حزب است.برعکس ،غالب گروه های ذی نفوذ سازمانهایی غیر سیاسی اند که اساسی ترین فعالیتشان نفوذ بر قدرت نیست.]1

3- وجه اشتراک گروه های ذی نفوذ با احزاب سیاسی
وجه مشترک این سازمانها این است که کم وبیش بطور غیر مستقیم در پیکار سیاسی شرکت می جویند. احزاب درجستجوی آنند که قدرت را به دست گیرند و اعمال کنند:اعضای انجمن ولایتی،اعضای انجمن ایالتی، شهروندان ،سناتورها و نمایندگانی داشته باشند ، وزرایی در حکومت وارد نمایند و رئیس دولت را برگزینند. گروه های ذی نفوذ بر عکس ،مستقیما در به دست گرفتن زمام قدرت و اعمال آن مشارکت نمی کنند بلکه ضمن خارج ماندن از قدرت بر آن تاثیر می نمایند و به آن "فشار"وارد می کنند (نام آنها از همین امر ناشی می شود)  2

4- انواع گروه های ذی نفوذ
1-4- گروه های ذی نفوذ منحصراً سیاسی
یک گروه ذی نفوذ اگر کارش فقط دخالت در قلمرو سیاست و تشبث به قوای عمومی باشد"منحصراً سیاسی" است به عنوان مثال "جمعیت مجلسیان مدافع آزادی تعلیم تربیت " یا "لابی " های معروف واشنگتن که سازمان هایی هستند که در مراجعه و مذاکره با نمایندگان مجلس ، وزراء و صاحبمنصبان عالیمقام تخصص دارند. 3

2-4- گروه های ذی نفوذ بعضاً سیاسی
یک گروه هنگامی "بعضاً سیاسی" است که فشار سیاسی تنها جزئی از فعالیتهایش باشد وعلل وجودی دیگر و مسائل اجرایی دیگر نیز داشته باشد :مانند اتحادیه کارگری که گاهی هم به حکومت متشبث می شود ولی اساسا هدف های وسیعتری را دنبال می کند.4

5- وسائل و ابزارهای گروه های ذی نفوذ
[نمی توان ساخت داخلی گروههای ذینفوذ و وسائل عملکرد خارجی آنان را از یکدیگر جدا کرد: زیرا این دو به یکدیگر بستگی دارند. فعالیت گروههای عوام ،همانند گروههای خواص نیست و فعالیت گروههای مستقل از احزاب ،مانند اقدام گروههای الحاقی نیست.

---------------------------------------------
1- دوورژه ، موریس ،جامعه شناسی سیاسی ، ترجمه ابوالفضل قاضی ، تهران انتشارات دانشگاه تهران ،1367،ص 531
2- دوورژه ، اصول علم سیاست، پیشین ،ص 171
3- دوورژه ، جامعه شناسی سیاسی ،پیشین ،ص 532
4- دوورژه ،جامعه شناسی سیاسی ،پیشین ،ص 533
کوشش گروههای ذینفوذ در دو سطح متمایز انجام می شود، از یک سو فشار مستقیم در سطح سازمانهای مربوط بقدرت (وزراء ،نمایندگان مجلسین ،کارکنان عالیرتبه )،و از سوی دیگر فشاری غیر مستقیم که بر مردم اعمال می شود ،تاواکنش خلائق را برانگیزد و این خود فرمانروایانی که همیشه نسبت به افکار عمومی توجه خاص دارند اثر گذارد.

1-5- اقدام مستقیم در سطح قدرت:
هنگامی که از گروههای ذینفوذ سخن بمیان می آید ،به این گونه اقدامات فکر می کنیم ،یعنی به فعالیت در راهروها و پیچ وخم مجامع ،ولی این اعمال پیچیده تر و متنوع تر است. بایستی دو نوع اقدام را در سطح قدرت از یکدیگر تمیز داد: از یک سو اقدامی باز ،اقرار شده و گاهی عمومی . از سوی دیگر اقدامی پوشیده تر و پنهانی تر .

1-1-5-اقدام باز:
اقدامی باز پیش از هر چیز ،شامل تعهداتی است که توسط گروههای مختلف ذینفوذ از نامزد ها هنگام انتخابات مورد درخواست است،قولهائی که به گروههای دفاع از مدارس خصوصی در سال 1951 مربوط به کمکهای دولت داده شد ،نقش بزرگی در تحول سیاسی دوره تقنینیه 1951-1956ایفا کرد.
ارسال نامه های کم و بیش تهدید آمیز به نمایندگان ،در آستانه مباحثات مهم ، دارای اثرات مختلفی است . گاهی نمایندگان علیه این روش در ملاء عام طغیان کردنده اند ،ولی این امر ،جلو این نامه را نگرفته است و بالاخره فرستادن هیأتهائی نزد گروههای پارلمانی ،کمیسیونها و وزراء ،وسیله بسیار آشکار و بسیار کلی اقدام گروههای ذینفوذ در برابر قدرت بشمار می آید.

2-1-5- اقدام پوشیده
اقدام پوشیده ،پیش از هر چیز در کمک مالی دادن به انتخابات و کمک مادی به احزاب سیاسی است ،یعنی عامل بسیار مهمی در دمکراسی های غربی ،که در آن سرزمینها، پول نفوذ فوقالعاده ای دارد ، ولی عاملی که عملاً مطالعه آن غیر ممکن  می باشد . تماسهای شخصی با نمایندگان مجالس ،وزراء و اقدام در برابر ادارات هر چند که پوشیده است، ولی جنبه سری آن کمتر است . بهر حال کلیه وسائلی که بدرستی ،همان اقدام لابیهاست مورد استفاده قرار می گیرد. در فرانسه لابی های متشکل بطور رسمی وجود ندارند. ولی لابیهای غیر رسمی هم بسیار فعال اند و هم بی تردید بسیار موثر.

3-1-5- از فساد تا استخبار:
چند سالی است که تحول مهمی در اقدامات گروههای ذی نفوذ در سطح قدرت بچشم می خورد که توان آنرا بر اساس خطوط درشت آن ،زیر عنوان "از فساد تا استخبار" تصویر کرد.در نخستین مرحله ،فساد نقش بسیار مهمی زیر اشکال متنوع و با معانی دقیق ایفا می کند . فساد مستقیم، یعنی خرید رأی و وجدانها آنقدر کم است که مردم آن را باور ندارند. انبوه رجال سیاسی شرافتمندند و یا دست کم به اندازه بازرگانان و صاحبان صنایع ونظایر آنان شرافتمندند. ولی صور روبند زده ای از نیمه فساد، از دعوت به شام و مسافرت و گذراندن تعطیلات گرفته تا هدیه هائی به اهمیتهای گوناگون ،وجود دارد. ایجاد خصوصیت ودوستی ،باز مامداران در ضیافتهای عمومی مکرر ،نوعی نفوذ نزد آنان بدست می دهد که گاهی نتیجه بخش است ، ولی شرافت کسی نیز مورد تردید واقع نمی شود. خصوصاً ،فساد دسته جمعی با کمک دادن مالی به احزاب و انتخابات بسیار امر مهمی است.
البته این وسائل همیشه مورد استفاده قرار می گیرند و توسعه روابط عمومی حتی موجب تکمیل نیمه فسادهای فردی شده است. ولی به موازات آنان فن دیگری ازاعمال نفوذ در حال رشد است و آن استخبار (خبر گیری )است. نماینده مجلسی که می خواهد به مسأله ای صنعتی کاملا واقف شود نمی تواند مگر آنکه صنایع مورد نظرش وی را مستندا مستحضر سازد و صنایع این کار با تردستی انجام می دهند ،یعنی موضوع  را به سود خود جلوه می دهند.
از اینرو ،نمایندگان ،سناتورها وکارکنان عالیمقام ،از جانب گروههای مختلف ،قسمتی از اطلاعات جدی ،ولی جهت یافته ای را دریافت می کنند. دستگاههای مختلف می توانند ، البته عوامل این اطلاعات را تصحیح کنند و این امر اهمیت روزافزون اطلاعات را توسط قدرت توجیه می کند. با این همه فراموش نخواهیم کرد فساد دسته جمعی با تطمیع احزاب و انتخابات ، وسیله اساسی برای اقدام برخی از گروههای ذینفوذ است. سیاست شناسی که این پدیده را نادیده انگارد به همان اندازه مسخره است که زیست شناسی تصور کند که نوزادان در کلم به دنیا می آیند ،یا توسط مرغان دریائی به ارمغان آورده شده اند.

2-5- اقدام غیر مستقیم در سطح مردم:
در کلیه نظامهای سیاسی ،قدرت سیاسی، افکار عمومی را مهم می شمارد و در دمکراسی این امر بیشتر به چشم می خورد ،زیرا انتخابات منظما قدرت را در بوته آزمایش قرار می دهد. یعنی با اثر گذاردن بر  روی مردم می توان بطور غیر مستقیم بر روی قدرت اثر گذارد.گروههای ذینفوذ این کار را به دو طریق انجام می دهند: از یک سو از رهگذر تبلیغات و از سوی دیگر با خشونت.

1-2-5- تبلیغات گروههای ذینفوذ :
گروههای ذینفوذ ، اطلاعات جهت یافته ای را نه تنها در سطح قدرت، بشکل جدی و عمیقی پخش می کنند ، بلکه در سطح مردم نیز آن را به شکل تبلیغات عرضه می نمایند. این عمل به دو طریق انجام می شود : گروههای عوام ،نخست نوعی تبلیغات درونی برای اعضای خود انجام می دهند. این اقدام برای گروههای بزرگ عوام مانند سندیکاهای بزرگ کارگری ، سازمانهای دهقانی و نهضتهای بازرگانان کوچک بسیار موثر است. انتشار دستور نامه های گروه و طبقه خود وابسته می پندارند و اعتماد بیشتری به تشکیلات خود حس میکنند. از سوی دیگر ،همه گروهها چه عوام چه گروههای خواص ،می توانند در قبال مردم تبلیغات کنند. نخست می توانند این کار را با تهیه اوراق تبلیغاتی و ایجاد حمله انتشاراتی انجام دهند . در ایالات متحده ،تبلیعات با پول، در روزنامه ها، توسط گروههای ذینفوذ ،به سود نظراتشان بسیار توسعه یافته است. در فرانسه به این عمل هنوز با چشم بد نگاه می کنند . با این حال ،این شیوه خیلی شرافتمندانه تر از اقدامات پنهانی گروههای ذینفوذ در مورد روزنامه هایی است که کم و بیش بر دستورعملهای آنان گردن می گذارند. نفوذ گروههای صنعتی مالی بر مطبوعات کشورهای دمکراسی غربی همیشه در این زمینه بسیار است. در کشور فرانسه ، از میان رفتن تدریجی "مطبوعات دوره مقاومت" ودست اندازی جدید سرمایه داران بزرگ اقتصادی به مطبوعات ، دارای اهمیت دست اولی ، در تحولات سیاسی چند سال اخیر این کشوربوده است.در سالهای 1944-1945 روزنامه ها ،وابسته به احزاب و گروههای سیاسی یا هیاتهای مستقل بودند،ولی نه با منابع اقتصادی . چند سال بعد، بسیاری از روزنامه های یومیه پاریس دوباره زیر سلطه اینان افتادند. با این حال ،گرایش به توسعه "صنایع مطبوعات" تاحدودی در پی معارضه با اقدام گروه هاست.

2-2-5- شیوه های خشونت:
کوشش برای فتح قدرت با زور و جبر ، ارزشهای طبیعی " گروه های ذینفوذ " نیست . این کار یا با انقلاب و یا با کودتا انجام می شود. بدیهی است که برخی از گروهها ،ممکن است در چنین اقداماتی مشارکت داشته باشند . برعکس ، برخی از اشکال خشونت ، در چهارچوب اقدامات گروهها قرار می گیرد : یعنی خشونتهائی که هدف آنها در عین حال اثرگذاری بر افکارعمومی و وارد ساختن حکومت به تسلیم است . زیرا بی نظمی ای که از آن حاصل می شود ، غیر قابل اغماض است . این فن توسط سندیکاهای کارگری برپا شده است. اعتصابهای عمومی ، تا حدودی این ویژگی را دارا هستند (هرچند که هدف آنها فشار بر کارفرمایان باشد). سایر گرو هها این روشها با تشدید خصلت شورشی آن علیه نظام عمومی به شکل دیگری به کار برده اند .دیده شده است که گروه بندی های دهقانی ، جاده ها سد کرده اند ،بازرگانان کوچک جنبش پوژدا ،اجتماعی برای جلو گیری از کنترلهای مالیاتی تهیه دیده اند، تاکستاندارهای جنوب ،علم اعتصاب اداری یا انتخاباتی برافراشته اند . البته ،تنها گروههای عوام اند که می توانند این وسائل را به کار بندند حتی گروهای خواص نیز که در یک وضع استراتژیک اساسی قرار گرفته باشند، می توانند آنها را بکار گیرند (مثلا خلبانان شرکت های بزرگ هواپیمایی ، ماموران آسانسور آسمانخراشها در نیویورک).]1

-------------------------

1- دوورژه ،جامعه شناسی سیاسی ،پیشین ،تلخیص از ص 530  الی556

منابع:

1- دوورژه ، موریس،اصول علم سیاست ،ترجمه ابوالفضل قاضی،تهران،انتشارات  فرانکلین ،چاپ دوم،1351
2- دوورژه ، موریس ،جامعه شناسی سیاسی ، ترجمه ابوالفضل قاضی ، تهران انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ دوم ،1367
3- عالم ،عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست،تهران ، نشر نی،چاپ دهم،1373
4ُُُُ علوی ،پرویز، ارتباطات سیاسی:(ارتباطات ،توسعه وشارکت سیاسی)،تهران ،نشر علوم نوین ،چاپ دوم،1386







*http://www.pr-abbaspour.blogfa.com/post-24.aspx

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)