السلام علی الحسین (ع)

بهره‌وری عبارتست از بدست آوردن حداکثر سود ممکن با بهره گیری و استفاده بهینه از نیروی کار، توان، استعداد ومهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و…به منظور ارتقاء رفاه جامعه

  عمومی     فناوری اطلاعات     مباحث مرتبط مدیریتی     موضوعات طبقه بندی شده مدیریت  
  شما اینجایید :   صفحه نخست موضوعات طبقه بندی شده مدیریت مديريت دولتي مديريت و تفكر سيستمي مقايسه دو نگرش كل گرا و تجزيه گرا
چاپ فرستادن به ایمیل مقايسه دو نگرش كل گرا و تجزيه گرا
يكشنبه ، 8 دی 1387 ، 19:50
مقايسه دو نگرش كل گرا و تجزيه گرا

تدوین: مهدی یاراحمدی خراسانی

مقدمه :

جنگ دوم جهاني تجارب تازه اي را در مديريت جبهه ها مي آزمايد ، بهره گيري از علم رياضي و ديگر علوم در مديريت جبهه فصل تازه اي را در مديريت سازمانها مي گشايد و در دهه 1950 مكتب تازه اي در مديريت ظهور مي كند كه مجموعه نگر است . در اداره امور سازمانها نه تنها بعد فيزيكي و مادي انسانها و نه تنها بعد احساسي و رواني وي ، بلكه هر دو را با هم در نظر مي گيرد و هر دو را در مديريت امور و بهره وري مؤثر مي داند . به علاوه تأثير عوامل بسيار ديگري را در امور سازمان مورد توجه قرار مي دهد و سازمان را به ديده مجموعه اي مي نگرد كه هر يك از اعضاء و اجراي آن نقشي ايفاء مي كنند و اين نقش در فعاليت ساير اعضاء و كل سازمان تأثير مي گذارد .

هدف اين نوشته پرداختن به اين نگرش است . نگرشي كل نگر يا سيستمي . در اين نوشته كه با عنوان تفكر سيستمي عرضه مي شود . ابتدا «  چگونگي سيستمي انديشيدن و تفكر سيستمي  شرح داده مي شود و سپس انديشه سيستمي در قالب مديريت سازمانها مورد بحث قرارمي گيرد. با اين اميد  كه مورد توجه و بهره گيري قرار گيرد . »

تعاريف سيستم :

از سيستم تعاريف گوناگوني در دست داريم كه جوهر ساختاري همه آنها يكي است بدين ترتيب ؛

«  سيستم مجموعه اي متشكل از اجزاء مهم وابسته است كه متفقاً  در راه رسيدن به يك هدف كلي گام بر مي دارند »  .

سيستم را نمي توان محدود به اشياء مادي نمود در توجه به تعريفي ديگر انديشه سيستمي را فراتر از اشياء ملموس و مادي مي يابيم بنابر اين تعريف ؛

«  سيستم كلي است متشكل از اجزاي مرتبط ، پيكره اي سازمان يافته از اشياء مادي يا غير مادي »

انديشه سيمي را مي توان درباره كوچكترين واحد مادي شناخته شده يعني اتم تا كهكشانها بكار گرفت .

چارچوب سيستمي را مي توان در بدن حيوان يا انسان نيز مشاهده كرد ، از اين رو ؛
«  سيستم مجموعه اي از اعضاء يا اجزاي بدن حيوانات است كه داراي ساختار يكسان و مشابهند يا در خدمت هدف خاصي قرار دارند . مانند بدن حيوان به عنوان يك كل »

همانطور كه قبلاً  گفته شد سيستم نوعي انديشه يا قالب ذهني است كه مي تواند در برخورد  پديده ها مورد بهره برداري قرار گيرد . انديشه سيستمي را از يك سلول كوچك تا يك انسان ، سازمانها و جوامع انساني و تا منظومه شمسي و كهكشانها مي توان مورد استفاده قرار داد . در واقع محدوده سيستم ما محدوده موضوع مورد نظر ماست .

تداخل سيستمها  :

هر سيستمي ممكن است در آن واحد در چندين سيستم قرار داشته باشد . يك دانش آموز در عين حال كه جزيي از يك خانواده است ، در سيستم مدرسه ، تيم فوتبال ، تيم جوانان محله و … نيز قرار دارد . يك كارمند از يك سو عضو سيستم اداري و از سوي ديگر عضو سيستمهايي چون خانواده ، مسجد ، شركت تعاوني ، بانك و … مي باشد .  يك راننده اتوبوس سيستمي است كه در يك زمان در سيستم حمل و نقل ، خانواده ، جامعه و خلاصه عضوي از سيستم اجتماعي مسافران اتوبوس محسوب مي شود .

تفكر سيستمي :

از ابتداي تاريخ دو نوع نگرش نسبت به پديده ها رايج بوده است . به كلامي ديگر دانشمندان و صاحبنظران جوامع هر پديده اي را به دو شيوه متفاوت مورد توجه خويش قرار مي دادند . اين دو نوع نگرش عبارت بودند از :   

الف -  نگرش تجزيه گرا يا مكانيستي       

ب -  نگرش كل گرا يا سيستمي

هر دو نگرش ريشه در تمدنهاي باستاني دارند و در زمانهاي مختلف مورد استفاده قرار گرفته و از منافع خود جامعه بشري را بهره مند ساخته اند . نگرش نوع نخست يا تجزيه گرا برخاسته از انديشه فلاسفه يونان باستان است . هر پديده اي را ابتدا به اجزاي كوچكتر تقسيم مي نمايد و مي خواهد با مطالعه رفتار هر يك از اجزاء به رفتار پديده اصلي دست يابد . به عبارتي رفتار پديده اصلي را حاصل جمع رفتار اجزاي آن مي داند . رنه دكارت  فيلسوف فرانسوي( 1596 تا 1650 ) كه خود از طرفداران و بنيانگذاران اين نظريه است اصولي را براي آن وضع نموده است .دكارت مي گويد شخص در برخورد با هر پديده اي بايد از اصول زير پيروي كند :

1-  تنها چيزي را بپذيرد كه برايش حقيقتي روشن باشد .

2-  هر مسأله را حتي الامكان به اجزاء و عناصر كوچكتر تجزيه كند .

3-  كار خود  را با بررسي ساده ترين عنصر آغاز نمايد سپس به تدريج و با شيوه اي منظم به مطالعه عناصر پيچيده تر پردازد . تا سرانجام به ويژگيهاي پديده اصلي پي ببرد يا دلايل رفتار خاص آن پديده را دريابد .

نگرش تجزيه گرا در قرن هفدهم نگرشي فراگير بود ، د ر بسياري از رشته هاي علوم طبيعي فيزيك ، شيمي و ديگر رشته هاي علمي بكار گرفته شد و پيروزيهاي چشمگيري را در زمينه علوم براي انسان به ارمغان آورد و منشاء  كشفهاي تازه اي شد .

سيستم و محيط  :

هر سيستمي در محدوده بزرگتري قرار دارد كه محيط آن تلقي مي شود ، سيستم از محيط تأثير مي پذيرد و بر آن تأثير مي گذارد . به علاوه محيط چيزي است كه در مبادلات سيستمها به عنوان واسطه عمل مي كند . براي مثال انسان سيستمي است كه در محيط جغرافيايي معيني قرار دارد . از محيط هوا ، غذا و ساير نيازمنديهاي خود را تأمين مي كند و خود تغييراتي در محيط ايجاد مي نمايد . خانواده و جوامع انساني نيز سيستمهايي هستند كه در محيط بزرگتري جاي دارند و ارتباطات متقابلي را بوجود مي آورند .

تئوري سيستمها  اولين بار در علوم فيزيكي مطرح شد ، به ديگر رشته ها مانند مديريت نيز كشيده شد . يك سيستم ، مجموعه اي عناصر وابسته به يكديگر است كه به عنوان يك كل عمل مي كند . يك سيستم سازماني چهار نوع ورودي از محيط دريافت مي كند : مواد ، انسان ، منابع مالي و اطلاعات . سازمان سپس وروديهاي خود را تركيب و تغيير شكل داده ، آنها را دوباره به شكل كالا و خدمات، سود ، زيان ، رفتار كاركنان و اطلاعات اضافي وارد محيط مي كند . در نهايت سيستم برحسب خروجيهاي خود بازخورد لازم را از محيط دريافت مي كند .

چگونه سيستمی بينديشيم ؟

شرط ورود به دنياي سيستم آمادگي ذهني است . براي اينكه سيستمي بينديشيم بايد چارچوبهاي ذهني خود را به كناري بگذاريم و بي تعصب نسبت به شيوه ها و روشهاي از قبل آزموده خود آماده پذيرفتن نوع تازه اي از تفكر و انديشه بشويم . غالباً  ذهن ما را انديشه هاي آشنا پر كرده است شايد به دليل تكرار نوع خاصي از تفكر ، به درستي يا نادرستي آن فكر نكنيم و شايد ترك نوع خاصي از انديشه و عمل به سادگي ميسر نباشد ، اما براي سيستمي انديشيدن برداشتن اين گام ضروري است . نمونه هاي بسياري از تصميم ها را در جامعه خود مي بينيم كه به سبب سيستمي نينديشيدن حادث شده و هزينه ها و خسارات جبران ناپذيري را بر جامعه تحميل كرده است . ايجاد و ادامه رشته هاي تحصيلي در دانشگاهها بي توجه به نياز بخشهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي ، اقداماتي كه به رشد بي رويه جمعيت منجر شد و منابع هنگفتي از جامعه صرف اين رشد  جمعيت شده و بعد از اين نيز خواهد شد . دو نمونه ساده از عدم تفكر سيستمي در جامعه ماست . تجزيه گرايي در يك جامعه بي آنكه به تأثير هر فعاليت در كل مجموعه و ساير اجزاء توجه گردد سبب مي شود منابع عظيمي بي نتيجه تلف شود و فرصتهاي بسياري از دست برود .

يكي از صاحبنظران سيستم بنام چرچمن مثال ساده اي از عادت به نوع خاصي از انديشيدن و قالبهاي ذهني شكل گرفته را بدين سان مطرح مي سازد كه اگر از شما بپرسند اتومبيل چيست ؟ بلافاصله پاسخ مي دهيد اتومبيل وسيله اي است كه چهار چرخ  دارد . پرسشگر دوباره از شما مي پرسد آيا ممكن است اتومبيلي با سه چرخ نيز وجود داشته باشد ؟ با عمق بيشتري به تفكر مي پردازيد و وجود چنين وسيله اي را غير ممكن نمي دانيد و شايد هم مشابه آن را در گذشته ديده باشيد . پس پاسخ خود را تعديل مي كنيد ، كه بله ممكن است اتومبيلي با سه چرخ هم وجود داشته باشد . اما ، چرا به همين جا خاتمه نمي يابد . سؤال كننده احتمال وجود اتومبيل با دو چرخ را مطرح مي كند و شما ناچار باز هم به تعديل پاسخ نخستين خود مي پردازيد و اين پرسش همچنان در مورد اتومبيل با يك چرخ و حتي بدون چرخ مطرح مي شود . مي بينيد با هر سؤال شما ناچار به پذيرش نوع تازه اي از انديشيدن شده ايد و هر بار وارد قلمرو تازه اي از تفكري خاص گرديده ايد . مثال فوق مثالي از عادي شدن نوع انديشه است كه بنيان اعمال و رفتار شخصي و اجتماعي ما را مي سازد . چنانكه بتوانيم از دست انديشه هاي متعارف كه برايمان بصورت عادتهاي خشك و انعطاف ناپذير در آمده اند ، رها شويم و روي به نوع تازه اي از انديشيدن بياوريم هر لحظه و هر زمان انديشه هاي خود را نو كنيم . به روابط علمي و عملي پديده ها فكر كنيم ، وارد دنياي تازه اي شده ايم . دنيايي كه شگفتي هاي آفرينش را بر ما مي نماياند و تواناييهاي بي حد و مرز هوش و ذهن انساني را بر ما مكشوف مي دارد .

اگر بتوانيم در مورد عادات و رفتار خود و درستي و نادرستي آنها ترديد كنيم به فلسفه وجودي هر يك بينديشيم و آثار مترتب بر آنها را وارسي كنيم آماده وارد شدن به  دنياي سيستم هستيم . دنياي شگفتي كه پيچيدگيهاي آن تا بي نهايت ادامه مي يابد . بديهي است كه با مشاهده اين همه ظرفيت و پيچيدگي در دنياي آفرينش از يك سلول تا منظومه ها و كهكشانها چاره اي جز تسليم و تعظيم در برابر آفريننده آن نخواهيم داشت .

طبقه بندي سيستمها  :

طبقه بندي سيستمها به سيستمهاي باز و بسته :

گفته شد سيستمها را مي توان بر شالوده هاي متفاوتي طبقه بندي كرد . يكي از طبقه بنديها سيستمها را به دو نوع باز و بسته متمايز ساخته است . اين طبقه بندي در سالهاي دهه 1930  بوسيله برتالانفي انجام شد به نظر وي يك سيستم بسته فاقد هر نوع ورودي از محيط و نيز فاقد هر نوع خروجي به آن است . به كلامي ديگر سيستم بسته سيستمي است كه هيچ نوع داد و ستدي با خارج ندارد و برعكس سيستم باز سيستمي است كه با محيط خارج در ارتباط است ورودي ( Input ) مي گيرد و خروجي ( Output )  مي دهد .

توضيح اين نكته ضروري است كه سيستم مطلقاً  بسته در طبيعت يافت نمي شود و هر سيستمي بنحوي با محيط در رابطه مبادلاتي قرار مي گيرد . در برخي سيستمها اين رابطه در حداقل است و در برخي ديگر به حداكثر خود مي رسد . بدين ترتيب مي توان سيستمها را به سه طبقه مطلقاً  بسته نسبتاً   بسته و باز تقسيم نمود .

سلسله مراتب سيستمي :

سيستمهاي كوچكتر درون سيستمهاي بزرگتر قرار دارند و سيستمهاي بزرگتر نيز در داخل سيستمهاي باز هم بزرگتر هستند . در اين رابطه سيستمهاي كوچكتر را سيستمهاي مشمولو سيستمهاي بزرگتر را شامل مي گويند .

انواع ارتباطات يا تعاملهاي سيستمي :

هر سيستمي داراي دو نوع تعامل است . دروني و بروني ، تعامل دروني ، كه مي تواند به اشكال مختلف وجود داشته باشد ، حكايت از داد و ستد و تأثير و تأثر ميان اجزاء يا هر يك از سيستمهاي فرعي دارد و تعامل بروني داد و ستد ميان كل سيستم يا هر يك از اجزاء  آن با محيط خارج است . اين نوع تعامل نيز مي تواند در اشكال و مفاهيم متنوعي انجام شود .

نيروهاي پيوستگي و گسستگي سيستم :

در هر سيستمي عناصري به پيوستگي سيستم كمك مي كنند و عناصري سعي در گسستگي آن دارند . اين عناصر را مي توانيم عناصر پيوند و تفرقه بناميم . در سيستمهاي طبيعي نيز چنين مكانيسمهايي بكار رفته است . براي مثال در سيستم بدن انسان و حيوانات سمومي كه در اثر سوخت و ساز ايجاد مي شود مي تواند بعنوان عامل گسستگي عمل كند و به مرور در اثر زياد شدن سيستم را به بيماري و مرگ بكشاند . در مقابل عوامل ديگري سعي در جمع آوري و دفع اين سموم دارند تا بتوانند سيستم را در حالت تعادل حياتي خود نگاه دارند . كليه ، غدد مولد عرق و … از آن جمله اند ، نظام آفرينش سيستمهاي خود نظم را بوجود آورده است تا بقاء موجودات ميسر گردد .

ورودي هر سيستم مي تواند خروجي سيستم ديگر باشد :

ورودي هر سيستم مي تواند خروجي سيستمهاي ديگر را تشكيل دهد و خروجي سيستم بعدي نيز احتمالاً  ورودي سيستمهاي ديگر است . كارخانه سازنده پمپ الكتريكي مواد اوليه خود از قبيل سيم لاكي ، چسب ، كاغذ ، آهن ربا و … را كه هر يك خروجي يا محصول يك كارخانه است دريافت مي دارد و محصول آن يعني الكتروموتور نيز به منزله ورودي بسياري از كارخانجات از قبيل كارخانجات توليد اجاق گاز ، بخاري ، بادبزن ، كولر و … بكار گرفته مي شود و ورودي سيستمهاي ديگر باشد .

تغيير كارايي سيستم نخستين همه سيستمهاي بعدي را تحت تأثير قرار مي دهد :

-  نتيجه نهايي ضرورتاً  سودآور نيست .

هم پاياني :

سيستمها براي تحقق اهداف خود راهنماهاي مختلفي را پيش مي گيرند . براي حل هر مسأله راهنماهاي متعددي وجود دارد كه سيستم مي تواند با استفاده از يك يا چند مورد اهداف خود را عملي سازد . براي مثال برخي سيستمهاي تك ياخته اي به چند روش توليد مثل مي كنند ، سيستمهاي سياسي براي حل برخي مسايل خود با كشورهاي ديگر راه حلهاي متعددي دارند ، جنگ يكي از راه حلهاست اما ديپلماسي ، اتحاد با كشورهاي ديگر ، تهديد بالقوه و … راه حلهاي ديگري  بشمار مي روند و سياستمداران هر كشور مي توانند از يك يا چند روش بهره گيرند .

شرايط پايداري سيستم :

تعادل و پاياني سيستم از يك سو با تغييرات محيطي و از سوي ديگر با انضباط دروني آن بستگي دارد . هرگاه ميانگين سازش پذيري يك سيستم با ميانگين تغييرات محيطي متناسب و برابر باشد سيستم پايدار مي ماند .د ر دورانهايي كه تغييرات طبيعي شديد بوده برخي از گونه هاي حيواني قادر به سازش پذيري با محيط نبوده و از بين رفته اند .  ميليونها سال پيش نسل دايناسورها به سبب تغييرات شديد و ناگهاني محيط به نابودي گرائيد . زيرا اين جانور قادر به ايجاد تعادل با محيط نشد .

پايداري سيستم Þ  ======   سرعت سازش پذيري  =======  سرعت تغيير محيط

انضباط دروني سيستم يا حفظ هماهنگي و همزماني فعاليت اجزاي آن با يكديگر شرط ديگر پايداري سيستم است چنانچه خروجي پيش بيني شده در يكي از سيستمهاي فرعي تحصيل نگردد ، در مجموعه سيستم اختلال ايجاد شده حيات آن را به خطر مي اندازد . به كلام ديگر ناپايداري سيستم هنگامي پيش مي آيد كه مشخصه مطلوب خروجي سيستم به مشخصه نامطلوب تغيير يابد . به نحوي كه بازگشت به حالت مطلوب ممكن نگردد و سيستم در وضعيت ثانويه غير مطلوب قرار گيرد .

سايبرنتيك :

سايبرنتيك كه علم ارتباطات و كنترل نيز ناميده مي شود ، مبنايي براي «  مدل سيستمهاي زنده »  است . برخي آن را علم ارتباط انسان و ماشين و برخي علم سازماندهي ثمر بخش مي دانند.  ويژگيهاي سيستمهاي سايبرنتيك را مي توان در پيچيدگي ، پويايي ، وابستگي به ديگر سيستمها ، باز بودنو احتمال گرا بودن آنها جستجو كرد . بسياري مدل سايبرنتيك را پايه اي براي همه فعاليتهاي آگاه و ناآگاه كنترل شده ، پايدار و … قرار مي دهند .

جزيره اي شدن سيستم :

هنگامي كه سيستمهاي فرعي ( زير سيستمها ) ارتباط متقابل خود را از دست مي دهند و سيستم به زير سيستمهاي خود تجزيه مي شود ، مي گويند سيستم جزيره اي شده است در مجموع مي توان گفت جزيره اي شدن الزاماً  به ناپايداري سيستم و زير سيستمهايش منجر نمي شود اما عموماً  ناپايداري سيستم از مرحله جزيره اي شدن مي گذرد .

بازخورد يا پس خورند :

بازخورد يا پس خورند يكي از مكانيسمهايي است كه در اغلب سيستمها بگونه اي موجود است . ترموستاتها ساده ترين دستگاههاي مكانيكي هستند كه با مكانيسم بازخورد عمل مي كنند . ترموستاتها با افزايش يا كاهش حوادث اقدام به قطع يا وصل دستگاه مي نمايند .

اجزاء سازمان -  نگرش سيستمي :

در نگرش سيستمي سازمان مي تواند اجزايي بدين گونه داشته باشد :

1-   انسانهايي با ابعاد وجودي گوناگون جنبه هاي مختلف مادي و معنوي ، حضور انسانها در سازمان مورد توجه قرار مي گيرد . هر انساني در شرايط خاصي تربيت شده ، ويژگيهاي خاص خود را دارد . از جهتي بايد بصورت يك موجود منحصر به فرد ديده شود ، كه داراي تربيت ، آموزش و ويژگيهاي خاص و انحصاري خويش است .

از جهت ديگر هر انساني در سازمان در يك پست سازماني منصوب شده شماره اي  و شرح وظايفي دارد . عضو يك دفتر مديريت يا اداره است و خواه ناخواه بايد بصورت عضو آن سازمان رسمي ديده شود . نقش ا و در سازمان رسمي اهميت دارد .

هر انساني در گروهي از دوستان و تشكلهاي غير رسمي عضويت دارد . اين گروه يا سازمان هم اهدافي ، هر چند غير رسمي اما  تعريف شده دارند كه بايد مورد ملاحظه قرار گيرد بدين ترتيب بايد به او به عنوان يك عضو سازمان غير رسمي نيز نگريست . بعلاوه هر سازمان داراي شبكه مديريتي است كه اعضاي آن را هم انسانها تشكيل مي دهند .

براي انسانهاي عضو شبكه مديريت هم هر يك از جوانب فوق را بايد در نظر گرفت يعني آنها هم هر يك ، شخصيت خاص ، نقش رسمي ، نقش غير رسمي ، تخصص و تواناييهاي ويژه خود را دارند .

علاوه بر اين هر انسان جداي عضويت سازمانها ، در نهادهاي اجتماعي ، سياسي و غيره نيز عضو است كه در رفتار او تأثير مي گذارد .

2- شبكه اطلاعاتي وجود دارد كه تصميم گيريها راميسر مي سازد . مديران نمي توانند تصميمات خود را بر مبناي سليقه هاي شخصي خود بگيرند . مديري موفق است كه تصميمهايش بر پايه اطلاعات درست و برگرفته از واقعيات باشد . بايد اطلاعات لازم به موقع در دسترس همگان قرار گيرد .

3- روشهاي اجراي كار : روشهايي كه عوامل را تركيب مي كند ، مي تواند بهترين روش نباشد . آيا بايد مدير به هر چه كه در گذشته در جريان بوده قانع باشد ، يا مي تواند روشهاي خاصي را ابداع كند كه نتيجه بهتري بدهد . بديهي است براي حفظ پويايي سازمان تحول در روشهاي مرسوم اجتناب ناپذير است .

4- سازمان در محيط قرار دارد و محيط داراي مقتضياتي است و در كار سازمان تأثير مي گذارد .

5- تجهيزات و تكنولوژي :  تحولات تكنولوژي سريع و روزمره سازمانها را به تجهيزات تازه اي مجهز مي سازد و سازمان به عنوان يك سيستم بايد بتواند به نوعي تعادل با تحولات تكنولوژي برسد .             

فهرست منابع ومآخذ :

1-      رضائيان ،علي-تجزيه وتحليل وطراحي سيستمهاوروشها-سمت

2-      -زاهدی ،شمس السادات-تجزيه وتحليل وطراحي سيستمهاوروشها

3-      مرتضوی،سعيد،جزوه داشگاهي،دانشگاه فردوسي مشهد

4-      Site:www.itemporl.ir



( 3 رای )
 

تبلیغات کنار




افراد آنلاین

ما 59 مهمان آنلاین داریم

مدیریار در یک نگاه

عمومی
مدیریت بحران مدیریت آموزش مبانی سازمان مدیریت خدمات مدیریت راهبردی مدیریت و حقوق مباحث ویژه و کاربردی
منابع کنکور مدیریت مصرف نظارت و کنترل مدیریت نوآوری مدیریت تبلیغات مدیریت بانکداری گفتار مدیران اسلام مدیریت و تکریم مشتری
دلنوشته ها مدیریت تعارض مدیریت انتقادی مدیریت انسانی
مدیریت بازاریابی مدیریت مشارکتی معرفی کتب مدیریت مدیریت فناوری اطلاعات
مدیریت فقیه مدیریت دولتی مدیریت انگیزش مدیریت عمومی
دانشجوهای من مدیریت جهانگردی مدیریت و حسابداری مدیریت مالی و اقتصادی
مدیریت تغییر مدیریت فروش مدیریت صنعتی فناوری های روز مدیریت و رهبری مدیریت حمل و نقل مدیریت و کنترل پروژه مدیریت و تفکر سیستمی
مدیریت رفتار مدیریت بودجه مدیریت اجرایی مدیریت پزشکی مدیریت تکنولوژی مدیریت تربیت بدنی مدیریت دانش و دانایی مدیریت اداری و سیاسی
مدیریت زمان مدیریت اخلاق داستان مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت تطبیقی دانشمندان مدیریت مدیریت تولید و محصول مدیریت رسانه و ارتباطات
طنز مدیریتی مدیریت ریسک مدیریت فرهنگی جملات مدیریتی مدیریت جلسات نظریه های مدیریت مدیریت و مفاهیم نوین جامعه شناسی سازمان
مدیریت علوی مدیریت شهری مدیریت خلاقیت مدیریت بهره وری مدیریت اسلامی مدیریت فناوری نانو مدیریت و روش تحقیق روانشناسی کار و مدیریت
عکس و مکث مدیریت خانواده مدیریت عملکرد مدیریت کتابداری تجارت الکترونیکی مدیریت سازماندهی
هماهنگی در مدیریت مدیریت و مهندسی ارزش
مدیریت NGO مدیریت ساختار مدیریت استرس پژوهش عملیاتی
مهندسی مدیریت مدیریت روابط عمومی خلاصه کتب مدیریت مهندسی فناوری اطلاعات
ابیات برگزیده مدیریت تعاونی مدیریت گروه ها اصول سرپرستی مدیریت و تفکر ناب مدیریت ذهن و هوش
مدیریت تحول و توسعه مدیریت کیفیت و استاندارد
مدیریت زنان مدیریت بیمه مدیریت انرژی مدیریت جهانی مدیریت و مشاوره مدیریت تصمیم گیری مدیریت و برنامه ریزی مدیریت حقوق و دستمزد
آینده پژوهی مدیریت واردات مدیریت صادرات مقالات مدیر مسئول مدیریت و فقه اسلامی مصاحبه های مدیریتی مدیریت هزینه و درآمد کمال و بالندگی سازمان
Top