برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

مطلع مهر

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
مطلع مهر
نوشته امیرحسین بانکی پور

خلاصه كتاب: کتاب مطلع مهر نوشته امیر حسین بانکی پور کتابی است شامل راهکارهای جامع وکاربردی برای انتخاب همسر(در هشت گفتار وحدود 270 صفحه). با توجه به آنچه در این کتاب می خوانیم، می توانیم عقل وقلب را به شیوه ی صحیحی مدیریت کرده و طبیعتا به نتیجه ای مطلوب نایل شویم.



مشخصات کتاب:
عنوان:     مطلع مهر، راهکارهای جامع و کاربردی برای انتخاب همسر
شابک:     978-964-8775-23-5
انتشارات حدیث راه عشق

فهرست اجمالی:
گفتار اول:     فوریت در ازدواج.............................................................................5
گفتار دوم:     احراز شرایط اولیه برای ازدواج......................................................10
گفتار سوم:     معیارهای انتخاب همسر................................................................18
گفتار چهارم:    آداب خواستگاری.........................................................................23
گفتار پنجم:     ضرورت تحقیق در ازدواج............................................................33
گفتار ششم:     تصمیم گیری.................................................................................36
گفتار هفتم:     نقش مهریه در ازدواج...................................................................42
گفتار هشتم:     بهترین انتخاب..............................................................................45

مقدمه
ازدواج یک امر پسندیده است که مطابق طبیعت، فطرت، شرع، عقل، حافظ بقای نسل، پاکی نسل، سنت رسول اکرم، امر مقدس،  نشاط بخش و نشانه ی خدا است.پس باید به هنگام، هرچه زودتر و بهتر به آن پرداخت. با این حال، در جامعه ی ما وضعیت ازدواج برای بعضی چهره ای دیگر یافته است. در نزد اطرافیان امری است مشکل، پرخطر، اضطراب آور، اختلاف زا، تنش آفرین، هزینه بر و پر دردسر، پس در نهایت، بهتر آن است که تا حد ممکن به تأخیر انداخت یا از خیر آن گذشت.
درباره ی پیدایش این طرز تلقی از ازدواج بحث های نظری مختلف و ایده های متفاوتی وجود دارد. بعضی علت را در تحول جمعیتی دهه ی 60 می دانند که با یک توده ی جمعیتی روبرو شدیم این توده در هر دوره ای که قرار گرفته است. برای آن دوره به حساب کثرت نفرات بحران به بار آورده است و هم اکنون به دوره ی ازدواج رسیده است.
بعضی هم علت را تحولات فرهنگی دهه ی گذشته می دانند که جوانان را به سمت ارتباطات باز اجتماعی کشاند که نتیجه ی آن عدم رغبت به ازدواج یا آشنایی های مخرب قبل از ازدواج و در نتیجه انتخاب های احساسی یا به بیان بهتر اجباری است که منجر به تنش های بعد از ازدواج می گردد.
به نظر گروهی بالا رفتن سطح توقعات، ازدواج جوانان را با مشکل مواجه کرده است بعضی هم تکنولوژی رسانه ای جدید را عاملی می دانند که به توسعه ی ارتباطات نامطلوب و فساد ذهنی و حریم شکنی انجامیده است که مقدمه ی سایر ناهنجاری ها است. و همین باعث شده که مسیر مطالبات جوانان از سمت ازدواج و ضروریات زندگی به سمت آزادی های اجتماعی سوق داده شود، آن هم با دستورالعمل های غربی و در مقابل هم حرکتی جدی در جهت رسیدگی و حفاظت از این نهاد فرهنگی به عمل نیامده است.
اما همه ی این اتفاق ها در برابر فرهنگ غنی دینی مردم این مرز و بوم نمی تواند جز لایه های ظاهری جامعه را در زمان کوتاهی تحت تأثیر قرار دهد و با عنایت الهی و تمسک به سنت نبوی و قرآن و اهل بیت( می توان براحتی این بحران ها را پشت سر گذاشت. همانطور که بارها ملت ایران این امر را ثابت کرده اند.)

گفتار اول:
فوریت ازدواج
1-1-وجوب ازدواج در دوران کنونی
اولین مرحله برای فراهم شدن زمینه های یک ازدواج آسان و با موفقیت، تبیین موضوع وجوب ازدواج برای جوانان است. شاید مناسب باشد که قبل از پرداختن به این مبحث، ازدواج را از نظر احکام مورد بررسی قرار دهیم؛ یعنی براساس احکام پنج گانه واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام، بدانیم ازدواج در زمره ی کدامیک قرار می گیرد؟
در نگاه اولیه ازدواج« یک مستحب مؤکد» جلوه می نماید، اما با نگاه دقیق تر در می یابیم فقهای اسلام در هر پنج بخش احکام خمسه، به مسأله ی ازدواج پرداخته اند؛ یعنی ازدواج گاهی واجب، گاهی مستحب، گاهی مباح، گاهی مکروه و گاه حرام گردیده است! زیرا ازدواج در شرایط و افراد مختلف حکم متفاوتی پیدا خواهد کرد. چنانکه ازدواج با محارم« حرام» است و در مقابل اگر کسی به دلیل عدم کنترل غریزه ی جنسی به معصیت بیفتد، ازدواج بر او« واجب» است.
در شرایط کنونی جامعه و با توجه به توسعه ی ارتباطات و تهاجم فرهنگی رسانه ها، می توان امر ازدواج را از اهم واجبات به شمار آورد؛ زیرا متأسفانه لغزشگاه های فراوانی بر سر راه جوانان کشورمان ایجاد گردیده است به طوری که در این شرایط واقعاً« در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبری است». بر این اساس اگر جوانی احساس کند قادر به کنترل غرایز جنسی خود نیست، امر ازدواج بر او واجب است و به طور طبیعی طبق فتوای فقها، این جوان راهی جز مبادرت به ازدواج ندارد. به عبارت دیگر، فرصتی برای تصمیم گیری در این زمینه نیست که بگوید من باید فکر کنم که آیا خوب است ازدواج کنم یا نه؟
با این مقدمه می توان گفت برای طیف وسعی از جوانان، ازدواج حکم واجب را دارد. البته نباید به گناه و خطا افتادن را صرفاً در مسائل جنسی و گناهان کبیره دانست؛ زیرا تأثیر منفی مجرد ماندن جوانان و غلیان شهوت در وجود ایشان موجب می شود با حالات ناشی از این مسأله در واجباتشان خللی ایجاد شود. مثلاً جوشش غریزه ی جنسی، توفیق کسب علم و یا عبادتی با حضور قلب را به او نمی دهد و گاه در پی سرخوردگی ها و بیم به گناه افتادن، از روابط اجتماعی خود می کاهد و رفته رفته تأثیرات روانی این رفتار، موجب عصبی شدن و تندخویی او می گردد.
از تأثیرات جانبی ناشی از این مسأله می توان بی میلی به کار و فعالیت، به درس و مطالعه و بی میلی به معاشرت و مصاحبت با همسالان، اقوام و دوستان نام برد. هر چند موارد یاد شده از گناهان به شمار نمی آید، اما این ناهنجاری ها مقدمات گناهانی را در انسان بوجود می آورد.
باید خاطر نشان شد که سوابق دینی، مذهبی، تقوا و رشد فکری ما نمی تواند همیشه نگاهدارنده ی ما از لغزش ها باشد. هر چند تقوا در شرایط معمولی مانع از لغزش انسان ها می شود، ولی در شرایط بحرانی کنونی که میدان لغزش ها بسیار گسترده است، نه تنها صاحبان تقوا، بلکه دارندگان عصمت هم توانایی مقاومت در برابر آن را در خود نبینند چنانکه در قرآن به این نکته صریحاً اشاره شده است.
اگر جوانی توفیق صیانت نفس خود را داشته است، نشانه ی رحمت خداوند است و بدیهی است که این رحمت برای ما زمانی تداوم می یابد که براساس قاعده ی لطف و رحمت او حرکت کنیم و پیش برویم. خلاصه ی مطلب اینکه با احساس وجوب ازدواج دیگر منعی در اصل قضیه نداشته باشیم.
1-2-ضرورت تحصیلِ مقدمه ی واجب
پس از اینکه جوانی وجوب امر ازدواج را در وجود خویش احساس کرد- به طوری که اکنون این وضعیت در جامعه ی فعلی در مورد بسیاری از جوانان ما صادق است- باید شرایط آن واجب را نیز بوجود آورد.
در بعضی واجبات اگر شرایط وجوب حاصل گردید، آن امر واجب می شود بطور مثال حج که یک فرضیه و از واجبات و فروع دینی ما مسلمانان به شمار می آید و از اهمیت بالایی برخوردار است، شرایطی دارد که از جمله آن« استطاعت» است و فقها در خصوص استطاعت، چهار استطاعت« مالی»،«جسمی»،« امنیتی» و« زمانی» را شرط وجوب حج تمتع دانسته اند. اما آیا مستطیع شدن نیز از واجبات است؟ یعنی آیا شما باید خود را به مشقت بیندازید که به استطاعت برسید تا حج بر شما واجب می شود؟!
پاسخ این سؤال منفی است؛ زیرا چنانچه مستطیع شدید، حج بر شما واجب می شود و شارع مقدس شما را موظف به مستطیع شدن ننموده است.
اما برخی دیگر از واجبات که بر همه ی افراد مسلمان واجب است؛ در عین حال، آن واجبات شرایطی دارند که تحصیل شرایطشان نیز واجب است. مثلاً نماز بر همه واجب است ولی شرط ابتدایی اقامه ی نماز، طهارت و وضو است. پس از اینک که شرط نماز صحیح، داشتن طهارت و وضو است، بر شما واجب می گردد وضو بگیرید و سپس نماز را اقامه کنید.
کسی نمی تواند نماز نخواند به این دلیل که وضو ندارد. درست است که انسان بی وضو نمی تواند نماز بخواند، ولی بر او واجب است وضو بگیرد و نماز بخواند یعنی مقدمه ی آن نیز واجب است.
1-3- وظیفه ی همگانی جهت تسهیل ازدواج
حال این سؤال مطرح می شود که ازدواج جزء کدام دسته ی واجبات است؟
در پاسخ باید گفت: قطعاً شرایط ازدواج نیز مانند شرایط نماز است. اگر بر جوانی ازدواج واجب شد، تحصیل شرایط ازدواج هم بر او واجب می شود. البته یک فرق عمده در وجوب ازدواج جوانان با دیگر واجبات وجود دارد و آن این است که تحصیل شرایط و مقدمات ازدواج صرفاً تکلیف خود جوان نیست؛ بلکه بنا بر آیه ی « وانکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم»  مردان و زنان بیهمسر خود را همسر دهید همچنین غلامان و کنیزانی که شایستگی ازدواج را دارند. دستور خداوند نه تنها به جوانان، که به دیگر مسلمانان نیز تحصیل شرایط ازدواج واجب است. مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید همچنین غلامان و کنیزانی که شایستگی ازدواج را دارند.
بطور مثال اگر در جامعه بر یک میلیون جوان امر ازدواج واجب باشد، بر دولتمردان و دیگر افراد مسؤول و توانمند نیز واجب است که شرایط ازدواج آنان را فراهم نمایند. بر نمایندگان مجلس و قانونگذاران است که قوانین تسهیل ازدواج جوانان را به تصویب برسانند. بر اعضای شوراهای شهر و روستاست که امکانات شهر و روستا را در جهت ازدواج جوانان مهیا نمایند. بر پدر و مادر و بزرگان آن جوان است که زمینه ی ازدواج جوانشان را مهیا سازند.
1-4-رفع موانع ازدواج
بزرگترین مانع ازدواج در جامعه ی کنونی افکار و فرهنگ غلط اجتماع در بحث ازدواج است؛ آداب و رسوم دست و پاگیری که آحاد جامعه آن را پذیرفته ایم و در هر قومیتی بگونه ای کم و بیش به عنوان سنت و رسوم دیرینه جزء لاینفک ازدواج قرار داده ایم. حاشیه های غیرضروری این مهم بقدری از متن آن زیادتر شده است که اصل متن را زیر سؤال برده است و همه با هم مانعی در راه امر خدا و مصداق« صدّ عن سبیل الله» شده ایم!
هر کس به میزان ولخرجی و ریخت و پاش غیرضروری که در تشریفات ازدواج فرزندش انجام می دهد، مصداق این« صد عن سبیل الله» است. یقین بدانیم تشریفاتی که ما برای ازدواج فرزندانمان به خاطر تمکن و توان مالی به گردن گرفته ایم، در روز قیامت ما را گرفتار می کند.
وقتی مادری برای دخترش جهیزیه ای آنچنانی فراهم می کند،( هر چند به ظاهر از مال حلال همسرش تهیه کرده است) نتیجه ی این فیش و افاده ها سرخوردگی دیگر دختران می شود؛ زیرا آنان تصور می کنند اگر جهیزیه ای در حد آن عروس خانم نداشته باشند، موجب سرافکندگی در بین اقوام و آشنایان است.
در همه ی زمینه ها این مثال را مقایسه کنید و مخارج و تشریفات برپایی یک مجلس عقد و عروسی را در نظر بگیرید. بنابراین همه دست به دست هم داده ایم و با پذیرفتن این آداب و رسوم که متأسفانه روز به روز بر هزینه های آن می افزاییم سد راه خدا شده ایم.

گفتار دوم:
احراز شرایط اولیه برای ازدواج

2-1- برنامه ریزی نه شتابزدگی
نکته ای که شایان توجه است اینکه مقصود از«فوریت» عجله و شتابزدگی نیست؛ به این معنی نیست که فردا صبح یا هفته ی آینده با یک ماه دیگر باید ازدواج کند؛ بلکه مقصود این است که به گونه ای برای زندگی خود برنامه ریزی کند که به محض فراهم آمدن شرایط، در اولین فرصت  اقدام به ازدواج نماید و آن را به تأخیر نیندازد.
یعنی برنامه ریزی زندگی باید به سوی فراهم آمدن شرایط باشد. هرچند شرایط چند سال بعد محقق شود.
2-2- مطالعات اولیه
اولین موضوعی که در زمینه سازی ازدواج از شرایط ازدواج موفق به شمار می آید، کسب اطلاعات لازم برای ازدواج است. گاهی به دلیل عدم اطلاع از برخی از قوانین و مسائل، انسان دچار سردرگمی و مشکلات بغرنج می شود.
1-اگر قصد ازدواج داری، ضروری است، اطلاعات لازم در این زمینه را کسب کنی.
2-اگر به دنبال اطلاعاتی در زمینه ی ازدواج هستی، به کتب و لوح های آموزشی معتبر و یا مشاوران آگاه مراجعه کن.
3-در امر مهمی چون ازدواج دقت در انتخاب منع کسب اطلاعات امری بدیهی است، منبعی را انتخاب کن که با آموزه های دین، فرهنگ و عرف جامعه ات هماهنگی داشته باشد.
4-سعی کن قبل از اقدام به ازدواج در مورد روحیات، خلقیات جنس مخالف، مطالعاتی داشته باشی.
5-با وظایف و حقوق زن و مرد در زندگی مشترک آشنا باش.
2-3- شرایط لازم برای ازدواج
برای ازدواج جوانی که ازدواج بر او واجب شده است، چه شرایطی لازم است؟
در پاسخ به این سؤال اولین نکته ای که اغلب افراد مطرح می کنند و شرایط اولیه ی ازدواج می دانند توانایی اقتصادی است که متأسفانه این بخش بیش تر ذهنیت افراد را به خود مشغول داشته است و از بخش شرایط فرهنگی غافل شده اند.
2-4- بلوغ اشد
در قرآن کریم در مبحث ازدواج از اصطلاح« بلوغ أشُدّ»  استفاده شده است.
بلوغ اشد مجموعه ای از بلوغ های جنسی، روانی، اجتماعی و عقلی است که هریک شاخص مخصوص خود دارند.
2-5- رشد عقلانی
بلوغ عقلانی با تحصیلات علمی فرق دارد! چه بسا کسانی که از نظر علمی رشد کرده اند، ولی عقلانیت آن ها رشد نکرده است!
در فرهنگ دینی ما«جهل» در برابر« علم» قرار ندارد. در حالی که در فرهنگ یونانی« جهل» در برابر«علم» واقع می شود. در فرهنگ اسلامی و قرآن کریم و روایات حضرات ائمه« عقل» و« جهل» در مقابل هم واقع می شوند.
چه بسا کسی که عالم باشد ولی در زمره ی جاهلان قرار دارد.
چه بسا دانشجویی در فراگیری علم از بهره ی هوشی بالایی هم برخوردار باشد و هزاران ابیات شعر را در حافظه داشته باشد، در المپیادهای مختلف رتبه های بالایی کسب کرده باشد، در جشنواره ی خوارزمی رتبه ای ممتاز کسب کرده باشد، با این اوصاف علی رغم علم بالایش از عقل کافی برخوردار نباشد.
عقلانیت با خواندن کتاب و مطالعه به دست نمی آید که به جوانی بگوییم چند سال درس بخوان و یا مثلاً یک دور کتاب های شهید مطهری را بخوان تا عاقل شوی. عقل یعنی اینکه تصمیم بگیری عاقل باشی و سنجیده رفتار کنی.
1-یاد بگیریم در قبال پیامد رفتارها و کردارهایمان مسؤولیت پذیر باشیم.
2-دیگران از یک فرد عاقل و بالغ انتظار دارند پاسخ قابل قبول و قانع کننده ای در قبال رفتارها و کردارهایش داشته باشد.
3-هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. سنجیده و با توجه به اقتضای شرایط رفتار کن و سخن بگو، یعنی یاد بگیر حرف را کجا بزنی و با هر فردی چگونه رفتار کنی.
4-بهتر است قبل از اینکه سخنی را به زبان بیاوریم. کمی راجع به آن فکر کرده و با درایت بیشتری صحبت کنیم که در واقع با کنترل زبان خود از پشیمانی های احتمالی جلوگیری کنیم.
5-مواظب باش در شادی های زندگیت، خیلی مغرور و در مصائب زندگی خیلی غمگین و ناامید نشوی، بلکه آنچه عاقلانه به نظر می رسد. این است که حد اعتدال را رعایت کنی. وقتی شادی آرام بخند تا غم بیدار نشود وقتی ناراحتی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود.
6-برای بالا بردن توان سازگاری، خودت را جای دیگران بگذار و ببین در چنان موقعیتی تو چه می کردی، آنگاه است که آن ها را درک می کنی و می توانی با دیگران کنار بیایی.
7-سازگاری را با سازشکاری یکسان مپندار، سازگاری کنار آمدن با اطرافیان است و سازشکاری کنار آمدن با دشمن.
8-یادمان باشد که عاقل بودن را نباید با بعضی از زرنگی ها، زد و بندها و حیله گری ها اشتباه گرفت.
9-از جمله راه های افزایش عقل.
شرکت در جلسات و نشست و برخاست با افرادی است که بلوغ فکری و علمی لازم را دارند و به اصطلاح فهیم و رشد یافته هستند یا لااقل آشنایی با سیره و زندگی آن هاست.
و در آخر که امام حسین فرمودند: عقل جز از راه پیروی حق به کمال نمی رسد.
2-6-توانمندی اقتصادی
توانمندی اقتصادی در ازدواج این است که فرد بالقوه توانایی داشته باشد که اگر زندگی مشترک تشکیل داد، بتواند اداره کند و بخشی از این توانایی به ظهور رسیده باشد.رسیدن به بلوغ اقتصادی صرفاً مربوط به پسران نمی شود؛ بلکه دختران هم بادی مدیریت و برنامه ریزی مخارج را بلد باشند تا بتوانند زندگی همراه با پیشرفت، آرامش و دوری از فقر مادی و روحی داشته باشند.
2-7- بلوغ عاطفی
1-اگر بتوانید احساسات غیرمعقول و کودکانه را کنار بگذارید و به جای آن عاقلانه و منطقی رفتار کنید، رشد عاطفی لازم را دارا هستید.
2- اگر با یک بحث جزئی زود عصبانی می شوید، بدانید زندگی مشترک هم خالی از این مشکلات نخواهد بود؛ پس بهتر است در رفتارتان تجدیدنظر کنید.
3- یادمان باشد شرکت در کارهای گروهی، حس همدلی و همکاری ما را پرورش می دهد که در نهایت باعث رشد شخصیت عاطفی مان می شود.
4- خوب است تمرین کنیم گاهی از خطای دیگران بگذاریم و چشم پوشی کنیم. در این صورت علاوه بر حفظ روابط، خود نیز به آرامشی زیبا خواهیم رسید.
5- گاهی انعطاف پذیری فرد در مقابل خواست دوستان، خانواده و اطرافیان توان سازگاری او را بالا برده و تمرینی است جهت یادگیری و گذشت در زندگی مشترک.
6- اگر شما در ابراز احساسات به دیگران دچار مشکل هستید. بهترین تمرین این است که در بیان احساسات قلبی خود از نزدیک ترین افراد خانواده تان شروع کنید.
7- ابراز احساسات افراطی را نشان رشد عاطفی ندانیم و در نظر داشته باشیم که در چه زمان و در کجا و نسبت به چه کسی احساسات را بروز می دهیم.
2-8- بلوغ جنسی
لازم است پیرامون تغییرات جنسی و بهداشت و احکام مربوط به آن اطلاعات کافی داشته باشید.
البته تنها رسیدن به بلوغ جنسی و جسمی برای ازدواج کافی نیست. این بلوغ بدون حضور عقل و دیگر بلوغ ها هرگز شما را به آرامش و ازدواج سالم و موفق نمی رساند.
2-9- بلوغ اجتماعی
بلوغ اجتماعی در ازدواج از سویی باعث برطرف شدن خجالت، رفع ترس از حضور و صحبت درجمع و منزوی بودن و از سوی دیگر موجب شکوفا شدن استعدادها و بروز احساسات، گفتن نظرات شخصی، تعامل با دیگران، استفاده نظرات دیگران و اخذ تصمیم نهایی درست می شود.
روی آوردن به اجتماع و قبول مسؤولیت های اجتماعی( چه کوچک و چه بزرگ) مانند شرکت در اجتماعات سالم، قبول مسؤولیت در محیطی غیر از خانه، دوست یابی، اظهارنظر کردن در مورد نظرات دیگران و اتفاقات به روز جامعه، از شاخص های رسیدن به این بلوغ است.
2-10- بلوغ فرهنگی
تصور اینکه هرچه تحصیلات بالاتر باشد بلوغ فرهنگی فرد بیشتر است. تصور غلطی است. تحصیلات در بلوغ فرهنگی فرد اثرگذار و لازم است اما کافی نیست.
بلوغ فرهنگی باعث می شود فرد هنگام ازدواج قدرت تشخیص درست از غلط را داشته باشد و بدون تعصب نسبت به آداب و رسوم غلط خانوادگی و فامیلی تصمیم گیری کند.شاید بهترین نتیجه ی رسیدن به بلوغ فرهنگی، دوری کردن از صفات اخلاقی منفی از جمله: بدزبانی، کج خلقی، کینه توزی، بی ادبی، بی انضباطی، هرزگی و روی آوردن صفات اخلاقی مثبت از جمله انعطاف پذیریف حق پذیری، حسن ظن و .. باشد.
در پایان این گفتار، بار دیگر به این نکته اشاره می کنیم که گاه برای فراهم آمدن شرایط اولیه، ممکن است چند سال نیاز به زمان داشته باشیم و این شرایط را باید بطور نسبی کسب کرد نه بطور مطلق.
پس از تبیین شرایط ازدواج گام بعدی برای ازدواج آسان و موفق، آشنایی با معیارهای انتخاب همسر است.

گفتار سوم:
معیارهای انتخاب همسر
3-1- تفاوت معیارها
آیا می توان برای همه ی دردها یک نسخه تجویز کرد؟ آیا باید معیارهای یک همسر شایسته در همه یکسان باشد؟
اگر معتقد به این نکته هستیم که هر پسری به درد هر دختری و هر دختری به درد هر پسری نمی خورد، چگونه می توان با وجود اختلاف سلیقه ها، ملاک و معیارهای ثابت و قطعی ارائه داد.
3-2- ضریب اهمیت معیارها
علاوه بر این، مشکل دیگر در تعیین معیارها، میزان و ضریب ملاک ها و معیارهاست.
به طور مثال اگر جوانی ده ملاک و معیار برای خود دارد، کدامیک اصلی و کدامیک فرعی است؟ اولویت این ملاک ها چگونه تعیین می شود؟ از کدام ملاک ها می توان صرف نظر کرد و کدام ملاک را باید شرط لازم تداوم زندگی برشمرد؟ و در یک کلام درصد ملاک ها چگونه تعیین می شود؟
3-3- هدف از ازدواج
اگر فلسفه ی ازدواج برای ما مشخص شد، معیارهای ما برای انتخاب همسر همان معیاری می شود که ما را به آن مقصود نزدیک می سازد و معیارهایی که با مقصود اصلی ما از ازدواج ارتباط ندارد، از فهرست ملاک و معیارها حذف می شود؛ اما هر چند آن معیارها از نظر ارزش و محتوا نکات خوب و ارزشمندی باشد، باید آن ها را از فهرست خود خارج سازیم تا زودتر به نتیجه برسیم.
قرآن کریم فلسفه ی ازدواج را برای ما روشن کرده است؛ قرآن ما را از سردرگمی در این خصوص رهایی می بخشد و آن فلسفه یک جمله بیش تر نیست« لِتَسکُنُو إلَیها».  ازدواج فقط یک هدف را دنبال می کند و آن، آرامش و تسکین آدمی است.
بنابراین تمام ملاک و معیارهایی که برای خود فهرست کرده اید، باید خرج این هدف شود که شما را به آرامش برساند. هر معیاری که آرامش بیش تر را برای شما تضمین کند، باید بیش تر توجه شما قرار گیرد و شما باید اولویت را به آن معیار بدهید. پس هر معیاری که با آرامش شما در تناقض بود، باید حذف شود.
3-4- کفویت وهمتایی
یک اصل اساسی در ازدواج مسأله ی« کفویت» یا همان« همتایی» و برابری با یکدیگر است. زیرا اصلی ترین مسأله که در ازدواج موجب آرامش آدمی می شود، اصل همتایی است و مهم ترین و اصلی ترین مسأله در کفویت،« ایمان» است زیرا مؤمن کفو مؤمن است.
کفو بودن به معنای مثل و شبیه بودن نیست؛ بلکه به معنای متناسب بودن است که گاهی این تناسب در شبیه بودن است، گاهی در هم جهت بودن و گاهی در مکمل بودن. برای آنکه بتوانیم تشخیص دهیم هرکدام از این حالات چه موقع باید رعایت شود، مثالی می زنیم. اگر من انسان کم حرفی هستم باید همسری انتخاب کنم که مثل خودم کم حرف باشد یا تا حدودی هم جهت با من باشد یا برعکس مکمل من باشد یعنی پرحرف باشد؟
اینجا باید ببینیم آیا کم حرفی خود را نقطه ضعف محسوب می کنم یا ویژگی خوبی می دانم؟ اگر نقطه ضعف است، مکمل آن کفو من است. و اگر ویژگی خوبی می دانم، به دنبال هم جهت خویش باشم. راه دیگر برای این شناخت، دوستانی هستند که انتخاب کرده ام، ببینم بیشتر تمایل به دوستان کم حرف دارم یا پرحرف؟ اینگونه می توان مصادیق کفویت را شناسایی کرد. نهایت آنکه کفو شما کسی است که شما با او احساس آرامش می کنید.
3-5- تفاوت آسایش با آرامش
نباید«آسایش» را با«آرامش» اشتباه بگیریم.
آرامش با وسایل آسایش به دست نمی آید؛ هرچند آسایش می تواند زمینه ساز آرامش نیز باشد. صفا و صمیمیت در خانه از هر آسایشی لازم و ضروری است و چه بسا در خانه هایی که آسایش آنچنانی وجود ندارد، اما آرامش بر فضای خانه حاکم است.
در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست.
آنجا که صفا هست یقین نور خدا هست.
گاهی داشتن ثروت و دارایی و زندگی مرفّه و تجمّلات زندگی برای برخی خانواده ها مانع از ازدواج موفّق جوانان آن خانواده می شود. هرچند مدرک، شهرت، ثروت، زیبایی و .. هر یک تا حدودی ناچیز ممکن است آرامش را برای مخاطب خود به همراه داشته باشند. امّا اگر معیار اصلی در ازدواج گردید، نه تنها موجب آرامش نمی شود که آرامش سوز است.
3-6- معیارهای انتخاب همسر از منظر اهل بیت(علیهم السلام)
نکات دقیقی می توان در روایات در مورد انتخاب همسر دید؛ به طور نمونه احساس سازگاری روحی دارای خانواده خوب و شایسته، ترجیحاً غیرخویشاوند، صاحب تدبیر و به دور از کینه توزی، حسادت و بداخلاقی.
بطور خاص در مورد انتخاب زن خوب تاکید وافری شده است؛ چرا که محل استقرار جان است و شریک مال و دارایی و آگاه به راز عقیده و گردنبندی است در گردن که می تواند ارزشی بالاتر از طلا یا پست تر از خاک داشته باشد. البته این انتخاب نباید برای خودنمایی و چشم و هم چشمی باشد. مواردی که به عنوان معیار ذکر شده است عبارتند از:
1) خوش نامی 2) حسن خلق 3) مادر لایق 4) کفویت و همتایی 5) اصیل و ریشه دار 6) خانواده خوب 7) مهربان 8) مددکار 9) بی دردسر 10) دهان خوشبو 11) پرزا  12) نرم خو 13) مؤمن 14) شایسته 15) کم خرج 16) متدین 17) زیبا و از این ویژگی ها دور باشد 18) بی تربیت 19) لجباز 20) ناسازگار 21) نافرمان 22) کثیف 23) احمق 24) بیبندوبار 25) فتنه گر 26) شهوت ران 27) شتابان در لذات حیوانی 28) اهل حرام 29) قهقهه زننده 30) پلید تبهکار 31) بدزبان بی حیا 32) پرحرف 33) مجنون 34) نکوهیده 35) عزادار دائمی 36) منت گذارنده ثروت 37) درشت گوی زشت کردار 38) بدکاره 39) پرتقاضای طلاق.
و البته تاکید شده است که چند چیز نباید انگیزه اصلی ازدواج باشد که عبارتند از: دارایی، خاندان، زیبایی، لذت، قدرت.
انتخاب شوهر نیز به گردنبد بندگی تشبیه شده است که باید دقت بیشتری به آن کرد. معیارهایی که برای شوهر در روایات ذکر شده است عبارتند از: 1) همتایی 2) کفویت ایمانی 3) پاکدامنی 4) تمکن مالی 5) شرافت اسلامی 6) اخلاق 7) دین- داری 8) امانت داری 9) تقوا 10) فرهنگ 11) اعتقاد صحیح 12) پاکیزه 13) سخی و دست ودلباز 14) سلامت جنسی 15) نیکوکار و پشتیبان پدرو مادر.
و مرد باید از این ویژگی ها دور باشد. 16) دروغ گو 17) تهمت زن 18) دشنام- گوی 19) بخیل 20) دریغ از کمک به دیگران 21) دست بزن 22) بدرفتار 23) بداخلاق 24) تنگ نظر 25) سوء تدبیر 26) شراب خوار 27) انحراف جنسی 28) غیرت بی جا.
همچنین تاکید شده است به خاطر فقر و نداشتن مال جلوی ازدواج را نگیرید.

گفتار چهارم:
آداب خواستگاری
4-1- جایگاه قلب وعقل در انتخاب
اولین مسأله ی مهم در آداب خواستگاری این است که بدانیم در انتخاب همسر، انتخابگر اصلی در وجود ما کیست؟ یعنی مشخص شود که آیا«قلب» انسان تصمیم می گیرد یا« عقل»؟ اگر جایگاه مشخص خواهد شد. به تناسب پاسخ به این سؤال، آداب متفاوتی در برابر ما جلوه می نماید.
ریاست و فرماندهی ازدواج با دل است. اما یک اصل مدیریتی را نباید از نظر کار دور کنیم و آن اینکه مدیرانی موفق هستند که در کنار خود، کارشناسانی آگاه را به کار بگمارند. یعنی مدیران موفق قبل از اقدام به هر کاری و فرمانی و اظهار نظری باید به کارشناسان خود فرصت بدهند تا آنان نظر کارشناسی خود را اعلام دارند و کارشناسان بدون اینکه نگران نظر مدیر باشند و از نظر مدیر اطلاع داشته باشند. با خیال آسوده کارشناسی خود را انجام دهند. نتایج آن را به مدیر ارائه دهند و محاسن، معایب، کیفیت و کمیت پروژه ی موردنظر را گزارش دهند. سپس مدیر با آگاهی از تمام نکات مؤثر در موضوع، تصمیم بگیرد که پروژه انجام شود یا دستور به توقف آن دهد.
در امر ازدواج نیز قبل از هر گونه تصمیم و گزارشی، قلب باید از کارشناس ویژه ی خود- یعنی عقل- کار کارشناسی طلب کند، زیرا خداوند عقل را به عنوان کارشناسی عالی رتبه در وجود انسان نهاده است.
4-2- دلدادگی
تعلق خاطر و دلبستگی و دلدادگی دل، تصمیم گیری آن را مشکل و نسنجیده می کند.
آداب خواستگاری باید به نحوی تنظیم شود که عوامل تحریک کننده ی قلب در آخر قرار گیرد؛ نه در ابتدا خواهان دیدار یکدیگر و گفتگو با هم باشند.
عقل می گوید: در ابتدا ببینید از نظر تفکر با هم سنخیت دارید یا ندارید؟ سپس نوبت به محبت می رسد که پس از تأیید عقل اگر محبت وارد میدان شد، هرچه رابطه نزدیک تر شود، محبت بیش تر می شود و زندگی شما قوام و پایداری بیش تری دارد.
4-3- غلبه احساسات در آشنایی های مستقیم
در خواستگاری هایی مستقیم که جوانی از جوان دیگر در پی یک دیدار سطحی و دلباختگی ذهنی انجام می دهد و در پی سه جلسه گفتگو با هم خودمانی می شوند.
هر چند رفت و آمدهای جوان به نیت شناخت طرف مقابل انجام می شود، اما نتیجه ی کار برعکس می گردد. یعنی در این ارتباطات قبل از اینکه شناسایی انجام شود، دلباختگی ایجاد می شود و دلباختگی و عاشقی مانع از شناسایی است.
4-4- شیوه ی برخورد با آشنایی های مستقیم
• برای حفظ حرمت ها و همچنین احساسی نشدن مستقیماً با هم گفتگو نکنید.
• خودتان خوب می دانید که شناخت واقعی در نتیجه ی گفتگوها و تعاملات رسمی و به دور از احساس بوجود می آید، پس در این شرایط حتی گفتگوی جدی هم علاقه کاذب را به همراه خواهد داشت.
• احساسات بدون کلام هم منتقل می شوند پس با کنترل نگاه و رفتار خود فعلاً احساستان را پوشیده نگه دارید.
4-5-آشنایی از طریق چت کردن
• معمولاً کسانی چت را انتخاب می کنند که به دلایلی نمی خواهند دیده و کاملاً شناخته شوند.
• در چت کردن فوق العاده احساسات دخیل است؛ چون هر دو دارید آرمانی همدیگر را در نظر می گیرید.
• چت را وقتی انتخاب کنید که چند جلسه با حضور خانواده گفتگو کرده باشید و فقط مواردی که در جلسه گفتگو چیزی را از یاد بردید و یا خجالت کشیدید با چت کردن بپرسید.
4-6-نکاتی در مورد انواع خواستگاری رسمی و غیررسمی
به خاطر داشته باشیم که ازدواج نه تنها پیوند دو فرد بلکه وصلت دو خانواده با هم نیز هست؛ پس بدون حضور خانواده ها نمی توان انتظار ازدواج موفقی در آینده داشت.با حضور خانواده تان در خواستگاری ضمن اعتبار بخشی به خود و خانواده تان و استفاده از تجارب خانواده از فریب و سوء استفاده نیز به دور خواهید بود.
اگر در فامیل یا دوستان خانوادگی پسری را برای ازدواج با خود مناسب دیدی، این موضوع را به طور مستقیم با او در میان نگذار بلکه از فردی آگاه، خیرخواه و رازدار به عنوان واسطه کمک بگیر که به او پیشنهاد دهد که برای خواستگاری شما اقدام کند.
دختری که اصرار داری پسری را خواستگاری کنی! مطمئنی حرمتت حفظ می شود! مورد حمایت خانواده ی خود و طرف مقابل قرار می گیری! و مهم تر از همه در صورت شنیدن جواب رد احساس شکست و افسردگی پیدا نمی کنی؟!
4-7-مجلس خواستگاری
یکی دیگر از مباحث آداب خواستگاری، مجلس خواستگاری است.
خواستگاری باید در محل زندگی فرد انجام پذیرد. برای این نظر دلایل متعدد وجود دارد:
محیط خانه ما را با فرهنگ و حالات و نظریات طرف مقابل و خانواده اش آشنا می کند.
دکوراسیون خانه، آراستگی و تزیینات و نیز تابلوهایی که در اتاق نصب است و کتاب هایی که در کتابخانه وجود دارد، معرف شخص مخاطب ماست. حتی گفتار کودکانی که در حیاط منزل مشغول بازی هستند، می تواند شناخت بهتری از همسر آینده ی ما ارائه دهد.
محیط خانواده شناخت خوبی از وضعیت معیشتی فرد در اختیار ما می گذارد.
یکی دو جلسه که گفتگوها در منزل پدری دختر خانم انجام شد، خانواده ی دختر نیز می توانند پیشنهاد دهند به منظور بازدید، جلسه ی سوم یا چهارم در منزل پسر انجام شود و دختر نیز با دیدن فضای خانه ی پسر بسیاری از اطلاعات را به دست آورد.
4-8-نکاتی در مورد آداب خواستگاری
طبق سخنان پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) بهترین روز جهت خواستگاری روز جمعه و در ساعات بعد از ظهر می باشد و بهتر است در زمانی که قمر در عقرب است برگزار نشود.برای به دست آوردن آرامش قبل از خواستگاری دو رکعت نماز طلب خیر بخوانید و دعا کنید که آنچه خیر و صلاحتان است برای شما پیش آید.
برای جلسات اول بهتر است کسی غیر از خانواده نباشد و اقوام خبردار نشوند و در زمانی باشد که خانه خیلی شلوغ نیست تا تمرکز بیشتری بوجود آید، همچنین طبق روایات خواستگاری باید پنهان بماند.
پوشاندن عیوب صورت با آرایش کار عاقلانه ای نیست؛ عبور از مرحله ی اول را سریع ولی موانع بعدی را بیشتر و سخت تر می کند.
آنچه که واقعاً هستید را بیان کنید؛ نه آنچه در آرزوهای خود می اندیشید؛ مگر آنکه تأکید کنید این ها آن چیزی است که دوست دارم باشم ولی الان نیستم و وعده های دروغ به طرف مقابلتان ندهید.خواستگاری زمان ابراز احساسات و محبت به یکدیگر نیست؛ زیرا هنوز تصمیمی گرفته نشده و به هم محرم نشده اید و معلوم نیست که شما شریک زندگی هم بشوید.
4-9-گفتگوی خواستگاری را چگونه آغاز کنیم؟
در جلسات اول خواستگاری، باید پیرامون کلیات بحث شود. مثل اینکه:
چه چیز باعث شد شما خواستگاری من بیایید؟
به شما چه گفتند که شما اجازه دادید من به خواستگاری شما بیایم؟
از او بخواهید اطلاعاتی اجمالی از خودش ارائه دهد. در این زمینه می توان اینگونه سؤال کرد: از خودتان بگویید؟ منظور تحصیلاتتان، شغلتان، روحیاتتان، عقایدتان و کارهایی که کرده اید؟ موضوعات کلی را از او بپرسید: هدفش از ازدواج؟ انتظاراتش از همسر آینده؟ برنامه ی آینده ی زندگیش؟ خصوصیات بارز شخصیتی؟
در جلسه ی اول باید ظاهر یعنی صدا و سیما و حرکات او را برانداز و ارزیابی کنید.
در جلسه ی اول وارد مباحث جزئی ازدواج نشوید؛ مگر اینکه پیش از این اطلاعاتی از همسایه یا اقوام و آشنایان به دست آورده باشید.
4-10- استفاده از دیدگاه های خانواده پس از اولین جلسه
به جوانان توصیه می شود قبل از اینکه خود اظهار نظر کنند، اجازه دهند مادر و خواهر و کسانی که با شما در خواستگاری بوده اند اظهار نظر کنند. از آن ها نظرشان را به نحوی بپرسید. اگر شما قبل از آنان اظهار نظر کنید، آنان دیگر نظر موافق یا مخالف خود را ابراز نمی کنند. هر چند نظر شرعی اشکالی ندارد که شما ابراز نظر کنید؛ اما ادب اقتضا می کند نظر آن ها را بر نظر خود مقدم بدارید.
4-11- شیوه ی گفتگوی دونفری
در جلسه ی دوم با توجه به سابقه ی آشنایی، مباحث جزئی تر پیگیری می شود و در این جلسه است که عروس و داماد می توانند یک گفت و شنود فردی هم با یکدیگر داشته باشند.
در این مرحله باید به پرسش ها و پاسخ ها با تأمل بیش تر بپردازیم. باید ببینیم چه سئوالاتی را و چگونه مطرح کنیم؟ و چگونه می توانیم به سؤالات آن ها اعتماد نماییم؟ در این مرحله باید دقت شود که اگر سؤالات از قبل تعیین شده و به طور کلیشه ای آماده شده باشد، این گفت و شنود حالت غیرطبیعی پیدا می کند؛ یعنی براساس مجالس معمول خواستگاری طرفین سؤالات خود را آماده کرده اند و هر یک سؤالات طرف مقابل را به طور کلیشه ای پاسخ می گوید.
قطعاً چنین پرسش هایی ما را به مطلوب خود نزدیک نمی سازد. این مصاحبه تصنعی می شود و با واقعیت انطباق نخواهد داشت. مصاحبه باید کاملاً طبیعی باشد.
باید موضوعی کاملاً اتفاقی پیش کشیده شود و گفت و شنود از آن آغاز شود.
حرف هایتان را واضح و روشن بگویید، طوری که او منظور شما را متوجه شود و بتواند درست تصمیم گیری کند.
توجه دقیق در رفتار، ظاهر و عکس العمل فرد در مقابل سؤالاتی که از او می پرسید، شما را به شناخت بهتری می رساند.
مهارت خوب گوش دادن در بین جوانان امروز کم تر رعایت می شود؛ چرا که عمده دغدغه ای افراد، خوب حرف زدن است؛ در حالی که در خواستگاری خوب گوش دادن مهم تر و لازم تر است.
قبل از جواب دادن سؤالاتی که دارای مفاهیم متفاوت نزد افراد است، بهتر است به یک تعریف مشترک برسید؛ مفاهیمی چون قناعت، زهد و حتی اعتدال. گاهی سوء برداشتها و سوء تعبیرها از جملات طرفین باعث عدم شناخت صحیح فرد مقابل می شود.
خانواده ها فضای مناسب و زمان کافی در اختیار دختر و پسر برای گفتگو قرار دهند که قسمت عمده ی شناخت در همین گفتگوها حاصل می شود. این امر هیجانات را کاسته و روال صحبت را منطقی تر می کند.
هیچ گاه راحت صحبت کردن در جلسه را حمل بر آرامش داشتن با او در زندگی نگذارید. زیرا آرامش محصول تفاهم و صمیمیت هاست نه فقط راحت گفتگو کردن.
4-12- شناسایی از روی سؤالات فرد
در جلسات خواستگاری، ارزیابی شما سؤال محور باشد نه جواب محور. روش های کلاسیک و قدیمی آموزش و ارزیابی ها، جواب محور است. در نظام آموزشی مدارس و دانشگاه ها برای ارزیابی، یک سری سؤال می دهند.
سؤالات و ارزیابی های جواب محور فقط میزان حافظه ای دانشجو را نشان می دهد؛ نه میزان فهم او را.
مثلاً اگر بخواهند دانشجوی رشته ی فیزیک را بورس کنند، بهتر است از او بپرسند: مهم ترین سؤال فیزیکی که برای شما مطرح است، چیست؟ چه گره ای در فیزیک دارید؟ سؤالات این دانشجو مشخص می کند که سطح علمی و فهم علمی این دانشجو در چه حدی است.
در جلسات خواستگاری، بیش و پیش از آنکه سؤال مهم باشد، نوع پاسخگویی مطرح است؛ زیرا چه بسا به سؤالات را حفظ کرده باشد.
4-13- شیوه ی سؤال کردن
در جلسه ی خواستگاری این نکته را به عنوان یک قاعده در نظر داشته باشید که هر کس بیش تر حرف بزند، کم تر شناخت حاصل می کند و مخاطب بیش تر از او کسب اطلاعات می کند.
از سؤالاتی که در بطن آن جواب نهفته است و طرف با بله و خیر می تواند از آن بگذرد پرهیز کنید.
- سؤالات کلی نپرسید؛ مثلاً ایمانتان در چه حدی است؟ این سؤال باید به چند سؤال تقسیم بندی شود.
- سؤال هایی که جواب آن نیاز به توضیح دارد، تشریحی بپرسید؛ نه به صورت بله و خیر. مثلاً به جای اینکه بپرسید آیا شما عصبانی می شوید؟ سؤال کنید چه موقع عصبانی می شوید و موقع عصبانیت چه می کنید؟ چون به هر حال همه عصبانی می شوند.
-نسبت به جواب هایی که می دهد، سؤالی طرح کنید تا عمیقاً به نظر او پی ببرید.
- در بعضی سؤالات که احتمال می دهید طرف مقابلتان طبق میل شما جواب بدهد، بصورت دیگر بپرسید، به نحوی که جهتگیری و نظر شما در سؤال معلوم نشود؛ مثلاً به جای اینکه بپرسید: وقتی از دست همسرتان عصبانی می شوید، چه می کنید؟ بپرسید وقتی خواهر یا برادرتان شما را عصبانی می کنند، چه می کنید؟
4-14- بیان اسرار زندگی در خواستگاری
اسرار زندگی طبقه بندی دارد. در مباحث امنیتی، اطلاعات را به چهار طبقه« بکلی سرّی، سرّی، خیلی محرمانه و محرمانه» تقسیم می کنند. در زندگی نیز برای مسائل خود طبقه بندی داشته باشید. در جلسات اوّل خواستگاری از آن بی اطلاع است.
برخی از اسرار را نیز می توانید در جلسات بعد مطرح کنید. اسراری را که جز خانواده ی شما کسی از آن اطلاع ندارد، نباید در جلسات اوّل از آن سخنی به میان آورید و می توانید در مراحل بعد به میزان اعتمادی که به فرد پیدا کردید، او را مطّلع سازید.
امّا اگر در دوران مجرّدی دچار لغزشی شده اید و کسی هم از آن باخبر نیست و شما نیز توبه کرده اید، بعد از ازدواج هم همسرتان متوجّه آن نمی شود، نباید آن را در جلسه ی خواستگاری مطرح کنید. گناهان و خطاهای ما، بین ما و خدای ماست.
ولی اگر مسأله ای قبل از ازدواج بر شما حادث شده و شما مرتکب جرم و خطایی شده اید و ممکن است پس از ازدواج برملا شود و شما نگران افشای آن هستید که با افشای آن مشکلی برای شما بوجود آید، باید حتماً آن مسأله را به نحوی مطرح سازید.

گفتار پنچم:
ضرورت تحقیق در ازدواج
5-1-زمان تحقیق
در مرحله ی اول باید توجه کنیم قبل از ورود به مراحل اصلی خواستگاری تحقیق شروع شود. برخی، تحقیقات را به آخرین مراحل موکول می کنند؛ یعنی وقتی همه ی حرف ها زده شد، می گویند: حالا اجازه بدهید تحقیق کنیم. این روش نادرست است؛ چرا که اگر در تحقیق روشن شد مشکلی در کار است، تمام زحمات و رفت و آمدها با یک تحقیق کوچک تمام می شود. در حالی که در همان مرحله ی اوّل می توانست این کار فیصله پیدا کند و این همه دردسر به وجود نیاید؛ و باعث ناراحتی یا ضربه خوردن به کسی نشود بنابراین پیش از آمدن خواستگار، از او و خانواده اش جویا شوید، ببینید چقدر به شما شبیه اند؟
5-2-منابع تحقیق
از چه کسی تحقیق کنیم؟
پاسخ این است که به فراخور هر محلّ از معتمدان و افراد شاخص و متدیّن و مسؤولان باید سؤال شود. یعنی ابتدا در آن محیط بپرسیم: چه کسی معتمد و مطمئن است و بعد با او موضوع را مطرح کنیم. محقّق قبل از اینکه وارد تحقیق پیرامون موضوع اصلی ازدواج شود، لازم است ابتدا در مورد منابع تحقیقی که می خواهد سراغ ایشان برود تحقیق کند.
5-3-خصوصیات محقق
مطلب اساسی سوم در امر تحقیق، مسأله ی عوامل تحقیق است؛ اینکه چه کسی باید به تحقیق برود؟
محقّق باید فردی پخته و زیرک باشد تا بتواند از بین سخنان منابع تحقیق به حقیقت دست یابد. انسان ها معمولاً نقاط ضعف وعیوب دیگران را به راحتی در اختیار طرف مقابل نمی گذارند و این کار، تحقیق را با مشکل مواجه می کند. گاه منابع تحقیق بنا به مصلحت اندیشی و یا بیم از اطلاع یافتن فرد تحقیق شونده( مورد تحقیق) اطّلاعات را در اخیار محقّق نمی گذارند و یا در لفّافه و کنایه مطالبی را در اختیار محقّق قرار می دهند.
5-4- شیوه ی تحقیق
محقّق باید به نحوی اطمینان منابع تحقیق را تأمین کند.
از دیگر نکات قابل توجّه در این بخش، تعّدد تحقیقات است؛ یعنی نباید به یک یا دو منبع تحقیق اکتفا شود.
سؤالات علی رغم جزیی شدن، باید به گونه ای باشد که جهت گیری در آن نباشد. یعنی پاسخ دهنده نظرتان را حدس نزند که بخواهد پاسخ را مطابق میل شما بدهد. گاه از سر بی حالی و سهل انگاری در خصوص خانواده ها، تحقیق صورت نمی گیرد و می گویند ما توکّل به خدا کردیم. این سخن غلطی است که انسان کم کاری خود را پای توکّل به خدا بگذارد و یا بجای تحقیق، از استخاره یاری بگیرد.

گفتار ششم:
تصمیم گیری
6-1- جایگاه قسمت در ازدواج
از مباحث مهمّی که معمولاً در امر ازدواج از آن خیلی سخن به میان می آورند، بحث قسمت است.
بحث قسمت را باید تحت واژه ی غنی تر« قضا و قدر» مورد بررسی قرارداد که تقریباً معادل واژه ی« سرنوشت» در فارسی است.
مقصود از قضا و قدر یا سرنوشت، این است که انسان در مسیر زندگی خود در مدار مشخّص تعیین شده در حال حرکت است.
علمای اهل لغت و تفسیر«قضا» را به معنی سرنوشت قطعی می دانند و«قَدَر» به معنی سرنوشتی که از روی محاسبه و مشروط اتّفاق می افتد. یعنی چنانچه کسی از یک ساختمان به طرف پایین پرتاب شود حداقل پایش خواهد شکست. این بخشی از قدر است. سختی زمین، نوع فرود آمدن او، نوع قدرت بدنی و توان آن فرد، شرایط مختلفی را در کنار هم قرار می دهد تا قَدَر شکل بگیرد. بطور مسلّم نظام هستی بر اساس قدری بنا نهاده شده است و قوانینی بر آن حاکم است.
همچنین در این عالم هستی، یک قضایی حاکم است که اگر کاری در قضای الهی حتمی شده باشد. دیگر بدون تردید آن رخ خواهد داد و شرایط و اگر و امّایی در آن نقش ندارد.
6-2- اختیار وسرنوشت
اختیار انسان هم جزء سرنوشت و قضا و قدر است یعنی اختیار از سرنوشت جدا نیست و یکی از بخش های سرنوشت انسان، مختار بودن اوست.
ماحصل نگاه به بحث سرنوشت این است: خداوند در زندگی هریک از ما راه هایی را به نام سرنوشت قرار داده است. برای تشریح بهتر این بحث، مثالی را بیان می کنیم. اداره ی راه و ترابری برای خروج از شهر اصفهان، راه ها و جاده هایی را آماده کرده است که هر یک به سمتی از شهرهای مختلف متّصل می شود چنانچه کسی قصد سفر به یکی از شهرهای دیگر داشته باشد، ناگزیر است یکی از این راه ها را برگزیند. این جاده ها از قبل تعیین شده است و کسی نمی تواند غیر از این راه ها از راه دیگری از اصفهان خارج شود ولی اینکه من به کدام جاده بروم و قصد کدام شهر را داشته باشم، اختیارش را به خودم واگذار کرده اند و من می توانم شهرهای مختلف را برای سفر برگزینم ولی ناگزیرم برای سفر به هر یک از آن شهرها از راه مخصوص آن از اصفهان خارج شوم. بنابراین اختیارم مطلق نیست.
بنابراین با اینکه اختیار دارم ولی راه های محدودی برای این سفر در پیش روی من است.
6-3- حق انتخاب در ازدواج
در مسأله ی ازدواج هم، این قاعده جاری و ساری است. در سرنوشت شما تعداد زیادی به عنوان همسر وجود دارند. این، برای شما مقدّر است، ولی قضا نیست تا کدام اتّفاق بیفتد و هر یک کدام را انتخاب کنید، مشروط به ده ها گزاره ی دیگر است اگر اغلب گزاره ها اتّفاق بیفتد و گزاره ی آخری محقّق نشود، از سرنوشت شما خط می خورد. یعنی او در سرنوشت تو نوشته شده بود، ولی در اثر عمل اختیاری تو در زندگیت رخ نداد.
6-4- جزئی برخورد نکردن در ازدواج
عالم هستی پستی و بلندی های فراوانی دارد و در آن اسرارها نهفته است. بنابراین در امر ازدواج، جزمی برخورد نکنید. چه بسا انتخابی که جز عذاب، ثمری برای شما ندارد. بنابراین به خدای خود اعتماد کنید. او خیرخواه مطلق است و بخشنده ای است که در بخشش خود بخل نمی ورزد. اگر صلاح تو را در آن می دید که این دختری که دل به آن بسته ای در سرنوشت تو مقدّر شده باشد، او را در سرنوشت قرار می داد.
پس اگر احساس کردید در سرنوشت شما جای ندارد، بیهوده تلاش نکنید.
برای اینکه تشخیص دهید که آیا کسی در سرنوشت شما قرار دارد یا نه، راهش این است که در حد معمول و روش های صحیح برای ازدواج و اقدام کنید. اگر با روش های سالم و منطقی به پیش رفتید، امّا موانع یکی پس از دیگری بر سر راهتان بوجود آمد که برداشتن آن موانع از عهده ی شما خارج است، در این صورت احتمال بدهید که این فرد در سرنوشت شما ثبت نشده است و به راحتی از کنارش عبور کنید. البته اینجا صحبت از ترک سماجت و لجاجت است؛ تا پایداری و مقاومت؛ مثلاً اگر جوانی چندین سال برای ورود به دانشگاه در کنکور سراسری شرکت کرده و علی رغم تلاش بی وقفه و برنامه ریزی های دقیق موفّق به کسب نمره ی قبولی در رشته ی مورد نظرش نشده است، بپذیرد که در سرنوشتش نبوده است.
6-5- تلاش و پاکی، مؤثر در سرنوشت
البته خداوند در حد منطقی و متعارف، اختیاراتی به ما داده است که بتوانیم انتخاب کنیم و عمل کنیم. در آنجا که سرنوشت جنبه ی قَدَر دارد، شروطی را نیز قرار داده است. از جمله اینکه« وَ أن لَیسَ لِلانسانِ إلّا ما سَعی».  این، شرط قَدَر خداوند است؛ یعنی کسی که همسر خوب و صالحه می خواهد، باید تلاش کند. دختر خانمی که همسری شایسته و صالح می خواهد. باید در کسب کمالات و رعایت عفّت و حیا کوشش کند.« وَالطّیّبات للطّیّبین».
آری، درست است که این مرد در سرنوشت شما رقم خورده است امّا با گناه؛ مردی که در کوچه پیدایش می کنی و به او لبخند می زنی و ابراز محبّت می کنی تا او را به خود متمایل سازی، در سرنوشت شما تأثیر دارد؛ چرا که اعمال ما در سرنوشتمان تأثیر مثبت یا منفی می گذارد. البته چنین عمل کردن، به یقین سرنوشت شما را به سوی بدی و شقاوت رقم می زند. ولی در بحث قضا سرنوشت افراد همه مثبت رقم خورده است چون سرنوشت حتمی است و در حیطه ی اختیار انسان نیست. تصّور اینکه امروز که خواستگار آمده است من حواسم را جمع کنم، خطایی از من سر نزند تا سرنوشتم خوب رقم بخورد، برداشت ناقصی است. چه بسا اعمال سال گذشته ی من هم در خواستگاری تأثیر بگذارد.
6-6- توجّه به اصلاح کننده ی سرنوشت
البته خداوند باب توبه و بازگشت و جبران را نبسته است، تا هرجایی که فرد احساس کرد خطایی در گذشته از او سر زده است و آن خطا سرنوشت او را به بدی رقم زده است توبه کند و سرنوشت خود را به سوی نیکی و فلاح تغییر دهد.
6-7- توکّل
توکّل در تصمیم گیری نقش اساسی دارد. توکّل یعنی انسان همه ی تلاش ها و مطالعات و تحقیقات را داشته باشد؛ امّا لحظه ی تصمیم گیری باز از خداوند غافل نباشد و سر رشته ی همه ی امور را در دست خداوند ببیند.
6-8- جایگاه استخاره در ازدواج
از دیگر مباحث مربوط به تصمیم گیری، مسأله ی استخاره است. مقصود از استخاره« طلب خیر نمودن از خداوند» است.
استخاره با فالگیری فرق دارد. اگر کسی به سراغ آقایی برود و بگوید: استخاره کنید ببینیم در آینده برای ما چه اتّفاقی می افتد، این استخاره نیست. استخاره فقط می گوید خوب یا بد است. از چگونگی اتّفاقات آینده خبر نمی دهد و حداکثر جنبه هایی از خوب و بد بودن را توضیح می دهد.
امّا نکته ای که در این باره باید متذّکر شویم، این است که اغلب استخاره های ما از ضعف عقل یا ضعف نفس و یا ضعف ایمان ناشی می شود. چون تعلقّمان کم است یا ضعیف النفس هستیم و یا ایمان ضعیفی داریم، رو به استخاره می آوریم. گاهی افراد هنوز خواستگاری نرفته اند، سراغ استخاره می روند. این رفتار، بازی درآوردن است. فکر غلطی است که در ذهن بعضی ها قرار گرفته است که می گویند می خواهیم با خداوند مشورت کنیم، بنابراین استخاره می کنیم. استخاره مشورت با خدا نیست. در روایات هیچ کجا نگفته اید برای مشورت با خدا استخاره کنید. امّا مشورت با مؤمنین را مشورت با خدا دانسته اند.

گفتار هفتم:
نقش مهریه در ازدواج
7-1- فلسفه مهریه
یکی از نکاتی که خداوند متعال در تعیین مهریه برای ازدواج در پی آن است، مشخّص شدن جایگاه طالب و مطلوب است.
در فرهنگ دینی ما مهریه به منزله ی هدیه ای از جانب مرد به زن است تا اثبات کند من طالب تو هستم و تو مطلوب منی و این هدیه لازم نیست حتماً جنبه ی مادی داشته باشد.
7-2- میزان مهریه
وقتی می گوییم در صدر اسلام پیامبر اکرم(ص) مهریه ی بانویی را آموختن قرآن قرار داد، مقصودمان این نیست که امروز هم بگوییم که آموزش قرآن به عنوان یک هدیه کافی است یا علم آموزی کافی است. این در حدّ اضطرار است. پیامبر چون آن شخص هیچ چیزی برای هدیه و مهریه نداشت، آن مهریه را تعیین فرمودند.
در این زمینه نکاتی را خاطرنشان می کنیم:
-مهریه هدیه ای است صادقانه پس بهتر است صادقانه نوشته شود.
- مهریه سنگین باطل نیست؛ امّا نکوهش شده و عامل بی برکتی زندگی است.
- مهریه ی سنگین مربوط به دوران جاهلیت است. پیامبر اکرم(ص) آن را منسوخ کرد.
- بالا بردن میزان مهریه احترام نیست، بی احترامی است؛ چون مقام دختر مسلمان را با پول نمی توان سنجید بلکه با بالا بردن مهریه جنس این معاملهی انسانی را تنزّل می دهید، به قدر یک کالا و یک متاع، هیچ ثروتی نمی تواند معادل سرانگشت یک زن مسلمان باشد. 
- مهریه ی سنگین نه تنها مهر و محبّت را می برد؛ بلکه باعث ایجاد کینه و بی اعتمادی می شود.
- اگر قرار باشد چشم و هم چشمی معیار تعیین مهریه باشد، پس جایگاه اعتماد و محبّت بین زن و شوهر کجاست؟
7-3- عوامل بالا رفتن مبلغ مهریه
امروزه در جامعه ی اسلامی ما مهریه جنبه ی چشم و هم چشمی و فخر و پز دادن پیدا کرده است. گاهی شنیده می شود می گویند: ما دخترمان فلان هنر و یا فلان مدرک را دارد، پس مهریه اش را فلان تعداد سکّه بگیرید یا شنیده می شود می گویند: خانواده ی فلانی که وضع مالی آن ها از وضعیت مالی ما کم تر بود و پایین تر از ما بودند، آنقدر مهریه گرفتند، ما که کم تر از آن نیستیم، پس مبلغ مهریه باید بیش تر باشد. در این تفکّر، مهریه همچون نرخ دختر تلقّی می شود.
باید بدانیم مهریه ی سنگین نمی تواند اعتمادآور باشد؛ زیرا متأسفانه وقتی پسر غیرقابل اعتماد باشد، چنان همسرش را خسته و کلافه می کند که دختر ناگزیر به طلاق شود. چنانکه آمار طلاق هایی که انجام می شود، بیش تر از جانب دختران تقاضا می شود. چون اگر پسر خواست طلاق بدهد، ناگزیر است تمام مهریه را بپردازد ولی دختر اگر خواست طلاق بگیرد، ناگزیر اس مهریه اش را ببخشد و مرد آنچنان عرصه را بر دختر تنگ می کند که او مجبور به درخواست طلاق شود.

گفتار هشتم:
بهترین انتخاب

• انسان در هر لحظه با انتخابی روبرو است. بعضی از این انتخاب ها در نحوه ی زندگیمان در دنیا مؤثر است، و بعضی در آخرت؛ بعضی نقش سرنوشت سازی دارد، بعضی کم تر؛ بعضی قابل جبران است و بعضی غیرقابل جبران. در بین این انتخاب ها انتخاب همسر تأثیر سرنوشت سازی در دنیا و آخرت ما دارد و تصمیم غلط در این عرصه گاهی با خسارتی بس بزرگ همراه است و به راحتی قابل جبران نیست.
• بهترین انتخاب وقتی است که انسان هم خوب انتخاب کند، هم خوب انتخاب شود؛ لذا صادقانه بگوید و نشان دهد و عاقلانه بشنود و ببیند. هم فرد را در نظر بگیرد و هم خانواده و فرهنگ او را. به دیدگاه خود اکتفا نکند و از دیگران کمک بگیرد، ولی نهایتاً خود تصمیم بگیرد.
•بهترین انتخاب وقتی است که عوامل تحریک زای عاطفه میدان دار نباشند. عاقلانه انتخاب نماید و عاشقانه زندگی کند.
• بهترین انتخاب وقتی است که انسان به بلوغ عقلی، اجتماعی و عاطفی لازم رسیده باشد که نشانه ی آن احساس مسئولیت، کنترل عواطف، قدرت محبّت ورزیدن، توجّه به عرف اجتماعی در برخوردها و بطور کلّی عاقلانه و پخته رفتار کردن است.
برخوردهای عجولانه، احساساتی و اصرار بر مورد خاص نشانه ی ضعف در این مقوله می باشد.
• سخت گیری در انتخاب ما را به بهترین انتخاب نمی رساند. هرچند نداشتن معیار دقیق در انتخاب و عدم تشخیص بین ضریب اهمیت معیارها نیز ما را به بهترین انتخاب نمی رساند.
• بهترین انتخاب، انتخاب کسی است که ما را به آرامش برساند، لباسی باشد برای محافظت از بدی ها، نسیمی باشد برای خنکی و پوششی متناسب و هم اندازه.
• بهترین انتخاب، انتخاب فردی است راستگو، با وفا، امانتدار، محترم، اهل نماز، دور از گناه، و در یک کلمه دیندار و با تقوا و با ایمان؛ کسی که در دین خود پایدار و راضی به رضای خداوند باشد، تسلّط بر خود داشته باشد، از گناه ناخشنود و مطیع خداوند باشد، کسب حلال داشته، خوش اخلاق و مخلص باشد، نماز اوّل وقت، توسّل و محبّت به اهل بیت) و التزام به احکام دین و واجبات داشته باشد.
• بهترین انتخاب نه فقط انتخاب همسری است با ترکیبی از ویژگی ها برای تکامل و ارضای نیازهای روحی، عاطفی، غریزی و ... بلکه انتخاب ما دری است که کمالات فکری و روحی و معنوی او دانشگاه بزرگ رشد و تعلیم و تربیت عزیزترین عزیزان ما یعنی فرزندان دلبند ماست.
• و در آخر بهترین انتخاب، انتخابی است که با اعتماد به خداوند و توکّل به او و سپردن ازدواج به او و تسلیم او شدن و اطمینان و رضایت نسبت به او صورت گیرد.( و انجام دادن تمام وظایفی که در این زمینه او به ما سپرده است اعم از تعقل، تلاش، مطالعه و مشورت)

« اُفَوِّضُ أمری إلَی اللهِ إنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ».
کار خود را به خدا سپردم؛ چرا که خداوند به حال بندگان بیناست.

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)