برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

دموکراسی و خبر

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
دموکراسی و خبر
هربرت گانز
خلاصه کتاب: مقدمه: وقتی که جوان بودم می خواستم روزنامه نگار شود، چون تصور می کردم بهترین راه شناخت جامعه آمریکا روزنامه نگاری است. بعداً فهمیدم که با پژوهش جامعه شناختی بیشتر احساس راحتی می کنم. در واقع این مطالب درباره دموکراسی آرمانی ، بخش سیاسی «رؤیای آمریکایی» (American Dream) است. این کشور واقعاً متعلق به شهروندان و نمایندگان منتخب آنهاست،  از رئیس جمهور گرفته تا پایین؛ آنها تنها برای این هستند که خواسته های ما را انجام دهند. من این را دموکراسی آرمانی شهروندان می نامم. روزنامه نگاران نیز این ارمان را گرامی می دارند و کار خود را آگاه ساختن مردم می دانند که بتوانند مسئولیتهای دموکراتیک خود را انجام دهند. 
پرسش من این است که رسانه های خبری و روزنامه نگاران برای کمک به دموکراسی چه می کنند و چه نمی کنند.
پرسش بعدی این است که روزنامه نگاران چه کار دیگری می توانند انجام دهند و چه اقدامات عمدتاً سیاسی دیگری مورد نیاز است تا دموکراسی آمریکایی بیشتر معرف شهروندان و برای انها باشد. متأسفانه ، خبر به تنهایی نمی تواند به اندازه ای که روزنامه نگاران دوست دارند به دموکراسی کمک کند. علی رغم سخنان ناپخته سیاستمداران و داد و ستد کنندگان ، شهروندان هیچ گاه قدرت زیادی نداشته اند . روزنامه نگاران نیز قدرتی دارند کمتر از ان حدّی که به آنها نسبت داده می شود.
بیشتر مردم برای گذراندن زندگی خود و همگام شدن با جهان نیازی به خبر ندارند مگر هنگامی که رویدادهای تکان دهنده جهانی ، مثل واقعه یازدهم سپتامبر ، به وقوع می پیوندند.
در واقع ، بسیاری از شهروندان خیلی هم نمی خواهند مطلع شوند، تا حدودی به این سبب که به حکومت و رهبران کشور اعتماد ندارند تا به چیزهایی که مورد توجه انهاست پاسخ دهند . آنان به رسانه های خبری نیز بی اعتمادند بخشی به این دلیل که روزنامه تگاران خبرهای زیادی را به موفقیتها و عقاید تحمیلی رهبرانی اختصاص می دهند که مردم به انان اعتماد ندارند.   
دموكراسي شهروندان و قدرت زدايي از شهروندان
بنا بر رویای آمریکایی، دموکراسی آمریکایی به شهروندانش تعلق دارد و بنابراین آمریکا را باید «دموکراسی شهروندان» نامید. این کشور رسماً دموکراسی متشکل از نمایندگان قلمداد میشود. اما انتظار می رود که نمایندگان به واسطه شهروندان با رای یا دیگر مشارکتها انتخاب شده باشند. در نهایت این مقامات انتخابی، از رئیس جمهور گرفته تا پایین هستند که تصمیم می گیرند اما باز نظر این است که آنها خواستهای شهروندان را انجام می دهند . وبه عنوان جانشین آنها در فاصله انتخابات عمل می کنند. با اینکه نمایندگان منتخب قائم مقام شهروندان  اند؛ فرض بر این است که انان هم به شهروندان «تعلق» دارند.
روزنامه نگاران نیز از این رویا پیروی می کنند ولی انها توشه اطلاعاتی را اضافه می کنند. دموکراسی کشور ممکن است مستقیم یا غیرمستقیم به شهروندانش تعلق داشته باشد. اما فرایند دموکراتیک فقط درصورتی می تواند واقعاً معنی دار باشد که شهروندان آگاه باشند. کار روزنامه نگار این است که آنها را آگاه کند.
رویای مذکور فقط به آرمان است. بیشتر مردم، از جمله روزنامه نگاران ، حتی هنگامی که مشغول گزارش دادن عملکرد و ایرادهای دموکراسی واقعی آمریکا هستند، مایلند که آن را باور داشته باشند. دموکراسی آرمانی فاقد یک جامعه ، یک اقتصاد، طبقه ، قدرت و دیگر ساختارهاست و در آن ذکری از شرکتها، ادارات و دیگر سازمانها نیست.
ارزش رویا در هدف ان نهفته است . برقراری یک نقش دموکراتیک پایدار برای شهروندان.
قدرت سازمانها
نقش سیاسی مهم شهروندان معمولاً چنان بدیهی فرض شده است که غالباً مورد بحث قرار نگرفته است. در واقع ، تصور می شود که انتخابات از این نقش مراقبت کرده است. رسانه های خبری با گزارش مستمر و مفصل انتخابات این فکر را تقویت می کنند. گویی که این پوشش اثبات کند که شهروندان همچنن قدرت نهایی را در اختیار دارند.
البته شهروندان هم واقع گرا هستند. چون هر سال که از رای دهندگان سؤال نی شود تعداد زیادی فکر می کنند کسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب می شود اهمیت سیاسی چندانی ندارد. جان کوییرت ؛ روزنامه نگار می گوید: « واشنگتن فاحشه خانه ای تست که شاهزاده های حرفه در آن خوش گذرانی می کنند در حالی که مردم عادی هر چهار سال یک بار یک نوازنده جدید پیانو انتخاب می کنند.»
علاوه بر این پاسخ دهندگام یک نظرسنجی معتقدند که کشور را دولت بزرگ و کسب و کار بزرگ و در کمال تعجب اتحادیه های بزرگ اداره می کنند.
و نتیجه گیری آن که گاهی حتی بیشتر وقت ها، دولت های بزرگ تحت فشار کسب و کار بزرگ و تا اندازه ای تحت فشار اتحادیه های بزرگ و دیگران عمل می کنند.
قدرت زدايي اقتصادي
شهروندان امریکایی قدرت زدایی اقتصادی و سیاسی هر دو را تجربه می کنند.
ادغام و تصرف شرکتها شاید مهم ترین کاتالیزورهای بالقوه قدرت زدایی از شهروندان شو حذف مشاغل و افزایش همزمان نابرابری در میان کسانی را در پی دارد که باید مشاغلی را بگیذند که مزد و امنیت کمتری دارند.
شکل دیگر قدرت زدایی اقتصادی از منتفی شدن تعهدات کارفرما ناشی می شود. این موارد مشتمل است بر کاهش یا از میان رفتن مزایای فرد استخدام شده، مخصوصاً بازنشستگی و بیمه درمانی، روی آوردن به انواع مختلف استخدام مشروط؛ گرچه تا به حال فقط در میان بخش کوچکی صورت پذیرفته، اما کم کم رو به افزایش نیروی کاردیده شده است.
حتی هنگامی که دستمزد خوبی می پردازند کارگرانی که ناخواسته به صورت نیمه وقت ، موقت و پیمانی و ... همچنان ناخواسته استخدام می شوند . قدرت اقتصادی ملازم با امنیت شغلی را از دست می دهند.
سخت ترین قدرت زدایی اقتصادی برای کسانی است که از بازار کار اخراج شده اند یا هیچ وقت وارد آن نشده اند.
نابرابری فقط فقدان قدرت اقتصادی نیست. نابرابری واکنش های اجتماعی و عاطفی نیز دارد. مؤسسات اقتصادی جدا از مؤسسات سیاسی وجود نداردند، و قدرت زدایی اقتصادی شهروندان دست در دست قدرت زدایی سیاسی حرکت می کند.
قدرت زدايي سياسي
تأثیر متقابل قدرت زدایی اقتصادی و سیاسی در گذشته را می توان حداقل تا ابداع دموکراسی آتنی دنبال کرد. در آن زمان هم، بردگان حق اظهار نظر سیاسی نداشتند.
محدوديت هاي قدرت زدايي
شهروندان بر اثر سیاست های از قبل تعیین شده به دوگانگی می رسند و به گروه های مختلف روی می اورند و این تقسیم شدن و پراکندگی باعث محدودیت می شود.
اعتبارات که از سیاست بالاتر است و شرکتهای غول آسا از حمایت مصرف کنندگان برخوردارند و از سیاست شکننده تر است. 
روزنامه نگاری و دردسرهاي ان
روزنامه نگاری به عنوان یک حرفه ، خودش پشتیبان و تقویت کننده نقشهای شهروندان در دموکراسی می داند: بدون تردید، بسیاری از روزنامه نگاران منفرد همین احساس را دارند . یعنی بازنمایی آرمانهای حرفه شان و علاوه بر آن، آگاهی بخشیدن به شهروندان به گونه ای که بتوانند نقشهای دموکراتیک خود را ایفا کنند ، کار روزنامه نگاران و در عین حال منبع درآمد آنهاست.
روزنامه نگاران دردسرهای خاص خود را دارند ، و با قدرت زدایی خودشان در حال مقابلند. قدرت زدایی از آنها با قدرت زدایی از شهروندان تفاوت می کند، زیرا سلب قدرت از آنها با درجه ای از تنزل حرفه ای همراه شده است. که تا حدی له دلیل کاهش اخیر در سودمندی است.
یکی از دردسرهای خبرنگاران نبودن اتفاقات مهم است مانند جنگ خلیج فارس و یا حادثه 11 سپتامبر.
بسیاری از روزنامه ها تعطیل یا با یکدیگر ادغام شده اند. به طوری که غیر از شش شهر از بزرگترین شهرهای آمریکا، باقی شهرها روزنامه هایشان به یک روزنامه کاهش یافته است.
روزنامه ها به سامانه شرکتهای بزرگ اینترنتی درامده و یکی مانند سردبیر مجله تایمز حال به سردبیر یکی از بخشهای تایم وارنر رسیده است.
مطلب
قدرت زدایی روزنامه ای در قالبهایی که در انها خبر بسته بندی و منتشر می شود نیز رسوخ کرده است . جایگزینی نسبی یا تکمیل خبر «نرم» با خبر «سخت» است. هبر سخت نوعاً به خبرهای سیاسی و خبرهای مرتبط با آن اشاره دارد که روزنامه نگاران عقیده دارند شهروندان برای انجام وظیفه دموکراتیک خود به آنها نیاز دارند.
براین اساس خبر نرم مقوله باقی مانده ، بسیتر ناهمگونی است.مشتمل بر علایق انسانی ، رسوائیها، تفریحات و شرح حال مشاهیر که در حال حاضر حتی در برترین روزنامه ها نیز دیده می شود. شکل دیگر خبر نرم ، که گاهی کمتر مورد انتقاد شدید واقع شده است. گزتذش ویژه است که اطلاعات سودمندی برای زندگی ذوزمره مردم فراهم می کند.
روزنامه نگاران بیشتر به دنبال خبرهای سخت هستند آن را هویت حرفه ایشان می دانند زیرا خبر نرم شکلی از قدرت زدایی و بی احترامی است. خبر نرم غالباً « اطلاع – سرگرمی » خوانده می شود.
قدرت زدايي از طريق كاهش مخاطب
مخاطب خبر ، عمدتاً با غایب شدنش در قدرت زدایی از رسانه های خبری دخیل می شود؛ دست کم بر مبنای کاهش شمارگان و تنزل رتبه بندی. کمبود مخاطب نه تنها پایه اقتصادی مؤسسات خبری را سست می کند. بلکه دلیل اصلی تعطیل شدن روزنامه ها و دیگر رسانه های خبری و عمدتاً چاپی و کاهش تعداد کارکنان خبر است.
کم شدن احتمالی علاقه مخاطب به خبر تنها مشکلی نیست که روزنامه نگاران باید با آن زورآزمایی کنند.
مشکل دیگری که به همان اندازه قدرت زدایی می کند عدم اعتماد مخاطب به رسانه های خبری و ناخرسندی از برخی روشهای روزنامه نگاری است.
شکایت مهم دیگر ، که باز نوع دیگری از پاسخگو نبودن در برابر مردم را نشان می دهد.
دخالت روزنامه نگاران در زندگی خصوصی مردم برای تهیه گزارش بوده است. مخصوصاً بعد از یک واقعه ناگوار خانوادگی و هنگامی که روزنامه نگاران از فربانیان می پرسند « چه احساسی دارید؟» این انتقاد تا مدتها در بررسیها و گزارشهای منتقدان رسانه ها دیده می شد.
اعتراض دیگر به دخالتهای روزنامه نگارانی است که بدون معرفی خود از افراد مطالبی را ثبت و ضبط می کنند. روزنامه نگاران به ندرت چیز زیادی درباره فقدان قدرت یا دیگر مشکلاتشان می گویند و از اینکه با منتقدان خود بحث کنند اکراه دارند. در عوض خود به انتقاد گران ملحق می شوند و تعدادی از روزنامه نگاران به صورت منتقدان رسانه ها درمی آیند.
شيوه هاي روزنامه نگاري و مشكلات ان
روزنامه نگاران ، در تلاش برای رسیدن به ارمانهای دموکراتیکشان ، با سدهای دیگری رو به رو می شوند. ریشه بعضی از این مشکلات ساختار عمل رسانه های خبری است و ناشی از نیاز به انتشار سریع و منظم خبر در صنعتی بسیار رقابتی است. مشکلات دیگر برخاسته از آرمان دموکراتیک ، ارزشهایی که روزنامه نگاری از آن حمایت می کند و گسیختگیهای میان آرمان و واقعیت است.
البته همه این کاستیها شامل همه رسانه های خبری نمی شود. بعضی از آنها بیشتر به رادیو و تلویزیون مربوط اند و بعضی دیگر بیشتربا روزنامه ها و مجله های خبری مناسبت دارند.

توليدي انبوه خبر
روزنامه نگاران به ویژه روزنامه نگاران ملی که رهبران ملی را پوشش می دهند. از دیدگاه مخاطبانشان بیگانه هایی هستند که غالباً درست یا نادرست نمایندگان نخبگان و دنیای پول و قدرتی تلقی می شوند که در آن می چرخند.
این بیگانگان خبرهایی را می رسانند که عمدتاً مربوط به افراد با نفوذ و بلند مرتبه است. براین اساس ، اخبار سیاسی جاری عمدتاً گزارشهایی است درباره مقامات عالی حکومتی رئیس جمهور و معدودی از وزرای کابینه گرفته تا افراد پرنفوذ مجلس و سنا.پس اخبار سیاسی عمدتاً از بالا به پایین به شهروندان می رسند.
سازمانهای خبری مسئول عرضه منظم و سر وقت کالایی همیشه تازه به شمار بزرگی از مردم هستند. درنتیجه، خبر باید به صورت انبوه تولید شود و تقریباً نیازمند فرایندی صنعتی است که بر روی نوعی خط تولید روی می دهد.
كاهش داده ها:انفعال ،گيره ها
یک جزء دیگر فرایند تولید انبوه در روزنامه نگاری معادل چیزی است که هوارد بیکر جامعه شناس آن را « کاهش داده ها» می خواند، یعنی برداشتن اطلاعات جزئی ، کم اهمیت ودیگراطلاعاتی که نمی توان در گزارش خبری چاپی یا الکترونیک جای داد.
در نوشتن متن نوار صوتی یا اصلاح ان کاستن به معنی رسیدن به زمانی است که در اختیار روزنامه نگار گذاشته شده است. کاهش داده ها در دو سطح روی می دهد. اول اینکه گزارشگران می توانند تنها از برخی از داده هایی که در گزارش هایشان جمع کرده اند استفاده کنند. و دوم سردبیران یا تولید کنندگان باید تصمیم بگیرند که شمار فراوان گزارشهایی را که کارکنانشان روزانه جمع آوری می کنند کاهش دهند تا با میزان محدود فضا یا زمان یا جای خالی خبر موجود در روزنامه ، مجله ، یا برنامه خبری تطبیق کند.
واكنش گري يا انفعال
واکنش گری عداد گزارشهای بالقوه ای را که باید گزارش کرد کاهش می دهد. هیچ رسانه ای نمی تواند تنها بر اخبار انفعالی تکیه کند چون تنها آنهایی دارای ارزش خبری اند که تازه آفریده شده باشند.
گيره ها
روش دیگر کاهش داده ها گیره (Peg) است، وسیله ای که خبرهای قابل استفاده را می توان به ان آویخت تا روزنامه نگاران بتوانند از میان گزارشهای جایگزین که معمولاً در دسترس انهاست گزینش کنند.
گیره اصلی تاریخ است، یعنی معمولاً اتفاقهایی که در آن روز یا هفته اتفاق می افتد بر تمام موارد دیگر اولویت دارند.
هنگامی که گزارشها از نظر ارزش خبری یکسان باشند، گزارشهایی گیره ای و گزارشهای دارای تازه ترین گیره معمولاً اولویت دارند.
مطلب
در واقع هدف روزنامه نگاران فقط آگاه کردن نیست. افشاگری ها و گزارش های معمولی که مصادیق بی انصافی، بی عدالتی ، فساد یا کارهای خلاف قانون را گزارش دهند نیز هست. وقتی شهروندان آگاه باشند مشارکت سیاسی را درمی یابند.
تاثير هاي خبر
هنگامی که مردم اخبار را می خوانند یا می بینند ممکن است بعضی از آنها را فراموش کند یا به خاطر بسپارند. بعضی از گزارشهای خبری با قوتی بر اذهان و عواطف مردم نقش می بندند که بر عقاید و یا رفتارهای انها اثر می گذارند.
پوشش رویدادهای یازدهم سپتامبر در این مقوله قرار می گیرد. این اخبار عقاید مردم را راجع به سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا و نیز رفتار آنها، تحت تأثیر قرار داد.
اگر خبر تأثیر نداشته باشد زودگذر است، خبر تنها هنگامی می تواند به تغییر جامعه کمک کند که تاثیر داشته باشد. خبر به تنهایی چندان تأثیری ندارد زیرا آنچه که تأثیر دارد افراد، اظهارات، رویدادها، و موضوعاتی است که گزارشهای خبری درباره آنهاست.
خبر چگونه بر مردم تاثير مي گذارد؟
بیشتر یافته های روشن درباره تأثیر رسانه های خبری حاصل پژوهشهای ازمایشگاهی اند. اما مطالعات آزمایشگاهی به طور منظم تأثیر خبر را بیش از حد برآورده می کنند. زیرا افرادی که در آزمایشها شرکت می کنند بیش از زمانی که در خانه معمول است درآزمایشگاه بر روی خبر متمرکز می شوند.
مطالعات آزمایشگاهی یافته ای را تایید می کنند که خارج از آزمایشگاه گزارش شده است.
تاثیر رسانه های خبری عموماً سطحی و کوتاه مدت اند، به اندازه ای که برای افراد دشوار است به خاطر بیاورند یک ساعت پیش چه گزارشهای خبری ای را دیده یا خوانده اند. یادآوری آنها به این دلیل کاهش می یابد که هم در تلویزیون و هم در اینترنت، گزارش های خبری قدیمی دائماً با گزارش های جدید عوض می شوند.
در فهرستی که در پی می آید، با تأثیرهایی که عمدتاً بر افراد وارد می شوند شروع می کنم و سپس به تأثیرهای واقع بر رسانه ها، موسسات و کشور می پردازیم.
تاثير استمرار اجتماعي
ثأثیر بنیادین رسانه های خبری خودنمایش استمرار اجتماعی باشد. خبر مانند خورشیدی است برنامه ریزی پیدایش روزانه آن نشانه ای است که زندگی اجتماعی مانند گذشته ادامه خواهد یافت.
این نقش به ویژه هنگامی اهمیت می یابد که یک فاجعه بزرگ و آشفتگی باشد زمانی که می توان بر روی روزنامه نگاران حساب باز کرد که هر چه سریع تر تلاشهای مربوط به احیا و بازگشت به نظم را گزارش می کنند.
مثل ترور جان اف کندی یا تخریب جهانی در نیویورک
تاثير اطلاع رساني
بدیهی است که هدف روزنامه نگاران آگاه ساختن مخاطب است . ولی روزنامه نگاران به دنبال هر نوع خبری می روند ولی این خود مخاطب است که انتخاب می کند که در چه موردی آگاهی پیدا کند
درخصوص اینکه مردم در مورد چه چیزی خود را آگاه می کنند مطالعه ای از سوی مرکزرا غیر مستقیم روشن کرده است. طی این مطالعه نتیجه ی مهمی گرفته شد که بیشتر مردم ، بیشتر خبرها را خیلی دقیق دنبال نمی کنند.
گزارشهای در مورد جنگ و حوادث و شیوع مریضی بیشترین مخاطبان را دارد و بعد از آنها گزارش های سیاسی و اقتصادی است.
تاثير مشروعيت و نظارت
کمدینهایی که با مشروعیت کسانی که زیر سخره آنها قرار دارند شوخی می کنند و این مشروعیت را در دراز مدت زیر سوال می برند. از سوی دیگر روزنامه نگاران در مورد منابع ومؤسساتی که درباره آنها گزارش می نویسند با احترام و صمیمیت رفتار می کنند و بنابراین به آنها مشروعیتی را می دهند که ملازم با واجد ارزش خبری بودن است .
رسانه های خبری همچنین ممکن است به اطلاعاتی که مخاطبان قبلاً از تجربه شخصی یا از خانواده و دوستان به دست اورده اند مشروعیت بخشند. 
تاثير بر عقايد
عوامل موثر بر عقاید مردم چندان زیاد است که جدا کردن تأثیر رسانه های خبری بسیار دشوار است.
گذشته ازاین ، بیشتر مخاطبان خبر غالباً به خبری که به آنها بسیار تاثیر دارد کمتر توجه می کنند.
مانند اعدام یک بیگناه یا برخلاف آن اعدام آدمی که مستحق اعدام هستند و طرف داری آنها نسبت بر اشخاص معروف همه تاثیر خبر به عقاید مردم است.

تاثير بر فعاليتها
تاثیر رسانه های خبری بر نحوه عملکرد مردم مشابه اثر رسانه ها بر عقاید است. مردم زیر بمباران پیشنهاداتی قرار دارند که به آنها می گوید چگونه باید عمل کنند. از افراد خانواده گرفته تا تبلیغات دهندگان.
گزارشهای خبری ممکن است گاهی رأی مخاطبان را تغییر دهد .وقتی روزنامه نگاران به خبری پرو بال می دهند یا زیر و رو می کنند مردم را متقاعد می کنند که فعالانه تر مشارکت کنند.
تاثیر رسانه های خبری بر نحوه عملکرد مردم مشابه اثر رسانه ها بر عقاید است. مردم زیر بمباران پیشنهاداتی قرار دارند که به آنها می گوید چگونه باید عمل کنند. از افراد خانواده گرفته تا تبلیغات دهندگان.
گزارشهای خبری ممکن است گاهی رأی مخاطبان را تغییر دهد .وقتی روزنامه نگاران به خبری پرو بال می دهند یا زیر و رو می کنند مردم را متقاعد می کنند که فعالانه تر مشارکت کنند.
تاثير پيك
هنگامی که رسانه های خبری مطالبی را گزارش می کنند که برای بسیاری از مردم مهم است، پژوهشگران باید به اثر پیک توجه کنند . واکنش ها چه قدر از رویدادها یا گزارشهای خبری مربوط به آنها تیعیت می کنند. هنگامی که رسانه های خبری افزایش تورم را گزارش می کنند. کسانی که نظر خود را درباره رئیس جمهور تغییر می دهند. یا رفتار اقتصادی خود را عوض می کنند دلیل اینکارشان رویداد است گزارش در وهله دوم قرار دارد.
روزنامه نگاران در دو وضعیت نقش فعالی در تاثیر پیک ایفا می کنند. وضعیت اول زمانی است که آنها پیک اخباری هستند که اگر انها نبودند آن اخبار به اطلاع مردم نمی رسید. در دوره ای که مجاری خبری ای که بسیار با هم رقابت دارند فراوان است. این وضعیت به ندرت رخ می دهد مگر زمانی که تمام روزنامه نگاران معتقد باشند که فقط بخش کوچک و خاصی از مخاطبان کلی آنها به گزارش علاقه مند خواهد بود.
تاثير بر موسسات و جامعه بزرگ تر
تاثیر رسانه های خبری بر موسسات و سازمانها ممکن است عملاً فراوان تر و قوی تر از تأثیر آنها بر مخاطبان خبر باشد. مؤسسات چشم به مردم مصرف کنندگان خود دارند و به محضی که خبر بد بشنوند فوراً واکنش خود را نشان می دهند. تبلیغ و دیگر رفتاری عمومی خود را تغییر می دهند.
تاثير هاي مراقب
بزرگترین تاثیر روزنامه نگاران اینست که به عنوان مراقب عمل می کنند است. کارهای غیرقانونی، غیرصادقانه غیراخلاقی و دیگر رفتارهایی را گزارش می کنند که هنجارهای جریان فرهنگی اصلی را نقض می کنند.
گزارش مراتب اساساً قصه ای اخلاقی است.
بیشتر گزارشهای مراقبتی سیاسی اند، زیرا اخبار غالباً سیاسی است.
رایج ترین شکل وزنامه نگاری مراقبتی جستجوی پایان ناپذیر روزنامه نگاران برای یافتن «بدکاران» است. گرفتن مچ بدکاران نه تنها رایج تر است. بلکه در مقایسه با شناختن و معرفی کاستیها نهادی که انها را به وجود می آورد تأثیر فوری تری دارد.
تاثير سياسي كلي
رسانه های خبری اثرهای سیاسی منظم و عادی هم دارند. اما شناخت این اثرها دشوار است زیرا روزنامه نگاران مدت مدیری است که نقش اصلی را در رساندن رویدادها و مطالب حکومتی و سیاسی بازی می کنند و به این ترتیب از بعضی جهات بخشی از حکومت و سیاست اند. نه خارج از آن . مثال: روزنامه نگاران این اطمینان را به وجود می آورند که فرایند سیاسی همیشه مشهود است، ان را در راستای اولویتهای عموم نگه می دارند و مردم غالباً بی علاقه را به ادامه توجه به ان سوق می دهند.
تاثير انتخاباتي
رسانه های خبری انتخابات را امری اساسی برای دموکراسی امریکایی و خودشان ، به عنوان تسهیل کنندگان اصلی ارتباطات انتخاباتی ، می دانند ولی اهمیت تاثیر انها بر نتایج انتخابات کمتر از تصور عامه است.
تاثير ديدار پذيري
یکی از تاثیرهای ملی رسانه های خبری فراهم ساختن دیدار عمومی فراوان برای مقامات انتخاباتی و دیگر منابع منظم خودشان است.
تلویزیون برای دیدارپذیری بسیار بیش از رسانه های چاپی به کار می آید به این خاطر که شهرت را به دقیقه حساب می کنند نه به سانتیمتر!
نمونه خوب چنین تاثیری همانا توانایی برنامه های تلویزیونی 24 ساعته ووب سایتهای اینترنتی در عرضه خبر از تمام دنیاست که گاهی از اداره های اطلاعات دولت فدرال هم سریع تر است.
تاثير سپر بلا شدن
رسانه های خبری در عین اینکه سیاست امریکایی را روشن می سازند، در مورد خودشان بیشتر روشنفکری می کنند. سپر بلا شدن هم رسانه های سرگرم کننده را دربرنی گیرد و هم رسانه های خبری را.
رسانه های سرگرم کننده احتمالاً به دلیل تأثیرات مرتبط با سکس و خشونت ، بی بندوباری و دیگر انحرافات ازهنجارهای مرسوم ، به ویژه هنجارهای بزرگسالان برای کودکان ، بسیار مسئول شمرده می شوند و رسانه های خبری را نیز برای ترویج و ترغیب جهانی شدن و منعکس کردن جاروجنجال معترضان علیه جهانی شدن که در غیر این صورت مسکوت و بی اثر می ماند.
احتمال تاثيرات دراز مدت
درکل تاثیر رسانه های خبری محدود است، اما باز ممکن است تأثیرهای دراز مدت یا حتی دایمی هم داشته باشند که دیده نمی شوند یا به صورت مستقیم قابل ردیابی نیست.
با اینکه اغلب ناظران و منتقدان رسانه های خبری عقیده دارند که چون رسانه ها همیشه در اطراف ما هستند چنین تأثیری باید وجود داشته باشد ولی روش شناسی پژوهش موجود نمی تواند این اثرها را اگر واقعاً وجود داشته باشد نمایان سازد.

منابع:
گانز ، هربرت ، 1927م . Gans , Herbert J دموکراسی و خبر / هربرت ج . گنز ؛ ترجمه علیرضا دهقان – تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت) ، 1385.
پنج ، 285ص . – («سمت» ؛ 1069: علوم اجتماعی؛ 53)
فهرستنویسی براساس اطلاعات فیپا.
عنوان اصلی :   Democracy and the News , 2003
واژه نامه
کتابنامه .
روزنامه نگاری – ایالات متحده – جنبه های سیاسی 2- روزنامه نگاری ایالات متحده  3- دهقان ، علیرضا، 1336. مترجم . الف. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت) . ب. عنوان . 
2 گ 9 ج /4888PN   23450973/302
1385 کتابخانه ملی ایران  85,47138 م

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)