برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

مباني سازمان ومديريت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
مباني سازمان ومديريت
مديريت:
•    مديريت هنروفن به كارگيري موثر و كارامد  منابع مالي وانساني بر مبناي يك نظام ارزشي است كه با برنامه ريزي سازماندهي بسيج منابع وامكانات هدايت و كنترل عمليات براي نيل به اهداف سازمان اقدام مينمايد.
ساختار مديريت :
انواع تعريف مديريت:
•    تعريف مبتني بر وظيفه و شغل 1940-1880مانند انسان به عنوان ابزار كار و هدف اصلي مديريت را كارايي بيشتر به مدد استفاده از روشهاي علمي.
•    تعريف مبتني بر شاغل 1930-1950 التون تاكيد بر بعد انساني – انسان را نه به عنوان نوعي ابزار كار بلكه به شكل عامل مهم و تعيين كننده در تحقق هدفهاي كلي سازمان.
3 . تعاريف مبتني بر وظيفه و شغل:از ديدگاه شغل وهم از ديدگاه انساني-- مديريت هنر انجام دادن كارها به وسيله ديگران و فرايند هماهنگي فعاليتهاي فردي و گروهي در جهت هدف هاي مشترك ويا مديريت عبارت است از هماهنگي منابع انساني و مادي ، سهم تحقق اهداف سازمان.
ويژگيهاي تعاريف مديريت:
•    فرايند بودن مديريت
•    فرايند انساني بودن مديريت
•    فرايند هدف گراي مديريت
•    نظام دار بودن مديريت
•    فرايند توجه به كارايي واثربخشي
•    كارايي: نرخ ستاد به داده مورد                  استفاده بهينه و مطلوب از داده ها.
•    اثربخشي:تحقق اهداف سازمان –(رشد سازمان،  افزايش سود ، رضايت مشتركين تامين نيازهاي جامعه ، پيروزي) نمونه هايي از اثر بخشي است.
•    بهره وري: تركيب اثربخشي و كارايي: تحقق اهداف با كمترين هزينه بهره وري است.

اهميت مديريت:
•    به اعتقاد پيتر دراكر، عضواصلي حياتبخش هر
سازمان مديريت ان است.وظيفه طراحي، ايجاد و
نگهداري  محيطي براي فعاليت وهمكاري سازمان
براي نيل به اهداف مشخص.

•    مديركيست: مدير كسي است كه مسئوليت عملكرد يك يا چند نفر در سازمان بر عهده دارد.  
سطوح مديريت:
•    سطوح عملياتي:
•    پر مشغله
•    مراجعان مكرر
•    نظارت
•    وقت كمي براي برنامه ريزي و مطالعه
•    صحبت كردن زياد
•    سطوحي مياني:
•    حلقه رابط مديران عملياتي و عالي
•    تحليل داده ها و كارسازي اطلاعات – تنظيم برنامه ها
•    متولي جلسات
•    سطوح عالي:
•    عملياتي و راهبري
•    ارزيابي
•    مديرموفق: 80 تا 90 درصد توانمنديهاي افراد را به كار گيرد.
•    عوامل موثر:
•    ميزان تطابق توانمنديها افراد با شكل انتخابي
•    ميزان همكاري كاركنان و مافوقها
•    استفاده مناسب از نفوذ قدرت
•    مهارت تشخيص محيط
•    استفاده از فرصتها و محدوديت ها
ميزان موفقيت مدير: فرصتها ومحدوديتها+ نحوه ارزيابي مافوق و ميزان همكاري+ ميزان تطابق تواناييها مهارتها،انگيزه ها
•    تعريف نظريه: نظريه عبارت است از الگووقانون
موثر در تجريد، تلخيص، تركيب، تلفيق، طبقه بندي
و تحليل اطلاعات پژوهشي براي تكوين رشته هاي
علمي يا حل مشكل معيني ويا نظريه حرف يك دسته
قوانين يا روابط علت و معلولي است.
•    نظريه ها سازماني:روش هاي فكر كردن درباره
سازمان هاست و به وسيله انها بهتر ميتوان به
تجزيه و تحليل سازمانها از زواياي مختلف پرداخت.

انواع طبقه بندي نظريه هاي سازماني
•    طبقه بندي چارلز پرو:
نيمه اول قرن 20:سازمان تحت فشار،تمركزاختيارات، تخصصي كردن كارها، تدوين قوانين و مقررات سازماني، تفكيك صف                                
نيمه دوم قرن 20: سازمان تحت فشار، تفويض اختيار،ازادي كاركنان،روحيه اعتماد درافراد و توجه به منابع انساني، حركات درون گروهي، سازمان در حيطه مدل انساني قرار گرفت.
•    مدل ماشيني شامل مديريت علمي، مديريت اداري،
بروكراسي
•    مدل انساني شامل روابط انساني
•    مدل انساني – ماشيني:شامل تركيبي از مكتب سيستم و مدل اقتضايي مديريت.
2. طبقه بندي هيگز وگولت:
•    دوره قبل از مديريت علمي
•    دوره مديريت علمي، مديريت اداري و بروكراسي
•    دوره روابط انساني
•    دوره جديد
3. طبقه بندي جيمز تامپسون: راهبرد مختلط و انتخابي
سازمان بر حسب محيط و فن اوري ، تركيب ثابتي از
الگوهاي سيستم باز و بسته .
مدل ماشيني(سنتي): شاخه هاي اصلي
•    مديريت علمي
•    فرايند مديريت
•    نظريه بروكراسي
فرضيه اصلي در نظريه سنتي مديريت
•    افراد با انگيزه مادي به كارمي پردازند و فرصتهاي
فراهم شده براي خود را بطور منطقي بررسي مي كنند
براي به حداكثر رساندن منابع شخصي به هر اقدامي
دست مي زنند .
•    مديريت علمي:
محصول شرايط اقتصادي – اجتماعي انقلاب صنعتي
•    تاثير گذاري انقلاب صنعتي بر مديريت علمي
•    مكانيزه شدن توليد
•    افزايش ظرفيت هاي توليد
•    بروز مسائل زيادي بين مديريت و كاركنان
مطالعات تيلور:
•    اصول چهارگانه تيلور:
•    علمي نمودن فعاليتهاي هر شغل ، شامل تدوين استانداردها ، قوانين و شرايط كاري مناسب
•    انتخاب دقيق كاركنان براي هر شغل و اموزش انها و فراهم نمودن انگيزه مناسب براي جلب همكاري انها به انجام علمي كار
•    تقسيم كار مناسب بين مديران و كارگران
•    ايجاد همكاري صميمانه بين مديران و كارگران
•    اساس مديريت علمي: هدف اصلي مديريت، به
حداكثر رساندن كاميابي كارفرما باشد
•    ويژگي اصلي مديريت علمي:
•    حركت سنجي بر اساس تجربه فعاليتهاي يك شغل است
•    مشخص شدن روشهاي كار
•    تفكيك مديريت و مالكيت
درس هاي عملي ازمديريت علمي
•    جبران زحمات كاركنان براساس نتايج كارشان
•    طراحي روشهاي انجام كار به صورت دقيق
•    انتخاب كاركنان بر اساس توانمندي
•    اموزش مستمر كاركنان در رابطه به وظيفه اشان
•    اموزش مستمر سرپرستان براي ايجاد انگيزش لازم
نظريه اصول علم اداره:
تلاش براي الگوبرداري از سازمانهاي موفق
•    بخشهاي مختلف سازمان بر اساس نظريه فايول:
•    فني             توليد-ساخت-محصول-فروش
•    بازرگاني       خريد –فروش –معامله
•    مالي            تامين منابع-بودجه ريزي
•    ايمني           تامين امنيت افراد-حفاظت
•    حسابداري     اموال- صورتهاي مالي-نقدينگي
•    مديريتي       برنامه ريزي-سازماندهي-منابع-كنترل
اصول كلي مديريت در نظريه اداري
•    تقسيم كار
•    اختيار و مسيوليت
•    سلسله مراتب وانظباط
•    وحدت فرماندهي
•    وحدت جهت
•    تقدم منافع جمع بر منافع فرد
•    پاداش
•    تمركز
•    عدالت ابتكار نظم تساوي
•    فضاي كار گروهي
نظريه بروكراسي:
•    بروكراسي اداره نمودن از طريق دفاتر وقوانين ومقررات 
•    رعايت دقيق قوانين ومقررات ثبت كليه مكاتبات وجريان امور سلسله مراتب تخصص گرايي ساختار گرايي
نظريه وبر :
•    يك سازمان به منظور تحقق موثر اهداف از يك طرف بايد با اعمال قدرت افراد رابه كار مفيد وا دارد.از طرفي ديگر اعمال قدرت در نظر افراد مشروح جلوه نمايد   
•    قدرت:توانايي صدور دستور ونفوذ در افراد
•    اختيار:قدرتي كه در نظر افراد قانوني جلوه نمايد
ويژگيهاي نظريه بروكراسي
•    تقسيم كار روشن       تعريف مشاغل  كاركنان ماهر
•    سلسله مراتب اختيارات روشن
•    قواعد ورويه رسمي
•    برخورد غير شخصي
•    مسير ترقي مبتني بر شايستگي
•    نتايج سازمانهاي بروكراسي
•    كارامد
•    عدالت گر
•    دقيق باثبات با نظم وانظباط و قابل اعتماد
•    مكتب روابط انساني
انسانها اجتماعي و خودشكوفايند. فرد در محيط كار در
جستجوي ارضاء روابط اجتماعي است. به فشار
گروهي پاسخ مي دهد مترصد خودشكوفايي است.
•    درس هايي از مطالعات هاثورن
•    پول فقط عامل انگيزش نيست و عوامل شخصي و اجتماعي اثار حائز اهميتي به انگيزش انان دارد
•    نگرش هاي فردي تاثير مهمي در رفتار انان دارد
•    سرپرستي اثر بخش براي حفظ روحيه كاركنان و بهره وري انان اهميت دارد.
•    گروههاي غيررسمي مي توانند بر عملكرد كاركنان تاثيرداشته باشند ودانش مديريت درباره اين گروها
ناچيز است.
•    جنبش روابط انساني و مطالعات هاثورن:
مديران بايد علاوه بر كسب مهارتهاي فني به كسب مهارتهاي اجتماعي و انساني نيز بپردازند و از فراگرد ايجاد و افزايش و رضايت كاركنان از كارشان ، شناخت بهتري به دست اورند و جنبش روابط انساني به پايه گذاري مباني رشته رفتار سازماني براي مطالعه رفتار افراد گروه ها در سازمان منجر شد.
نظريه نيازهاي انساني:
•    پنج فرضيه عمده نظريه مزلو در مورد نيازهاي انساني:
•    اصل نظام مند بودن انسجام داشتن وجود انسان
•    موقتي بودن ارضاء نياز
•    تنوع نيازهاي اگاهانه انسان
•    كاهش شدت نياز ارضاء شده
•    توالي نيازها
•    بر اساس نظريه مزلو ، در صورت كمك مديران به
ارضاء نيازهاي مهم كاركنان در محيط كار بهره
وري افراد افزايش مي يابد.
نظريه x  و y (داگلاس مك گريگور)
•                نظريه    x                             نظريه y
-بشر ذاتا از كار بيزار وگريزان              -ذاتا كاركردن را دوست دارند
- افراد به دليل فوق بايد با كيفر و             -انسان با انگيزه هاي صحيح به
و مجازات مجبور به كارگردند                كار كردن ترغيب مي شوند
-افراد اغلب دوست دارند رهبري           -انسانها مي توانند رفتارخود بدون
شوند تا متكي به خودشان                      دخالت و نظارت ديگران جهت نيل  -                                              به اهداف گروهي تنظيم نمايند.
نظريه شخصيت و سازمان(كريس ارجريس)
•    نگرش مثبت به كاركنان
•    مسئوليت پذيري وقابل اعتماد
•    ضرورت توسعه مسئوليت هاي شغلي
•    افزايش تنوع كاري
•    استفاده از سبكهاي مشاركتي
•    بهبود روابط انساني
مديريت اقتضايي
•    نظريه اقنضايي:انسانها موجوداتي پيچيده و تحول پذيرند و نيازهاي متعدد، متنوع و متغيري دارند، انها گستره استعدادها و تواناييهي ادمي را قابل بهبود و توسعه مي دانند، از اين رو توصيه مي كنند كه مديران و سازمانها بايد متناسب با تفاوتهاي فردي كاركنشان، مجموعه  متنوعي از راهبردهاي مديريتي و فرصتهاي شغلي را براي انها فراهم مي اورند.
•    اثار برخي ار متغيرهاي مشهود اقتضايي در تعيين موقعيت مديريت
•    اندازه سازمان: بر تعداد افراد هر سازمان دلالت دارد و تاثير عمده اي بر نحوه عملكرد مديران دارد
•    تكراري بودن فن اوري توليد
•    عدم اطمينان عمومي
•    تفاوت هاي فردي
•    ويژگي هاي فرايند اقتضايي:
•    ديدگاه سيستم باز:
عدم كافي بودن تمركز صرف بر عمليات داخلي سازمان
و لزوم شناخت چگونگي تلفيق خرده سيستمهاي
سازماني براي تقابل با سيستم هاي اقتصادي، سياسي و
اجتماعي محيط بيروني
2. گرايش به پژوهش و تحقيق علمي
يافته هاي علمي به ابزارهايي تبديل مي شوند
كه مي توانند براي شناخت مديران از اوضاع كمك نمايند
3. توجه به مجموعه اي ازعوامل(چند متغيره)
استفاده از تحليلهاي چند متغيره براي روشن نمودن
نقش متغيرهاي مربوطه

نقشهاي متفاوت مديريتي
•    اساس نظريه نقشهاي مديريتي ان است كه بايد با ملاحظه
انچه مدير انجام ميدهد فعاليتها يا نقشهايي وي را معين كرد
و مدير براي انجام و و وظايف برنامه ريزي – سازماندهي
هماهنگي ، و كنترل به فعاليتهاي گوناگوني مي پردازند.
1- نقشهاي متقابل شخصي
1-1- رييس تشريفات
2-1-رهبر
3-1- رابط
2- فعاليتهاي اطلاعاتي
1-2- گيرنده(اخذ اطلاعات)
2-2- نشردهنده(ارائه اطلاعات به كاركنان)
3-2- سخنگو(انتقال اطلاعات به خارج از سازمان)
3-نقشهاي تصميم گيري
1-3- سوادگري(كارافريني)
2-3- اشوب زدايي
3-3- تشخيص دهنده منابع
3-4- مذاكره كننده
•    ويژگيهاي 8 گانه سازمانهاي كامل يافته:
•    تعصب به عمل: اجرا در مقياس كوچكتر- اقدام به ازمايشهاي ساده و عملي براي ايجاد علاقه تعهد مديران براي ارتباطات غيررسمي – بازديد ناگهاني
2.ايجاد ارتباط نزديك با مشتري:رضايت مشتري- اخذ نظر از مشتري
3. تمايل به استقلال و كارافريني: تشويق كاركنان به قبول مخاطره -  ترغيب به نواوري
4. افزايش بهره وري با استفاده از افراد: برخورد محترمانه با افراد – القاي اشتياق
5. برخورد شفاف و ارزشي: تقويت مجموعه باورها و فرهنگ سازمان – بيان عدالت بستري
6. تكيه كردن به مزيت رقابتي خود
7. ستاد ساده و كوچك: غير متمركز نمودن اختيارات تا در
اصطلاحات – كوچك نگاه داشتن دفتر مركزي
8. حفظ توامان انعطاف پذيري و عدم انعطاف: اعلام
كنترلهاي راهبردي و نظارت مالي شويد – غير متمركز
ساختن اختيارات.
•    فرايند خلاقيت:
هوبرت فوكس:فرايند خلاقيت عبارت است از هر نوع فرايند
تفكري كه مسايل را بطور مفيد و بديع حل كند
جرج سيول: توانايي ربط دادن و وصل كردن موضوعها ،
صرف نظر از اينكه درچه حوزه اي يا زمينه اي انجام گيرد .
خلاقيت عبارت است از به كارگيري توانيهاي ذهني ، براي
ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد.
•    اهميت خلاقيت:
تداوم حيات سازمانها به قدرت بازسازي انها بستگي دارد.
ارتباط خلاقيت و برنامه ريزي
•    خلاقيت بايد به عمل درايد. موفقيت نهايي سازمان وگاهي
نيز بقاي ان به ميزان توانايي برنامه ريزان در ايجاد نواوري
و به كارگيري فكرهاي جديد بستگي گردد.
موانع خلاقيت:
•    فقدان اعتماد به نفس
•    ترس از انتقاد و شكست
•    تمايل به همرنگي با جماعت
•    فقدان تمركز ذهني
نواوري در سازمانها يادگيرنده
•    سازمانهايي كه بر اساس درسهاي تجربه ، بطور مستمر
تغيير كنند و عملكرد خود را بهبود ببخشد فرايند ايجاد
فكرهاي جديد و تبديل ان فكر ها به عمل و كاربردهاي
سودمند را نواوري مي گويند
•    نواوري در فرايند:كه موجب بهينه سازي راهها انجام كار گردد.
•    نواوري در محصول:كه به توليد محصولات يا ارائه خدمات جديد و بهبود يافته است.
ايجاد فكر جديد
ازمايشهاي اوليه
تعيين امتحان پذيري
كاربر نمايي
ويژگيهاي سازمانهاي نوآور
•    از استمرار خلاقيت و كارافريني حمايت مي كنند
•    مديران نقش فعالي در هدايت فرايند نواوري بر عهده
دارند
3. ساختار سازمان مشوق نواوري است
4. ساختار سازمان منعطف است
نقشهاي نواور در سازمان:
•    ايجاد كننده فكر: اكتشاف فكرهاي جديد
•    حفظ اطلاعات: رابط با درون و بيرون سازمان
•    قهرمان محصول: طرفدار نواوري
•    مدير پروژه
•    رهبر نواوري: سرپرست نواور
•     موانع نواوري:
•    محدود بودن طرف ارتباط با مدير عالي
•    حاكميت جو عدم تحمل اختلاف سليقه
•    وجود افراد ذينفع و ذي نفوذ براي حفظ رضايت موجود
•    تاكيد به افق زماني كوتاه مدت
•    تصميم گيرندگان بيش از حد حسابگر
•    اعطاي پاداش نامناسب
•     مراحل فرايند خلاقيت:
•    ايجاد نگرش موافق براي پذيرش افكار و طرحهاي جديد
•    افزايش حساسيت افراد نسبت به مساله
•    مهيا ساختن شرايط خلاقيت
•    ايجاد سلامت فكر
•    استمرار رضايت ضمير ناخوداگاه برروي مساله
•    درخشش ناگهاني يك فكر
•    برنامه ريزي: برنامه عبارت است از تعيين هدف و پيش بيني راه رسيدن به ان است.
•    هدف برنامه ريزي:
•    افزايش احتمال رسيدن به هدف ، از طريق تنظيم فعاليتها
•    افزايش منفعت اقتصادي از طريق مقرون به صرفه ساختن عمليات
•    متمركز شدن برطرق دستيابي به مقاصد و اهداف و احتزاز از انحراف مسير
•    مهيا ساختن ابزاري براي كنترل
اهميت برنامه ريزي:
•    تعهد به عمل بر مبناي تعقل
•    عزم راسخ به استمرار ان
•    تحقق اهداف فردي
•    فرايند تقدم برنامه ريزي نسبت به ساير وظايف مديريت
برنامه ريزي        
رهبري
كارگزيني
سازماندهي
برنامه ريزي
•     انواع برنامه ريزي
•    برنامه ريزي راهبردي
2. برنامه ريزي عملياتي
3. برنامه ريزي تخصصي:
•     برنامه ريزي نيروي انساني:براوردافرادمورد نياز-انتخاب-اموزش...
•    برنامه ريزي مالي و تنظيم بودجه:براورد هزينه ودرامدوتعيين منابع مالي ومصارف
•    برنامه ريزي وكنترل توليد:ايجاد هماهنگي بين ظرفيت توليدوزمان توليد-كاهش زمان بيكاري-تهيه منايع
مزاياي برنامه راهبردي
•    حل مشكلات ناشي از مقتضيات كافي
•    ايجاد زمان كافي براي تصحيح خطاهاي اجتناب ثانويه
•    تصميم درست در زمان مناسب
•    تمركز بر انجام فعاليتهاي فرضهايي براي ريدن به اينده اي مطلوب
مراحل برنامه ريزي راهبردي
•    تعيين ما موريت هدف رسالت سازمان
•    هدف گذاري
•    تدوين وتنظيم خط مشيها واتخاذ سياستهاي كلي
•    طرح ريزي وتنظيم برنامه ريزي عملياتي
سوالات مورد نياز براي شروع تهيه برنامه ريزي
•    نوع خدمات سازمان
•    علت رقابت
•    امكان استمرار فعاليت فعلي
•    امكان افزايش ويا كاهش فعاليت
•    جو غالب وحاكم بر سازمان
•    منابع مالي كدامند
•    هزينه ها و مصارف
مراحل برنامه ريزي عملياتي
•    تدوين برنامه كوتاه مدت
•    تعيين معيار هاي كمي وكيفي سنجش عملكردو ارزيابي
•    ارزيابي برنامه ها وتععين موارد وانحراف از عملكرد انها
•    تجديد نظر در برنامه ها وتهيه برنامه هاي جديد
مراحل عمده برنامه ريزي
•    شناسايي فرصتها ومحدوديتها
•    تعيين اهداف كوتاه مدت
•    كسب اطلاعات كامل
•    طبقه بندي وتحليل اطلاعات
•    پيش بيني وضعيت اتي
•    جستجوي برنامه هاي جايگزين
•    ارزيابي راه حلهاي گوناگون
•    انتخاب راه حل مناسب
•    تدوين برنامه هاي فرعي وپشتيبان
•    تنظيم توالي فعاليتها وجداول زمان بندي
•    پيگيري پيشرفت كار
فرايندهاي برنامه ريزي
1. برنامه ريزي از داخل به خارج و برنامه ريزي از خارج به داخل
2. برنامه ريزي از بالا به پايين و برنامه ريزي از پايين به بالا
3. برنامه ريزي بر مبناي هدف:(تعيين رسالت و ماموريت-تعيين نتايج مورد انتظار-تعريف شاخصهاي-تعريف هدفهاي عملياتي-تنظيم بر خانه ها-طراحي و كنترل برنامه)
4. برنامه ريزي به استثناي(تعيين اهداف-تخصيص منابع و تعيين شاخصهاو انجام اموربه واحدها واگذار مي گردد)
5. برنامه ريزي اضطراري:حوادث و شرايط جديد پيش بيني مي گردند و عكس العملها پاسخهاي مناسب براي انها در نظر گرفته مي شوند.
6. برنامه ريزي اقتضايي
سلسله مراتب برنامه ها
•    نمودار ميله اي
•    نمودار شبكه اي
•    فن ارزشيابي
•    روش مسير بحراني
سازماندهي
•    فرايندي است كه طي ان با تقسيم كار ميان افراد و گروههاي كاري و ايجاد هماهنگي ميان انها براي كسب اهداف تلاش مي شود.
-    طراحي و تعريف كار و فعاليتهاي ضروري
-    دسته بندي فعاليتها بر حسب شاغل و منصبهاي سازماني تعريف
مي گردد
-    برقراري رابطه ميان مشاغل و منصبهاي سازماني براي اهداف شركت.
انواع مختلف سازماندهي:
1.    سازماندهي بر مبناي وظيفه:
افزايش كارايي                  - در صورت وابستگي
وظايف     قابل ارزيابي          معايب     كارايي پايين مي ايد.
تثبيت وظايف افراد               - در صورت مكمل بودن        -                                          وظايف ارزيابي مشترك                                           -                                           است
2. بر اساس محصول:
واحد سازماني بر مبناي انواع محصولات
استقلال نسبي حفظ نمي گردد
وظايف:         
تلاش صرف سوداوري مي گردد
با افزايش وتعدد محصولات نياز
معايب     به مديران افزايش مي يابد
- ارائه خدمات تخصصي
3. سازماندهي براساس فرايند:
فعاليتهاي سازمان با توجه به فرايند توليد و يا وسايل دسته بندي ميگردد.
4. سازماندهي به مبناي ناحيه جغرافيايي
5. سازماندهي با توجه به نوع مشتري
6. سازماندهي به مبناي نوع بازار
7. ساماندهي بر مبناي زمان فعاليت
•    روندهاي جديد در سازماندهي:
•    حفظ سطوح مديريتي
•    كاهش وحدت فرماندهي
•    گسترش حيطه كنترل و نظارت
•    افزايش تفويض اختيار و توانمندي سازي كاركنان
•    افزايش عدم تمركز همراه با كنترل تمركز
•    كاهش بخشها و واحدهاي ستادي
اجزاي اصلي سازمان:
توسه يافتن سازمان و معلول شدن نياز به بخشهاي                   ستاد      پشتيباني
صف       افزايش پيچيدگي درفرايندها ، جريان كارها
•    هماهنگي:
فرايندي كه طي ان ، همه بخشهاي تشكيل دهنده يك كل براي كسب هدف مشترك تركيب مي شوند.
بازداشتن
•    هدف از    اصلاح كردن
ايجاد          تنظيم كردن
هماهنگي     بهبود دادن
سازوكارهاي ايجاد هماهنگي:
•    هماهنگي غيررسمي برنامه ريزي نشده
•    هماهنگي رسمي برنامه ريزي شده
•    هماهنگي بوسيله افراد
•    هماهنگي بوسيله گروهها
•    كنترل:
فرايندي است كه از طريق ان عمليات انجام شده ، با فعاليتهاي برنامه ريزي شده تطبيق داده ميشوند.
•    مراحل كنترل:
•    تعيين معيارها و ضوابط كنترل
•    مقايسه نتايج عملكردها با معيارها و استانداردهاي تعيين شده:
- روش نمونه گيري - روش مشاهده - روش پيش بيني - گزارش گيري
•    تشخيص ميزان انحرافها و بررسي علل بروزانها
•    تنظيم و اجراي برنامه هاي وعملياتي اصلاحي
انواع كنترل:
•    كنترل اينده نگر و براساس پيش بيني
•    كنترل حال نگر در هر مرحله
•    كنترل گذشته نگر
•    كنترل پيش گيرنده
•    كنترل اصلاح كننده
نكات قابل توجه در طراحي سيستم كنترل:
•    توجه به شتاب تغييرات محيطي
•    ميزان پيچيدگي
•    قابليت سيستم كنترل در اگاه ساختن مديرين از اشتباهات
•    ضرورت تفويض اختيار در زمينه كنترل كاركنان
ارتباطات:
•    ارتباطات تبادل اطلاعات و انتقال معني است و يا فرايندي است كه طي ان افراد از طريق انتقال علايم پيام به ارسال و دريافت معني مبادرت مي كنند.
ارتباطات سازماني:
•    فرايندي است كه طي ان مديريت به تبادل اطلاعات و معاني با افراد و واحدهاي داخل و خارج سازمان مي پردازند.
- شبكه هاي غيررسمي سيستمهايي كه در اثرتعامل
•    انواع شبكه هاي   افراد ايجاد مي گردد.
ارتباط  سازماني     - رسمي و سيستمهايي كه در اثر فراگرد رسمي سازمان به وجود مي ايد.
1. رشته اي
انواع شبكه هاي    
2. انساني
غير رسمي         
3.تصادفي
4.خوشه اي
شبكه متمركز
1.ستاره اي
انواع شبكه هاي     
2.زنجيره اي
ارتباطي رسمي      
3.سه شاخه اي
4.دايره اي
5.همه جانبه
روشهاي بهبود فرايند ارتباطات:
•    بهبود اثر بخشي و كارايي سيستم ارتباطي و رفع نارساييها ان با استفاده باز خورد شود.
•    توجه به عواملي نظير عوامل روحي ، رواني و فرهنگي
•    توجه به موانع عمده ارتباطي نظير تفاوتهاي فرهنگي زبان وگويش
•    استفاده از شيوه ارتباطات دو جانبه براي بهبود سيستم بازخورد.
بسيج منابع و امكانات   
مديريت بازار، عبارت است از تجزيه و تحليل عوامل بازار و برنامه ريزي و كنترل طرحهايي كه با هدف كسب سطح مطلوبي ازمعاملات در بازار مورد نظر اجرا مي شود.
روش دستيابي به هدف فوق
1- تجزيه و تحليل منظم و مستمر  عوامل مؤثر در بازار
2- تشخيص نيازها و تقاضاهاي مصرف كنندگان
3- تصميم گيري درباره نوع كالا،نحوه قيمت گذاري، مجاري ارتباطي و شيوه هاي توزيع
وظايف مدير بازاريابي   
•    برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل نيروها
•    هدفگذاري و تعيين راهبردهاي بازاريابي
•    برنامه ريزي در زمينه نوع محصول، نحوه قيمت گذاري، مجاري توزيع و راهبردهاي توسعه
•    پژوهش و شناسايي زمينه هاي جديد در بازار
•    ايجاد تقاضا براي محصولات و خدمات سازمان
مدير بازاريابي موظف است مقدار تقاضاي بازار، زمان نياز به محصولات و ويژگيهاي محصولات مورد تقاضا را به گونه اي با هم هماهنگ سازد كه اهداف سازمان به بهترين نحو تحقق يابد
انواع وضعيت تقاضا          وظايف بازاريابي
•    ايجاد زمينه تقاضاي مثبت
•    ايجاد تقاضا
•    شناسايي نيازها و تشخيص تقاضاي واقعي
•    رفع علل كاهش تقاضا
•    هماهنگ كردن تقاضا
•    حفظ تقاضاي متعادل
•    كاهش هزينه تبليغاتي
•    افزايش آگاهي عامه
•    فقدان تقاضا
•    تقاضاي پنهان
•    كاهش تقاضا
•    تقاضاي نامنظم
•    تقاضاي منفي
•    تقاضاي متعادل
•    تقاضاي بيش از حد
•    تقاضاي مضر

مديريت منابع انساني
فرآيندي متشكل از فعاليتهاي متنوع، شامل جذب، نگهداري، پرورشنيروي كار با استعداد و پرانرژي
مراحل فرآيند منابع انساني
1- جذب نيروي كار توانمند
2- پرورش نيروي كار توانمند
3- نگهداري نيروي كار توانمند

پرورش مديران و توسعه منابع مديريت
•    مهارت فني
•    مهارت انساني
•    مهارت ادراكي
تصميم گيري و حل مسأله
مساله يابي
براي حل هر مساله، اول بايد آن را شناخت و تعريف صحيحي براي آن ارائه كرد
دامنه هدفگذاري قابل قبول در سازمان
اهداف اصلي          اهداف فرعي
•    تعيين مقياسهاي ارزيابي اهداف
•    تعين اهميت نسبي اهداف
•    تعيين شاخصها و معيارهاي سنجش عملكرد
•    عمكلرد واقعي سازمان
•    شناسايي مسائل براي تصميم گيري در مورد آنها
فرآگرد مساله يابي:
براي آگاهي از وجود مساله در سازمان، مجموعه اي از روشها به صورت رمس و غير رسمي به كار مي روند.
فرآيند حل مساله و تصميم گيري: به فعاليتهاي گسترده اي كه به منظور يافتن وا جراي راه حل براي اصلاح يك وضعيت نامطلوب انحام مي شوندفرايند حل مساله مي گويند. منظور از حل مساله يافتن جواب يا جوابهايي براي يك سوال است.
فرآيند انتخاب: مجموعه فعاليتهايي كه به گزينش يك راه كار، از مجموع راه كارها منجر مي شود
تصميم هاي برنامه ريزي شده:
تصميماتي كه بر حسب عادت، قوانين يا رويه هاي موجود اخذ مي گردد.
تصميم هاي برنامه ريزي نشده:
تصميماتي كه در مورد مسائل غير معمول و منحصر به فرد اتخاذ مي گردد.
موقعيتهاي تصميم گيري:
•    موقعيت اطمينان: در اين موقعيت اطلاعات موجود، دقيق، صحيح، كافي و قابل اعتمادند.
•    موقعيت مخاطره: اطلاعات كامل موجودنيست ولي امكان تصميمي گيري محتمل است.
•    موقعيت عدم اطمينان: اطلاعات بسيار ناچيز است.
چگونگي اخذ تصميم براي حل مساله:
•    ميزان سهولت و آساني مساله
•    احتمال حل شدن مساله به مرور زمان
•    تعيين مرجع تصميم گيري
مديران وموانع حل مساله
•    اجتناب آرام: اگر اقدامي انجام ندهم با وضعيت وخيمي مواجه مي شوم---- پاسخ منفي
•    تغيير آرام: اگر اقدامي انجام ندهد عواقب وخيم است.
•    اجتناب دفاعي: اگر راه حل نباشد حل نمي نمايد.
•    ترس: ايمان علاوه بر مساله
موانع تصميم گيري:
•    تفاوت ارزشهاي اجتماعي تصميم گيرندگان
•    ناتواني در ارزيابي پيامدهاي هر تصميم
•    عدم اطمينان نسبت به آنيده
•    اكتفا به راه حل رضايتبخش
•    اكتفا به عقلانيت نسبي
•    مصلحت انديشي با توجه به وضعيت
روشهاي غلبه بر موانع فردي در حل مساله:
•    اولويت بندي
•    كسب اطلاعات بيشتر
•    بررسي منظم و دقيق
روشها و فنون تصميم گيري:
•    تفكر خلاق
•    تحقيق در عمليات
•    به كارگيري استراتژيها و مفاهيم زيربنايي
پايان

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)