برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

اصول و مفاهيم کلي سازماندهي

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
اصول و مفاهيم کلي سازماندهي

سازمان بر مبناي وظيفه (هدف):
در اين نوع سازماندهي , واحدها بر حسب وظيفه و کاري که قرار است انجام دهند تقسيم بندي مي شوند .
سازمان بر مبناي نوع عمليات (تخصص) : 
در اين روش, مبناي تقسيم کار عبارت است از: نوع فعاليت, تخصص و آگاهيهاي يکسان به اين ترتيب, حرفه و تخصص افرادي که کار را انجام مي دهند, ملاک تقسيم بندي واحدهاي سازماني خواهد بود, مثل سازمان نظام پزشکي يا ستاد خدمات کامپيوتري.

سازمان بر مبناي مشتري (ارباب رجوع):
در اين روش , به دريافت کنندگان خدمات سازمان , توجه  مي شود و سازماندهي بر اساس گروههاي مختلف مشتريان و ارباب رجوع صورت مي گيرد .

سازمان بر مبناي قلمرو عملياتي ( محل جغرافيايي):
در اين نوع سازماندهي, محل و مکان عمليات, ملاک قرار مي گيرد و کليه فعاليت هايي که در يک منطقه صورت ميگيرند, تحت نظارت يک واحد متشکل مي شوند.

سازمان بر مبناي محصول ( نوع توليد ) :
در اين روش , مبناي گروه بندي وظايف و تقسيم کارها , نوع کالا يا محصولي است که قرار است توليد شود.

سازمان بر مبناي پروژه :
در سازمانهايي که اين امکان وجود داشته باشد تا هدف و ماموريت آنها را در قالب پروژه ها و برنامه هاي تقريبا مستقلي اجرا کرد, مي توان به تعداد پروژه هاي موجود در سازمان, واحد هاي مستقلي را به وجود آورد و به اين ترتيب, سازماندهي را بر اساس پروژه هاي موجود, انجام داد .

سازمان ماتريسي :
سازمان ماتريسي, تلفيقي از سازمان بر مبناي وظيفه و سازمان بر مبناي پروژه است. به اين ترتيب که جريان اختيار در واحدهاي تخصصي به صورت عمودي و در واحدهاي اجرايي, به صورت افقي است و از تلاقي اين دو محور, يک ماتريس به وجود مي آيد.

سازمان با ساخت آزاد يا ادوهکراسي :
اين نوع سازماندهي, ساختن موقت, في البداهه و استعجالي دارد و براي رسيدن به هدف معيني, بدون طرح و نقشه قبلي به وجود مي آيد. اين ساخت شباهت زيادي به سازمان ماتريسي دارد که از نيروهاي اطلاعاتي و تخصصي, بنا به مقتضاي موارد مطرح شده, مناسبترين استفاده هاي تخصصي و عملياتي را به وجود مي آورد.

سازمان يا گروه هاي متداخل يا سازمان حلقوي :
اين ساخت , در قالب گروههايي که به وسيله اعضاي مشترک , با هم در ارتباط مي باشند , شکل مي گيرد . يک فرد در گروهي به عنوان مدير , در گروه ديگر به عنوان مرئوس و در گروه سوم به عنوان مشاور ميتواند انجام وظيفه کند . به اين ترتيب روابط گروهي , در اين ساختار , مورد تاکيد قرار مي گيرد .

ساخت سازماني مدولار ( ماجولار ) :
در اين نوع سازماندهي , سازمان از واحدهاي مختلفي تشکيل مي شود که هر واحد با ضوابط اجرايي مشخص و ماموريتي که خود , مينياتوري از ماموريت کل سازمان است , به طور مستقل , غير متمرکز و خودکفا به فعاليت ادامه مي دهد . در اين نوع ساختار , هر يک از واحدها به عنوان يک مدل (واحد خود کفا), برمبناي معيارها و ضوابط اجرايي معين , عمل ميکند .

ساختهاي ترکيبي :
هر يک از روشهاي سازماندهي داراي محاسن و محدوديتهايي هستند که بايستي با در نظر گرفتن ويژگيهاي زماني و مکاني و مقتضيات موقعيتي و شرايط حاکم , آن را برگزيدند که بيشترين سود و کمترين زيان را عايد سازد . 

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 2.25 (2 رای)